@sormerad مامان سرمه زنیبل رو برداشت و به سرمه گفت امروز به جای شیطونی توی خیابونا باید بره خونه ی…
انتشار: 2018/12/29 21:05 UTCدریافت: 2026/08/18 16:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:10 UTC
@sormerad مامان سرمه زنیبل رو برداشت و به سرمه گفت امروز به جای شیطونی توی خیابونا باید بره خونه ی خاله ش😄 سرمه هم که دلش برای نی نی تنگ شده بود بدون هیچ نه و نویی قبول کرد. 😄 خونه خاله چندتا بلوک اونورتر بود برای همین زودی رسیدن 🏃خاله گفت سرمه ی قشنگم پیش نی نی بشین و سرگرمش کن تا من اتاقا رو تروتمیز کنم. سرمه هم از خدا خواسته قبول کرد.😉خاله که رفت سرمه اسباب بازیای نی نی رو برداشت و شروع کرد به ورجه وورجه کردن .نی نی که توی رختخوابش دراز کشیده بود یهو نشست👶 بعد که جیغ جیغای سرمه رو دید چهار دست و پا رفت سمتش. 👼سرمه اما غافل از نی نی ، شیپوری که توی سبد بود رو برداشت و شروع کردن به فوت کردن😥📯 دیگه نگم از صدای نخراشیده ی شیپور و قیافه ی نی نی که تو عکسی که خاله یهویی ازشون گرفته همه چی پیداست. 😨نی نی با صدای بلند گریه کرد 😭و خاله جون شیپور رو از سرمه گرفت...😞 حالا سرمه نشسته روی اوپن و به راه رفتن نی نی توی روروئک نگاه میکنه👶 خاله هم فهمیده که بیشتر باید مراقب ِ سرمه خانوم باشه تا جوجه ی دو روزش😅@sormerad


