مردی که دنیا را در یک اتاق دیدصبحی که گرگور سامسا از خواب بیدار میشود، میفهمد به حشرهای عظیم تبد…
انتشار: 2026/08/18 14:48 UTCدریافت: 2026/08/20 13:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 13:40 UTC
مردی که دنیا را در یک اتاق دیدصبحی که گرگور سامسا از خواب بیدار میشود، میفهمد به حشرهای عظیم تبدیل شده است.اما وحشت اصلی در این تبدیل نیست؛ در واکنش اطرافیان است.اول ترس، بعد انزجار، بعد خستگی.گرگور تا دیروز نانآور خانواده بود. او با کارش، بدهیها را میداد و زندگی را سرپا نگه میداشت. اما حالا که دیگر «مفید» نیست، حضورش بهتدریج به یک مزاحمت تبدیل میشود.خانوادهای که روزی به او تکیه داشت، حالا او را پشت در اتاقش حبس میکند؛ نه فقط در را، بلکه خودش را هم.کافکا با یک کابوس ساده و دقیق، حقیقتی بیرحم را نشان میدهد:در بسیاری از خانهها، عشق تا وقتی زنده است که فایده داشته باشی...-«مسخ»؛ فرانتس کافکا@SoulofDream✅