🎥 چریکهی تارا«چریکهی تارا» سالها به دلایل معلوم و نامعلوم توقیف شد. امروز، نزدیک به پنج دهه بعد،…
انتشار: 2026/08/20 10:33 UTCدریافت: 2026/08/21 08:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 08:05 UTC
🎥 چریکهی تارا«چریکهی تارا» سالها به دلایل معلوم و نامعلوم توقیف شد. امروز، نزدیک به پنج دهه بعد، وقتی دوباره به آن نگاه میکنم، بیش از همیشه میفهمم چرا. بیضایی در این فیلم فقط یک زن را به تصویر نمیکشد، او جایگاه زن را در روایت تاریخ جابهجا میکند. سوسن تسلیمی در نقش «تارا»، یکی از شگفت انگیزترین تصویرهای زن در سینمای ایران را خلق میکند؛ زنی مستقل، مادر دو فرزند، انتخابگر و صاحب اقتدار. یک روستا از او حساب میبرد، سه مرد عاشقش میشوند، اما این اوست که انتخاب میکند.تارا حتی در مواجهه با عشق نیز از جایگاه یک سوژه خارج نمیشود. آنجا که به مرد میگوید:«مرا گول بزن و با خودت ببر.»این جمله شاید در نگاه اول دعوتی به فریب باشد، اما در لایهای عمیقتر، نشانهی پیچیدگی میل انسانی است. بیضایی خوب میداند که اختیار، همیشه به معنای مقاومت نیست؛ گاهی اختیار، در انتخابِ تسلیم شدن است. تارا حتی وقتی دل میسپارد، انتخابگر باقی میماند. اما مهمترین ویژگی او قدرتش نیست بلکه حافظهی اوست. در جهانی که دیگران گذشته را فراموش کردهاند، این زن است که تاریخ را میبیند، صدای آن را میشنود و با آن روبهرو میشود.بیضایی جایی گفته بود: «شاهنامه سیاسیترین کتاب ایرانی است.» اگر تاریخ ایران را چرخهی تکرار شوندهی قدرت بدانیم، «چریکهی تارا» یادآوری میکند که زیر این تاریخ رسمی، زندگی همیشه در لایههای پنهان جامعه جریان داشته؛ جایی که زنان، دور از هیاهوی قدرت، حافظ تداوم زندگی بودهاند. شاید رادیکالترین کار بیضایی این نبود که زنی قدرتمند خلق کرد بلکه رادیکالترین کارش این بود که حافظهی تاریخ را از دست مردان گرفت و به زن سپرد.مردِ اسطوره از دل گذشته میآید و دوباره به گذشته بازمیگردد، اما تارا میماند؛ با زندگی، با فرزندانش، با زمین و با آینده. او گذشته را انکار نمیکند، اما در آن اسیر نمیشود. تاریخ معمولاً با نام پادشاهان و جنگها نوشته میشود، اما بیضایی یادمان میآورد آنچه تمدن را از نابودی نجات میدهد، نه قدرت، که حافظه است. و حافظه، در چریکهی تارا ، چهرهی یک زن را دارد.مژده غضنفریmozhdehghazanfari