🔹پنجم؛ محلهمحوری، بازگشت به ریشههادر نهایت، منظومه فکری رهبر شهید انقلاب ما را از تمرکزگراییهای…
انتشار: 2026/07/10 14:31 UTC
🔹پنجم؛ محلهمحوری، بازگشت به ریشههادر نهایت، منظومه فکری رهبر شهید انقلاب ما را از تمرکزگراییهای خشک، ساختاری، متمرکز و دور از زیست واقعی مردم به سمت "محلهمحوری" فرا میخواند.مسائل اجتماعی...سلیمانی دفتر. mohammadi: نمی توان تنها از پشت میزهای اداری و با برنامههای ملیِ متصلب و یکسان برای همه مناطق حل کرد.آسیبهای اجتماعی ریشه در متن زندگی مردم دارند؛ در خانواده، مدرسه، محله، مسجد، محیط کار، مناسبات اقتصادی، خلأهای فرهنگی و تربیتی و شبکه روابط اجتماعی.آسیبهای اجتماعی با «بگیر و ببند» حل نمیشوند. این پدیدهها ریشه در خلأهای فرهنگی، تربیتی و اقتصادی دارند و علاج آنها نیز باید در همان میدان واقعی زندگی مردم جستوجو شود._رهبر شهید انقلاب بر این نکته تأکید داشتند:_«پیشگیری یعنی اینکه ما در حوزه خانواده، آموزش و پرورش و اشتغال، چنان حصاری بسازیم که آسیب مجالِ نفوذ نیابد.»هدف از شناخت آسیب صرفاً دانستن درد نیست؛ هدف یافتن راه درمان و پیشگیری از سرایت آن است.ما نباید فقط درگیر آمارهای تلخ شویم و در برابر افزایش عددها، صرفاً گزارش های هشداردهنده تولید کنیم. شناخت آسیب زمانی ارزشمند است که به مداخله مؤثر، پیشگیری پایدار، توانمندسازی اجتماعی و فرصتآفرینی منتهی شود._در همین راستا "طرح سلام" با اتکا به حضور در محلات، بهرهگیری از ظرفیت مردم، فعال کردن شبکههای محلی، توجه به مسجد، مدرسه و خانواده و داشتن نگاهی فعال، پیشدستانه و در دسترس، تلاشی برای تحقق همین منظومه فکری است._در بستر محله است که پیشگیری، توانمندسازی و فرصتآفرینی امکان ظهور و تحقق مییابند.محله نزدیکترین نقطه تماس حاکمیت اجتماعی با زندگی واقعی مردم است و اگر به درستی فعال شود، میتواند به کانونی برای شناسایی مسئله، بسیج ظرفیتها، حمایت مؤثر و بازسازی سرمایه اجتماعی تبدیل شود.ششمین مؤلفه در منظومه رهبر شهید در حوزه بهزیستی و رفاه اجتماعی باور به "مردم" بعنوان بازوی اصلی بهزیستن استایشان معتقدند دولتها به تنهایی از عهده حل پیچیدگیهای آسیبهای اجتماعی برنمیآیند.از دیدگاه ایشان مشارکت مردم یک ضرورت است، نه یک انتخاب. ایشان بارها تأکید کردهاند باید از توان و ظرفیتهای مردمی در مسائل اجتماعی استفاده کرد._در دیدارهای مختلف (از جمله با مسئولان سازمان بهزیستی و مجموعههای جهادی) فرمودهاند:_«باید کار را به دست مردم سپرد. مشارکت مردم کار را هم کم هزینه میکند و هم پُربازده؛ هم کارِ دولتی را تسهیل میکند و هم اعتماد عمومی را بالا میبرد.»رهبر انقلاب همواره بر اهمیت گروههای جهادی، خیریهها، مساجد و هیئات مذهبی تأکید داشتهاند.ایشان این جریانها را خط مقدم کاهش آسیبها میدانند.ایشان معتقدند جریانهای مردمی و جهادی میتوانند به نقاطی نفوذ کنند که ساختارهای اداری و بوروکراتیک دولت امکان حضور در آنجا را ندارند (مثل محلات حاشیهنشین یا خانوادههای آسیبدیده خاص).این شش مؤلفه در همافزایی با یکدیگر، تصویری از یک سازمانِ پویا، پیشرو و انسانمدار را ترسیم میکنند که از تصدیگری به توانمندسازی و از توزیعِ صدقه به توزیعِ فرصت گذر کرده است.این تحول، بر این پیشفرضِ بنیادین استوار است که رفاه اجتماعی، کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی و توانمندسازی جامعه هدف با اتکای صرف به توان و منابع دولت امکانپذیر نیست و تحقق آن در گروی حضور همهجانبه و سازمانیافته مردم است._همانگونه که رهبر معظم انقلاب در سرفصل اقدامات فوقالعاده برای کاهش آسیبهای اجتماعی مؤکداً فرمودهاند:_«نیروهای مردمی خیلی میتوانند کمک کنند و کمک هم میکنند، منتها برنامه میخواهد که چهجوری از نیروهای مردمی استفاده کنیم.»ایشان با تأکید بر اینکه کار اداریِ متداول پاسخگوی این میدان نیست و با ترسیم این نگاه که «ما مردم را باید عائله خودمان بدانیم» مسیر را برای یک جهادِ سازمانیافته هموار کردهاند.🔸ما در این مسیرِ مقدس، متعهدیم با بهرهگیری از این منظومه فکری، ساختاری را پیریزی کنیم که در آن:*۱-* قابلیتمحوری: انسان فراتر از نیازهایش و بر اساسِ قابلیتهایش دیده شود.*۲-* عدالت ترمیمی: عدالت در پناهِ توجه به اقشارِ آسیبدیده، از عدالتِ توزیعی به عدالتِ ترمیمی و ترجیحی ارتقا یابد.*۳-* دسترسیپذیری: فضایِ عمومی با تحققِ کاملِ دسترسیپذیری، به محیطی فراگیر و دوستدارِ همهٔ شهروندان تبدیل شود.*۴-* پیشگیری: پیشگیری به جایگاهِ راهبردِ اصلی در نظامِ تصمیمگیری برسد تا از وقوعِ آسیب پیش از بروز، جلوگیری شود.


