به نام خدا🔹منظومه فکری رهبر شهید در افق "بِه زیستن"؛ از قابلیتمحوری تا عدالت ترمیمی*(درنگی بر الزا…
انتشار: 2026/07/10 14:28 UTC
به نام خدا🔹منظومه فکری رهبر شهید در افق "بِه زیستن"؛ از قابلیتمحوری تا عدالت ترمیمی*(درنگی بر الزامات پارادایم نوین رفاه اجتماعی)✍ دکتر سیدجواد حسینیرییس سازمان بهزیستی کشورمدیریت رفاه اجتماعی در تراز نظام اسلامی نمیتواند و نباید صرفاً در محدوده توزیع حداقلی یارانهها، پرداخت مستمری و تأمین معیشت تعریف شود.بهزیستی، مفهومی فراتر از حمایتهای معیشتی است؛ بهزیستی در معنای عمیق و انسانی خود، همان "بهزیستن" است؛ یعنی فراهم سازی زمینههایی که انسان با همه ظرفیتها، استعدادها و امکانهای وجودی خود بتواند زندگی عزتمندانه، فعالانه و اثرگذار داشته باشد.در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب با چارچوبی بسیار مترقی، انسانی، کارآمد و اثربخش در حوزه رفاه و بهزیستی اجتماعی روبهرو هستیم؛ چارچوبی که میتوان آن را در پنج مؤلفه راهبردی خلاصه کرد.قابلیتمحوری، عدالت ترمیمی و ترجیحی، دسترس پذیری، پیشگیری و محله محوری._این یادداشت، کوششی است برای تبیین این منظومه فکری و پیوند دادن آن با الزامات اجرایی و مأموریتهای سازمان بهزیستی کشور.🔹نخست؛ از نگاه "فقدان محور" به نگاه "قابلیت محور"در نگاه سنتی به رفاه، جامعه گاه به مجموعهای از کمبودها و محرومیتها تقلیل مییابد؛ گویی انسانها صرفاً انباشتی از فقر، بیسوادی، بیماری، آسیب و ناتوانیاند.در چنین رویکردی، سیاست اجتماعی عمدتاً بر جبران کمبودها متمرکز میشود؛ یعنی اگر فقر وجود دارد، باید کمک معیشت پرداخت شود؛ اگر بیسوادی وجود دارد، باید آموزش ارائه شود؛ اگر خانه نیست، باید مسکن فراهم شود و اگر آسیب اجتماعی یا روانی وجود دارد، باید برای ترمیم آن مداخله کرد.بی تردید این اقدامات لازم اند و هیچ سیاست رفاهی مسئولانهای نمیتواند نسبت به آنها بیاعتنا باشد.اما رویکرد قابلیت محور، گامی فراتر می گذارد؛ در این نگاه، انسان صرفاً مجموعهای از کمبودها نیست؛ بلکه ظرفیتی بیبدیل و برخوردار از قابلیتهای فراوان است.نظریه دارایی محور به ما میآموزد هر انسانی، حتی در متن محدودیتها، محرومیتها و آسیبها، دارای داراییهایی وجودی، ذهنی، ارادی، اجتماعی و انسانی است که اگر زمینه شکوفایی آنها فراهم شود، رفاهی پایدارتر، انسانیتر و عادلانهتر پدید خواهد آمد._رهبر شهید انقلاب، در نگاهی عمیق و راهبردی به این مسئله، تأکید داشتند:_«معلولیت، یک محدودیت جسمی است، نه یک محدودیت ذهنی یا یک محدودیت اراده. اگر اراده انسان قوی باشد، جسم فقط یک ابزار است. بسیاری از معلولینِ ما، از نظرِ همت، از نظرِ اراده، از نظرِ تواناییهای فکری و ذهنی، بسیار بالاتر از انسانهای سالمِ بیاراده هستند.»این سخن، عصاره همان پارادایمی است که سازمان بهزیستی باید آن را سرلوحه اندیشه و عمل خود قرار دهد؛ عبور از نگاهی که فرد دارای معلولیت را "سربار" میبیند،به نگاهی که او را انسانی توانمند، صاحب کرامت، دارای ظرفیت و عضوی فعال و اثرگذار در جامعه میداند.در چنین منظری، هدف نهایی سازمان بهزیستی آن است که معلولین و همه گروههای تحت حمایت را به مرحلهای از توانمندی برساند که هم برای خود و هم برای جامعه مفید واقع شوند و احساس کنند در چرخه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی کشور نقشی مؤثر دارند.🔹دوم؛ عدالت ترجیحی و ترمیمی، فراتر از عدالت توزیعیدر منطق اسلام، عدالت به معنای «قرار گرفتن هر چیز در جای خود» است؛ چنان که گفتهاند: «بالعدل وضع السماوات و الارض». بنای آفرینش بر عدل است و رسالت پیامبران نیز بر اقامه قسط و عدالت استوار شده است؛ همان حقیقتی که قرآن کریم در آیه شریفه «لقد أرسلنا رسلنا بالبینات وأنزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط» بر آن تأکید میکند.با این حال، عدالت در ساحت سیاست اجتماعی، صرفاً به معنای توزیع برابر و یکسان امکانات میان همه افراد جامعه نیست.عدالت توزیعی لازم است، اما کافی نیست. آنجا که بخشی از جامعه با محرومیتهای مضاعف تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی یا زیستی روبهروست، عدالت اقتضا میکند این گروهها در اولویت قرار بگیرند.این همان نقطهای است که مفهوم "عدالت ترجیحی" و "عدالت ترمیمی" معنا پیدا میکند.عدالت ترجیحی یعنی جامعه و حکومت به کسانی که در میدان زندگی با موانع بیشتری روبهرو هستند، امکانات ویژهتر و حمایت مؤثرتری ارائه کنند تا بتوانند به فرصتهای برابر دست پیدا کنند.این همان نگاهی است که ایجاب میکند در میدان مسابقه زندگی اگر کسی پایش لنگ است، مسیر را برای او هموارتر کنیم تا بتواند خود را به دیگران برساند.رهبر شهید انقلاب همواره بر این معنا اصرار داشتند دستگاههای حاکمیتی موظفاند خلأها، نابرابریها و آسیبهای ناشی از محرومیت یا معلولیت را با حمایتهای ویژهتر ترمیم کنند. ما نباید اجازه دهیم معلولیت به محرومیت تبدیل شود.


