https://youtu.be/-Lz9aZ6Yeno?is=dJ2IbP0Ys7DSwjKW#فمینیسم_تفسیری_پرگمتیستی @sociology_of_sport
انتشار: 2026/08/14 18:15 UTCدریافت: 2026/08/20 13:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 13:15 UTC
پستهای تلگرام — مطالعات فمینیستی تفسیری پرگمتیستی بارویکرد فرودبه زمین
گروه مطالعات زنان انجمن جامعهشناسی ایران برگزار میکند:سلسلهنشستهای «معرفی زنان تأثیرگذار در جامعه ایران»این سلسلهنشستها به معرفی و بازخوانی تجربه زنانی اختصاص دارد که در عرصههای اجتماعی، علمی، فرهنگی، اقتصادی و محیطزیستی توانستهاند در مواجهه با چالشهای پیشرو، از موانع عبور کنند و منشأ اثر و تغییر باشند.در هر نشست، ضمن آشنایی با مسیر زندگی و فعالیت یکی از این زنان، درباره فرصتهای نابرابر ناشی از تبعیضهای جنسیتی و عبور از این فضای چالشی، زمینه و فرآیند عاملیت و کنشگری آنان را به گفتوگو میگذاریم.نشست اولسخنرانمهتا بذرافکندکترای جامعهشناسی و پژوهشگر حوزه آب و محیطزیست، پژوهشگر پسادکتری مطالعات آب و جامعه در پروژه بینالمللی Riverhood و پژوهشگر همکار پژوهشکده محیطزیست کشوردبیر نشستمعصومه اشتیاقیدکترای جامعهشناسی و پژوهشگر آب و محیطزیست و عضو گروه مطالعات زنان انجمن جامعهشناسی ایران📅 شنبه، ۳۱ مرداد ۱۴۰۵⏰ ساعت ۱۷ تا ۱۹💻 آنلاین در بستر Google Meet🔗 لینک ورود به نشست:meet.google.com/rji-rmqp-ifw#%D8%A7%D9%86… @iran_sociology
💢لینک گفتگوی دکتر سعید مدنی درخصوص مجارات اعدام و ابعاد اجتماعی آن در جامعهinstagram.com/reel/DcJmKFVteuM/?igsh=M3ly… @sociology_of_sport
✔️ از انقلاب فرهنگی تا گزینشهای ایدئولوژیک؛ دانشگاههای ایران چرا از جهان علم عقب افتادند؟/ کسی که اوایل انقلاب استاد اخراج میکرد خودش بعدتر اخراج شدسعید معدنی، جامعهشناس در #خبرآنلاین:▫️توان خلاقیت دانشگاه تهی شده است، اصلاً نمیتواند با کشورهای بهاصطلاح نوظهور حوزه خلیج فارس رقابت کند؛ به هیچ وجه. چون آنها با دانشگاههای جهان ارتباط دارند.▫️دانشگاه همیشه در معرض تهاجم بوده و نتوانسته روی پای خودش بایستد. اخراجهای اول انقلاب باعث شد دانشگاه سالها نتواند کمر راست کند. در ادامه، گزینشها ایدئولوژیک بوده و علمی نبوده و مشکلات زیادی ایجاد کرده.▫️دانشگاه در ایران رها شده و بهویژه در حوزه علوم انسانی، وضعیت نگرانکنندهتر است.▫️طنز روزگار این است که زمانی دکتر سروش عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود، شورایی برخی استادان را اخراج کرد، ولی خود دکتر سروش هم بعد از ۲۰ سال اخراج شد. ▫️این قصه نشان میدهد که این حصار و دایره، دائم تنگتر میشود. یک زمانی این افراد برای سیستم کار میکردند، اما سیستم آنقدر تنگ شده که نمیتواند آنها را هم تحمل کند. ▫️ تفکر در یک فضای آزاد رشد میکند، وقتی شما گزینش، حراست و کنترل دارید طبیعتاً نمیتوان انتظار داشت دانشگاه به جایی برسد. 📌 متن کامل گفتوگوی مظاهر گودرزی اینجاست:khabaronline.ir/xqd5r@KhabarOnline_ir | Khabaronline.ir
🔰زنی در قهوهخانه ✍حدیث ملاحسینیمردان قهوهخانه با حرکت ظریف لب و بینی دود نسبتا غلیظ قلیان را از دهانشان بیرون میدهند. بعد از چند ثانیه آن دود در هوا محو میشود. درست مثل مرزبندیهای جنسیتی که برای لحظاتی در نظرم محکم و متراکم میآیند، اما درنهایت با یک حرکت نرم و آرام، رقیق و نامرئی میشوند. مردان قهوهخانه کمتر صحبت میکنند. مشخص نیست که این دودها را از سر دلخوشی میبلعند و بیرون میدهند یا از سر پریشانی. سرشان پایین است و دوتا دوتا مشغول بازی تختهنرد هستند. صدای افتادن تاسها روی چوب و قُلقُل قلیان صداهای پرتکرار این فضا هستند. امروز متوجه شدم که بوی دود قلیان کمتر از بوی دود سیگار روی لباسها و موهایم مینشیند. موهایم هنوز بوی شامپوی حمام بعد از ظهرم را میدهد و از این جهت خیالم راحت شد که دچار پدیده "قلیان/ سیگار نکشیده و بدن بو گرفته" نشدم. از این بابت تکلیفم با خودم مشخص است که هیچوقت دوست نداشتم در کالبد یک مرد زندگی کنم. اما همیشه تمایل داشتم که در مکانهایی که بخاطر یک قانون نانوشته و یا بیش از حد "زمخت" بودن زنان را درش راه نمیدادند سرک بکشم. قهوهخانه یکی از همین جاها بود. بارها در ذهنم تجسم کرده بودم که به یک قهوهخانه حوالی راه آهن تهران رفتهام و درحالی که تعدادی مرد هیکلی و سبیل کلفت بیهیچ قضاوتی مرا نگاه میکنند، شروع به خندیدن میکنم و چند عکس سلفی میگیرم. امروز تنها زن حاضر در قهوهخانه بودم. اما تکتک لحظات درست مثل پُک زدنهای پی در پی و بیامان مرد پشت صندوق، باطمانینه و بیاعتنا سپری شد. شقالقمری رخ نداده بود. احساس غریبی هم نمیکردم. انگار زنانگیام با دود تکتک قلیانها درهم آمیخت و به آسمان رفت، بی آنکه اختیاری روی این موضوع داشته باشم.همکلاسیام مرا بابت توئیتی که درباره استقلال ایران از وجود حاکمانش زده بودم تحسین کرد. اما همکلاسی دیگرم با هشدارها و اخطارهایش کمی مرا به فکر برد. هر سه بر این واقعیت اتفاق نظر داشتیم که هر کداممان به یک نوعی از وضع موجود سیلی خوردهایم. این نقطه اشتراک سیلیخوردگی سهتایی کمی از دردهایی که در تنهایی میکشیدیم کم میکرد. هوا تاریک شد، اما مردان قهوهخانه کماکان تمایل نداشتند که تمرکزشان را از روی بازی تختهنرد بردارند. کسی چه میداند؟ شاید آنها هم سیلی خورده بودند و برای لحظاتی تلاش میکردند که با انداختن تاسها و جابجایی مهرهها و پُک زدنهای پشت سرهم به قلیان، درد سیلی را اندکی کم کنند.#فمینیسم_تفسیری_پرگمتیستی @sociology_of_sport@Amad_O_Shod
🔻زنان روزنامهنگار هم از خشونت خانگی در امان نیستندخانم ویدا ربانی، روزنامهنگار و فعال سیاسی با انتشار این تصاویر که نشان از خشونت علیه او توسط همسرش دارد، نوشت: درباره خشونت خانگی سکوت نکنید. این سکوت به خشونت بیشتر علیه زنان منجر میشود.این تصاویر دیشب است. همسرم، حمیدرضا امیری در دادگاه گفت: همسر من زندان بوده و نباید از زندگی مشترک حقی داشته باشد.او با استفاده از زندانی بودن من، تمام دارایی مرا به تاراج برد. چهل روز پیش مرا از منزل خودم، منزلی که پول پیش آن را داده بودم بیرون کرد. او طلاها و ماشینم را فروخته و پول آن را برداشته است...همسرم میخواست برای ازدواج از من که در زندان بودم وکالت بگیرد. حتی حق طلاقی را که توافق کرده بودیم نداده و برای آن باجخواهی میکند.او با جعل امضا به اسم من وام گرفت و در مقابل دیگران ژست مرد متمدن را میگیرد. مردی که بعد از ضرب و شتمهای متعدد، از دوست خود کمک گرفته تا شهادت بدهد که منزل تحت مالکیت حمیدرضاست و مرا از آن خانه بیرون کند. من فعال سیاسی، با ابرو هستم و دلیلی برای خجالت و سکوت وجود ندارد./باشگاه روزنامهنگاران ایران@eskannews_com | اسکان نیوز🔻زنان روزنامهنگار هم از خشونت خانگی در امان نیستندخانم ویدا ربانی، روزنامهنگار و فعال سیاسی با انتشار این تصاویر که نشان از خشونت علیه او توسط همسرش دارد، نوشت: درباره خشونت خانگی سکوت نکنید. این سکوت به خشونت بیشتر علیه زنان منجر میشود.این تصاویر دیشب است. همسرم، حمیدرضا امیری در دادگاه گفت: همسر من زندان بوده و نباید از زندگی مشترک حقی داشته باشد.او با استفاده از زندانی بودن من، تمام دارایی مرا به تاراج برد. چهل روز پیش مرا از منزل خودم، منزلی که پول پیش آن را داده بودم بیرون کرد. او طلاها و ماشینم را فروخته و پول آن را برداشته است...همسرم میخواست برای ازدواج از من که در زندان بودم وکالت بگیرد. حتی حق طلاقی را که توافق کرده بودیم نداده و برای آن باجخواهی میکند.او با جعل امضا به اسم من وام گرفت و در مقابل دیگران ژست مرد متمدن را میگیرد. مردی که بعد از ضرب و شتمهای متعدد، از دوست خود کمک گرفته تا شهادت بدهد که منزل تحت مالکیت حمیدرضاست و مرا از آن خانه بیرون کند. من فعال سیاسی، با ابرو هستم و دلیلی برای خجالت و سکوت وجود ندارد./باشگاه روزنامهنگاران ایران@eskannews_com | اسکان نیوز



