@SR77okk✍قبر آرزو..سیب را مادر و پدر خوردند تابه خاک سیاه بنشینم در فرار از سیاه بختی خویشدم به دم…
انتشار: 2026/06/18 21:47 UTC
@SR77okk✍قبر آرزو..سیب را مادر و پدر خوردند تابه خاک سیاه بنشینم در فرار از سیاه بختی خویشدم به دم رو به ماه بنشینم رو سپیدم تو میکنی ای عشق گرکه آیی به سینه گهگاهی آه ، راضی نشو من ِعاشق خسته و روسیاه بنشينمدلم آبستن غم ست و ببین که چه کرده ست دوری اش بامن تا به کی در دیار خاموشیبا غمی پابه ماه بنشینم کوه آتشفشانم و لبریز-گشته صبرم بیا ز ره اکنونکه به پای قدوم تو خواهم تا ابد مثل کاه بنشینم"رخ" زیبای خود نشانم دهکه به صد شوق پر کشم سویت روی"شطرنج"بی کسی تا کی "مات" وحیران چو "شاه" بنشینمدر قطار سپیده بنشستیچشم بر راهم و نمی آییخسته ام خسته،آه بگذارید لبه ی ایستگاه بنشینمگاه از دست تو در آشوبمگاه آرامم وپر از امید لحظه ای بر تو میکنم عصيانلحظه ای سر به راه بنشینممحو در خاطرات خود هستم روزهایی که با تو سر کردم ایستادم، اگرچه خم گشتم از من امانخواه بنشینم آسمان پر ستاره و بی ماه تکه یی ابر و چشم را بستمتا که ماه ِ رُخ ِ تو را بینم حاضرم بی نگاه بنشینم بر سر قبر آرزو هایم آمدم پنجشنبه ای دیگرآه باید که هفته ای یک بار روی این جايگاه بنشینم.....#ع.مژگانی#سعیدفتاح