معلولیت، اگر با بیتوجهی اجتماعی، نبود زیرساخت، فقدان دسترسی و محرومیت از فرصتها همراه...سلیمانی د…
انتشار: 2026/07/10 14:29 UTC
معلولیت، اگر با بیتوجهی اجتماعی، نبود زیرساخت، فقدان دسترسی و محرومیت از فرصتها همراه...سلیمانی دفتر. mohammadi: به محرومیتی مضاعف تبدیل می شود و این همان چیزی است که عدالت ترمیمی باید از آن جلوگیری کند.از این منظر، نظریه امتداد نیز به یاری ما میآید؛ نظریهای که در حوزه وسایل ارتباطی مطرح شده اما میتوان آن را در اینجا نیز به گونهای روشن تعمیم داد. سمعک، امتداد گوش است؛ ویلچر، امتداد پا است؛ نوت تیکر و فناوریهای کمکی، امتداد چشم و ابزار ادراک فرد کم بینا یا نابینا هستند.بنابراین هزینه کردن برای این تجهیزات و دسترسیها هزینه اضافی نیست؛ بلکه سرمایهگذاری برای بالفعل کردن ظرفیتهایی است که اگر نادیده گرفته شوند توسعه انسانی ناتمام، ناقص و ناعادلانه خواهد ماند.در نگاه توسعه انسان مبنا، همه انسانها باید در فرایند توسعه نقشآفرین باشند؛ زن و مرد، پیر و جوان، باسواد و بیسواد، افراد دارای معلولیت و افراد غیرمعلول همه انسانها ظرفیت دارند و جامعه موظف است شرایطی فراهم کند تا این ظرفیتها شکوفا شود.همچنین همه افراد جامعه باید از مواهب توسعه بهرهمند شوند؛ اما روشن است که برخی گروهها به دلیل محرومیتها و ممنوعیتهای تاریخی، اجتماعی و زیستی، نیازمند حمایت بیشتر و توجه ترجیحیاند. این همان روح عدالت ترمیمی است.🔹سوم؛ دسترسیپذیری، حق بنیادین انساندر ادبیات رایج واژه مناسبسازی گاه ذهن را به سمت نوعی لطف، امتیاز یا اقدام ایثارگرانه سوق میدهد؛ گویی جامعه در وضعیت عادی و استاندارد خود برای همه انسانها طراحی نشده و اکنون از سر ترحم یا مصلحت، قرار است تغییراتی برای گروهی خاص در آن ایجاد شود، اما منظومه فکری رهبر شهید انقلاب این نگاه را به سطحی بلندتر ارتقا میدهد و از "مناسبسازی" به "دسترسیپذیری" میرسد؛ یعنی حق قطعی، بنیادین و شهروندی انسان.در این نگاه، جامعه باید دوستدار انسان باشد نه فقط دوستدار فرد سالم، جوان، توانمند و بینیاز از حمایت.جامعه دوستدار انسان، جامعهای است که سالمند، کودک، زن، فرد دارای معلولیت، فرد کمتوان، فرد آسیبدیده و همه آحاد مردم را در طراحی فضاهای شهری، حملونقل، محیط کار، محیط تحصیل، ورزش، فرهنگ و زیست اجتماعی به رسمیت میشناسد._رهبر شهید انقلاب بارها بر این معنا تأکید کردند:_«مسئله معلولین فقط مسئله پول و یارانه و کمک مالی نیست؛ اینها مقدمات است. مسئله اصلی، ایجاد فضایی است که معلول بتواند استعداد های خود را بروز دهد.»بر این اساس، اگر ساختمانی برای فرد دارای معلولیت غیرقابل استفاده است، این ساختمان است که دچار نقص است، نه فرد.اگر خیابانی، مدرسهای، ادارهای، وسیله حملونقلی یا فضای عمومیای امکان حضور عزتمندانه فرد دارای معلولیت را فراهم نمیکند، نقص از جامعه، مدیریت، معماری، برنامه ریزی و سیاستگذاری است؛ نه از انسان معلول.جامعهای که نتواند خیابانها، حملونقل عمومی، فضاهای زیستی، آموزشی, کاری و ورزشی خود را برای حضور برابر همه آحاد مهیا کند در واقع دچار نوعی معلولیت ساختاری و بیماری اجتماعی است.دسترس پذیری نه لطف است نه ترحم نه امتیاز؛ بلکه حق بنیادین انسان و تکلیف الزامآور حاکمیت و جامعه است. کسی که راه را بر معلول میبندد در حقیقت او را از حق حیات اجتماعی محروم کرده است.🔹چهارم؛ پیشگیری، مقدم بر درمانسازمان بهزیستی نباید صرفاً به نهادی برای جبران آسیبهای رخداده یا به تعبیر محدود، به آسایشگاه داری تقلیل یابد.هنر حکمرانی اجتماعی تنها در رسیدگی پس از وقوع آسیب نیست؛ بلکه در کاهش ورودیهای آسیب، معلولیت، فقر، بیماری، بیسوادی و بحرانهای اجتماعی است.از این رو باید از نگاه پاتولوژیک و آسیبشناسانه صرف به سمت پیشگیری هوشمند حرکت کرد._رهبر شهید انقلاب در این زمینه تصریح داشتند:_«پیشگیری، مقدم بر درمان است؛ نه فقط در طبِ جسمی، بلکه در طبِ اجتماعی. هنرِ شما باید این باشد که ورودیهایِ این سازمان را کم کنید.»نشستن و دست روی دست گذاشتن تا حادثهای رخ دهد، معلولیتی ایجاد شود، آسیبی شکل گیرد، خانوادهای فرو بپاشد یا فردی به مرحله بحران برسد و سپس برای نگهداری، درمان یا حمایت از او اقدام شود، تدبیر کامل و حکمرانی مطلوب نیست.سیاست اجتماعی هوشمند پیش از وقوع بحران وارد میدان میشود.پیشگیری در حوزه معلولیتها، آسیبهای اجتماعی، فقر، بیماری، بیسوادی و نابسامانیهای خانوادگی، نیازمند آموزش، توانمندسازی، ظرفیتسازی و مداخله بموقع است. این رویکرد هم هزینه کمتری دارد و هم بهرهوری بیشتری ایجاد میکند. جامعهای که پیشگیری را جدی میگیرد، هم از رنجهای انسانی میکاهد و هم منابع عمومی را بجای صرف در درمان دیرهنگام در مسیر توانمندسازی و ارتقای کیفیت زندگی بکار میگیرد.


