دونالد ترامپ؛ هدیهای از سوی خدا برای جمهوری اسلامی؟استکهلمیان - بسیاری گمان میکردند که با بازگشت…
انتشار: 2026/07/16 06:45 UTC
دونالد ترامپ؛ هدیهای از سوی خدا برای جمهوری اسلامی؟استکهلمیان - بسیاری گمان میکردند که با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، جمهوری اسلامی با بزرگترین تهدید خارجی خود روبهرو خواهد شد. انتظار غالب این بود که سیاستهای تهاجمی، فشار حداکثری و لحن غیرقابل پیشبینی او، حکومت ایران را در موقعیتی دشوارتر از گذشته قرار دهد. اما آنچه کمتر کسی پیشبینی میکرد این بود که شخصیت و رفتار سیاسی خود ترامپ، در عمل بتواند بخشی از این فشار را خنثی کرده و حتی به سود جمهوری اسلامی تمام شود.واقعیت این است که مخالفت گسترده با دونالد ترامپ در سطح بینالمللی تنها به سیاستهای او در قبال ایران محدود نمیشود، بلکه ریشه در مجموعهای از ویژگیها و عملکردهای او دارد که طی سالهای گذشته تصویری بسیار منفی از وی در افکار عمومی جهان ایجاد کرده است. منتقدان او را به بیاعتنایی نسبت به فرهنگ و منافع دیگر کشورها، رفتارهای غیراخلاقی، اتهامات متعدد مالی، بیتوجهی به اصول حقوق بینالملل، ناآشنایی با تاریخ و سیاست جهانی، لفاظیهای متناقض، انتشار مکرر ادعاهای نادرست و اتخاذ مواضعی که از سوی بسیاری نژادپرستانه یا تبعیضآمیز تلقی شدهاند، متهم میکنند. سیاستهایی مانند محدودیت سفر شهروندان چندین کشور، اظهارات جنجالی درباره مهاجران و حتی طرح ایدههایی مانند تصاحب گرینلند، برای بخش بزرگی از افکار عمومی جهان نه نشانه قدرت، بلکه نمادی از بیاعتنایی به قواعد پذیرفتهشده روابط بینالملل بوده است.در چنین فضایی، هرگونه رویارویی میان جمهوری اسلامی و دولت ترامپ، از همان ابتدا با یک مشکل اساسی برای آمریکا همراه شد: بخش قابل توجهی از افکار عمومی جهان، پیش از آنکه به ماهیت حکومت ایران بیندیشد، با ذهنیتی منفی نسبت به شخص رئیسجمهور آمریکا به این تقابل نگاه میکرد. کافی است نگاهی به شبکههای اجتماعی، رسانهها و فضای عمومی بسیاری از کشورها انداخته شود تا روشن گردد که بخش بزرگی از مردم، نه از سر علاقه به جمهوری اسلامی، بلکه از سر مخالفت با ترامپ، مواضعی همدلانهتر نسبت به ایران اتخاذ کرده اند. این در حالی است که جمهوری اسلامی همچنان از نگاه بسیاری از سازمانهای بینالمللی، یکی از ناقضان جدی حقوق بشر به شمار میرود.این وضعیت از منظر سیاسی نیز اهمیت دارد. برخی تحلیلگران اروپایی، از جمله شماری از مفسران در سوئد، بر این باور بودهاند که اگر چنین سطحی از تنش میان ایران و آمریکا در دوران ریاستجمهوری فردی با اعتبار و مقبولیت بیشتر در غرب رخ میداد، احتمال همراهی گستردهتر متحدان آمریکا، بهویژه کشورهای اروپایی و اعضای ناتو، بسیار بیشتر بود. در آن صورت، فشار سیاسی، دیپلماتیک و حتی نظامی بر جمهوری اسلامی میتوانست ابعاد کاملاً متفاوتی پیدا کند و شاید مسیر تحولات داخلی ایران نیز به گونهای دیگر رقم بخورد.اما شخصیت بهشدت جنجالی و دوقطبیکننده ترامپ، عملاً به جمهوری اسلامی این فرصت را داد که در عرصه تبلیغات، خود را نه بهعنوان حکومتی با کارنامه سنگین در زمینه سرکوب داخلی، بلکه بهعنوان طرفی معرفی کند که در برابر سیاستمداری نامحبوب، استعمارگر و غیرقابل اعتماد ایستاده است. به بیان دیگر، بخش مهمی از توجه افکار عمومی جهان از عملکرد جمهوری اسلامی منحرف شد و بر شخصیت و رفتار رئیسجمهور آمریکا متمرکز گردید. این دقیقاً همان تغییری بود که حکومت ایران به آن نیاز داشت؛ تغییری که باعث شد بخشی از فشار اخلاقی و سیاسی از روی جمهوری اسلامی برداشته شود.این مسئله تنها به افکار عمومی محدود نماند. حتی بسیاری از متحدان سنتی آمریکا در اروپا نیز در موارد متعدد تمایل چندانی برای همراهی کامل با سیاستهای ترامپ نشان ندادند و شکافهای کمسابقهای میان واشنگتن و شرکای غربی آن پدید آمد. طبیعی است که وقتی نزدیکترین متحدان آمریکا نسبت به رویکرد رئیسجمهور این کشور تردید داشته باشند، انتظار حمایت گستردهتر از سوی کشورهای دیگر جهان، بهویژه کشورهای منطقه خاورمیانه، آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، بسیار دشوارتر خواهد بود.در بسیاری از این کشورها، خاطره تاریخی مداخلات خارجی، استعمار، کودتاها و سیاستهای سلطهجویانه قدرتهای بزرگ، از دههها پیش نوعی بدبینی عمیق نسبت به سیاست خارجی آمریکا ایجاد کرده است. این نگاه منفی، مستقل از جمهوری اسلامی وجود داشته و ریشه در تجربه تاریخی ملتهای مختلف دارد. ظهور دونالد ترامپ را میتوان عاملی دانست که این احساسات نهفته را آشکارتر و شدیدتر کرد. او برای بسیاری از مردم جهان نه آغازکننده این بیاعتمادی، بلکه جرقهای بود که باروت انباشتهشده سالها خشم و بدگمانی نسبت به سیاستهای آمریکا را منفجر کرد.



