" یک چمدان دروغ" « یکی از جالبترین روایتها درباره عبدالکریم سروش مربوط به سفر گروهی از مدیران و ر…
انتشار: 2026/07/28 18:16 UTCدریافت: 2026/08/06 01:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 01:22 UTC
" یک چمدان دروغ" « یکی از جالبترین روایتها درباره عبدالکریم سروش مربوط به سفر گروهی از مدیران و روشنفکران ایرانی به ژاپن در اوایل دهه ۷۰ است... گزارش عبدالکریم سروش بعدها با عنوان «صناعت و قناعت» در کتاب «تفرج صنع» منتشر شد. متنی که با الهام از مولوی، نگاه انتقادی به صنعت، توسعه و تکنولوژی جدید داشت...محمد طبیبیان میگوید وقتی آن گزارش را خواندم، «بسیار برآشفته شدم»... روایت طبیبیان از فرودگاه تهران شنیدنی است: «همه ما با یک چمدان نیمهخالی برگشته بودیم. اما آقای سروش با گاری وارد شد. جعبههای وسایل برقی را روی هم چیده بودند. آنقدر که از قد پاسدار گمرک هم بالاتر بود.»فقرات فوق متعلق به به گفتگوی نشریۀ « آگاهی نو» با محمد طبیبیان است که در فضای غبارآلود روزهای اخیر در رسانه ها و شبکه های اجتماعی باز نشر شده است. « خط غلط، دفتر غلط، املاء غلط، انشا غلط». آن سفر متعلق به دهۀ شصت خورشیدی است، نه دهۀ هفتاد. نوشتار عبدالکریم سروش، پس از شرکت در آن سمینار، از جنس "جستار" و " مقاله" است، نه "گزارش"؛ که گزارش را خبرنگاران و گزارش می نویسند، نه محققان و پژوهشگران. « قناعت و صناعت»، به تعبیر امروزی، جستاری است متعلق به حوزۀ « فلسفۀ تکنولوژی». به همین سبب، در آن به آراء فیلسوفان غربی متعددی دربارۀ ماهیت و چند و چون تکنولوژی اشاراتی رفته است. همچنین نویسنده، برای ایضاح بیشتر آراء انتقادی خود دربارۀ تکنولوژی، استشهادات متعددی به میراث عرفانِ ایرانی- اسلامی کرده است. روایت محمد طبیبیان از بخش فرودگاه تهرانِ این سفر و دروغ های متعدد شاخ دارش، هم عمیقا تاسف برانگیز است و هم خوشمزه و اسباب انبساط خاطرِ مخاطب را فراهم می کند: «جعبه های وسایل برقیِ رویهم چیده شده که از قد پاسدار گمرک هم بالاتر بود!!!! ». نقل است که کسی میخواست اسکناسی جعل کند، در کار شد و اسکناس هفت هزار تومانی چاپ کرد. کسی به او گفت: یک کاری بکن که بگنجد و شک دیگران را برنینگیزد. اسکناسی جعل کن که خلایق به سهولت تشخیص ندهند تقلبی است و مشت ات باز شود و بر عقل و دانش و درایت ات خندند مرغ و ماهی!!! حکایت جعل و دروغ های جناب طبیبیان اقتصاددان ماست. من در آن سفر حضور نداشتم؛ اما به عنوان فرزند ارشدِ عبدالکریم سروش، آن دوران را خوب بخاطر دارم. قاعدتا آن گاری پر از جعبه های وسایل برقی که از قد پاسدار گمرک هم بلندتر بوده، قرار بوده به خانۀ ما سرازیر شود. قاعدتا ما فرزندان هم باید سری از آثار آنها را در خانه و سبک زندگی مان میدیدیم، که ندیدیم و ابدا اینگونه و اینچنین نبوده و این سخنان سر تا پا دروغ و جعل است. بگذریم از اینکه دوستان رنگارنگ دورانِ مدرسه و دانشگاه ام، همچنین بستگان سببی و نسبی و دوستان خانوادگی، طی دهه های گذشته، با سبک زندگیِ خانوادۀ ما به خوبی آشنا هستند و میدانند که چنین ادعاهای دروغی، فرسنگ ها با واقعیت فاصله دارد. نیک میدانم که خانوادۀ ما دوستان و دشمنان بسیاری دارد. محبت و لطف بسیارِ دوستان، همدلان و همفکران که همیشه شامل حال ما بوده است. به دشمنانی که در کار کین توزی، تهمت زنی و دروغ پراکنی اند، توصیه می کنم به سراغ امور دیگری بروند و مراد خود را در جایی دیگر جستجو کنند. شکر خدا، نه اندک آلودگی مالی داشته و داریم، نه زندگی تجملاتی ای داشته و داریم که نیازی به جعبه های انبوه وسایل برقی داشته باشد!!. چمدان شخصیِ جناب طبیبیان به گواهی خودشان نیمه خالی بوده؛ اما چمدان روایت شان تماما خالی بوده و یا پر از دروغ و جعل.هر چند این سخنان سرتا پا دروغ، بسان کف روی آب است و باید «کار خویش» را پی گرفت و عنایتی به این قیل و قالها نکرد؛ 👇👇
