دنیا فانی است… پس یکدیگر را به خاطر چیزهایی که ارزشش را ندارند از دست ندهید.نزدیک به دو سال است که…
انتشار: 2026/08/19 21:17 UTCدریافت: 2026/08/20 02:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 02:30 UTC
دنیا فانی است… پس یکدیگر را به خاطر چیزهایی که ارزشش را ندارند از دست ندهید.نزدیک به دو سال است که زندگی من میان بیمارستانها، اتاقهای عمل و بخش مراقبتهای ویژه گذشته است.ده عمل جراحی بزرگ را پشت سر گذاشتهام، دو بار در بخش مراقبتهای ویژه بستری شدهام و یک بار قلبم از تپش ایستاده است.حدود ۳۰ جلسه پرتودرمانی انجام دادهام؛ ماسکی روی صورتم میگذاشتند و بدنم را به تخت ثابت میکردند تا نتوانم حرکت کنم، سپس درمان آغاز میشد.فقط در خارج، بیش از ۱۰۲ آزمایش و اقدام پزشکی انجام دادهام؛ از سیتیاسکن و رادیوگرافی گرفته تا سونوگرافی، اکوکاردیوگرافی، آزمایشهای مختلف و بسیاری بررسیهای دیگر.شیمیدرمانی هم بود… روزهایی که نمیتوانستم بهطور طبیعی غذا بخورم.روزهایی که درد به بخشی از زندگی روزمرهام تبدیل شده بود.اما بیماری و بیمارستانها تنها چیزهایی نبودند که از سر گذراندم…در طول جنگ، پدرم را از دست دادم.خواهرم، همسرش و فرزندانشان را از دست دادم.خانه و تمام داراییهایم را از دست دادم.زندگیای را که میشناختم از دست دادم.امروز تنها زندگی میکنم؛ دور از خانوادهام و دور از کسانی که دوستشان دارم.گاهی به زندگیام نگاه میکنم و با خودم میگویم:من زندهام… اما گاهی احساس میکنم زندگی میکنم و در عین حال، زندگی نمیکنم.بعد از تمام این اتفاقات، نگاه آدم به زندگی کاملاً تغییر میکند.وقتی روی تخت بیمارستان دراز کشیدهای، دیگر برایت مهم نیست چه کسی دربارهات چه گفته است.دیگر مهم نیست در یک اختلاف قدیمی حق با چه کسی بوده است.پول، جایگاه، غرور و دعواهای بیاهمیت دیگر معنایی ندارند.فقط یک چیز میخواهی: یک روز بیشتر زندگی کردن.اینکه بدون درد از خواب بیدار شوی.بتوانی عادی غذا بخوری.روی پاهایت راه بروی.صدای کسی را که دوستش داری بشنوی.خانوادهات را در آغوش بگیری.و فقط در کنار کسانی که برایت عزیزند، وقت بگذرانی.بعد از همه اینها، بارها از خودم میپرسم:برای چه با هم قهر میکنیم؟چرا از یکدیگر میرنجیم؟چرا برای هم مشکل ایجاد میکنیم؟چرا روزهای ارزشمند زندگیمان را صرف دعوا و نفرت میکنیم؟چرا آدمهایی را که دوست داریم، به خاطر یک کلمه، یک سوءتفاهم یا غرور از دست میدهیم؟زندگی بسیار کوتاهتر از چیزی است که تصور میکنیم.اگر با کسی اختلاف دارید… آشتی کنید.اگر کسی را رنجاندهاید… عذرخواهی کنید.اگر دلتان برای کسی تنگ شده… با او تماس بگیرید.اگر کسی را دوست دارید… به او بگویید که دوستش دارید.و اگر میتوانید کسی را ببخشید… ببخشید.عشق را به تأخیر نیندازید.عذرخواهی را به تأخیر نیندازید.بخشش را به تأخیر نیندازید.و گفتن کلمات زیبا را به فردا موکول نکنید.این حرفها را از روی کتاب نمیزنم و تجربه شخص دیگری هم نیست.اینها را بعد از دو سال بیمارستان، ده عمل جراحی، بستری در مراقبتهای ویژه، توقف قلب، پرتودرمانی، شیمیدرمانی، از دست دادن پدر، خواهر، همسر خواهر و فرزندانشان، از دست دادن خانه و تمام داراییهایم و زندگی دور از خانوادهام میگویم.من یک چیز ساده را فهمیدهام:ما گاهی به خاطر چیزهایی ناراحت و عصبانی میشویم و یکدیگر را از دست میدهیم که در برابر نعمت زندگی، هیچ ارزشی ندارند.امروز اینجا هستیم؛اما فردا شاید فقط یک عکس، یک خاطره یا نامی در دعای کسی باشیم.پس مراقب یکدیگر باشید.در حرفهایتان مهربانتر باشید.زودتر ببخشید.و در دوست داشتن، صادقتر باشید.نگذارید غرور رابطهای را خراب کند که میشد با یک جمله ساده نجاتش داد:«من را ببخش.»جنگ به من یاد داد چیزهایی را قدر بدانم که زمانی برایم عادی به نظر میرسیدند:خانه… خانواده… سلامتی… توانایی غذا خوردن… با خیال راحت خوابیدن… و شنیدن صدای کسی که دوستش دارید.چیزهای زیادی را از دست دادهام.اما هنوز زندهام.و تا زمانی که زندهام، به امید ادامه خواهم داد.امید به دیدار دوباره خانوادهام.امید به صلح.امید به سلامتی.و امید به روزی که بتوانم دوباره کسانی را که دوستشان دارم در آغوش بگیرم.دنیا فانی است؛ به خاطر چیزهای بیارزش یکدیگر را از دست ندهید.چون ممکن است روزی برسد که آرزو کنیم فقط یک دقیقه در کنار کسی باشیم که از دستش دادهایم… اما دیگر آن یک دقیقه ممکن نباشد.تا دیر نشده یکدیگر را دوست داشته باشید.تا هنوز میتوان گفت «من را ببخش»، یکدیگر را ببخشید.خدایا کسانی را که دوستشان داریم حفظ کن، همه بیماران را شفا بده، درگذشتگان ما را مشمول رحمت خود قرار بده.خدایا را شکر برای نعمت زندگی.خدایا را شکر برای هر نفسی که هنوز در سینههایمان جریان دارد.🚩🚩@TebeAtfal


