«زنان بدون مردان»؛ تصویری پیشهنگام از آرزوی «زن، زندگی، آزادی»✍️فتانه عبدالحسینی| عضو گروه مطالع…
انتشار: 2026/07/10 18:20 UTCدریافت: 2026/08/15 03:48 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:48 UTC
«زنان بدون مردان»؛ تصویری پیشهنگام از آرزوی «زن، زندگی، آزادی»✍️فتانه عبدالحسینی| عضو گروه مطالعات زنان| تیرماه۱۴۰۵از باغِ زنان تا خیابانهای اعتراضرمان «زنان بدون مردان» اثر شهرنوش پارسیپور، سالها پیش از آنکه شعار «زن، زندگی، آزادی» به مهمترین شعار اعتراضی ایران تبدیل شود، تصویری ادبی از همین آرزو را خلق کرده بود. این رمان که در اواخر دهه شصت منتشر شد، نهتنها روایت زندگی چند زن در جامعهای مردسالار است، بلکه تخیلی از امکان رهایی و بازآفرینی زندگی زنانه به شمار میرود. به همین دلیل، میتوان آن را یکی از متون بنیادین ادبیات فمینیستی ایران و یکی از سرچشمههای فکری و فرهنگی جنبش «زن، زندگی، آزادی» دانست.پارسیپور در این رمان، سرگذشت پنج زن را روایت میکند که هر یک به شکلی با سلطه، تبعیض و محدودیت روبهرو هستند. آنان از طبقات و موقعیتهای متفاوت اجتماعی میآیند، اما تجربه مشترکی دارند: زندگیشان به وسیله ساختارهایی تعیین میشود که به آنان حق انتخاب و استقلال نمیدهد. زن در این جهان، نه یک سوژه مستقل، بلکه موجودی است که هویتش از خلال رابطه با مردان تعریف میشود. از همینجا، رمان به پرسشی بنیادین میرسد: آیا زن میتواند زندگی خود را بر اساس خواست و اراده خویش تعریف کند؟پاسخ پارسیپور به این پرسش، خلق فضایی است که در آن زنان امکان بازسازی خود را پیدا میکنند. باغی که شخصیتهای رمان در آن گرد هم میآیند، تنها یک مکان جغرافیایی نیست؛ بلکه استعارهای از آزادی است. این باغ جهانی را مجسم میکند که در آن زنان میتوانند خارج از روابط سلطه، خود را دوباره بیافرینند و زندگی را بر اساس خواستههای خود سامان دهند. به این معنا، باغ همان رؤیای «زن، زندگی، آزادی» است؛ رؤیای جامعهای که در آن زن حق انتخاب دارد و زندگیاش به فرمان دیگری اداره نمیشود.شعار «زن، زندگی، آزادی» نیز دقیقاً بر همین آرمان استوار است. «زن» در این شعار به معنای به رسمیت شناختن زنان بهعنوان کنشگران اجتماعی است؛ «زندگی» به معنای حق زیستن بر اساس انتخاب فردی و کرامت انسانی است؛ و «آزادی» رهایی از ساختارهایی است که بر بدن، هویت و سرنوشت انسان سلطه میورزند. این سه مفهوم در تار و پود رمان «زنان بدون مردان» حضور دارند و به همین دلیل، خواندن این اثر امروز بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا میکند.البته هیچ اثر ادبی بهتنهایی یک جنبش اجتماعی را پدید نمیآورد. جنبشها نتیجه مجموعهای از شرایط تاریخی، سیاسی و اجتماعی هستند. اما ادبیات میتواند زبان آرزوها و رؤیاهای یک جامعه را بسازد. میتواند پیش از آنکه مطالبهای در خیابانها فریاد زده شود، آن را در قلمرو تخیل و فرهنگ صورتبندی کند. اهمیت «زنان بدون مردان» دقیقاً در همین نکته نهفته است. پارسیپور سالها پیش از ظهور جنبش «زن، زندگی، آزادی»، تصویری از جهانی خلق کرد که در آن زنان برای بازپسگیری زندگی و آزادی خود میکوشند.از اینرو، «زنان بدون مردان» را باید فراتر از یک رمان درباره رنج زنان دانست. این اثر، تخیل ادبیِ آزادی است؛ متنی که نشان میدهد آرزوی «زن، زندگی، آزادی» ریشهای عمیق در حافظه فرهنگی و ادبی ایران دارد و پیش از آنکه به یک شعار سیاسی تبدیل شود، در ادبیات شهرنوش پارسیپور به شکل یک رؤیا و امکان انسانی به تصویر درآمده بود. «آیا جنگ و بحران، پایان زن، زندگی، آزادی است؟ یا فرصتی برای تولد دوباره آن؟روشنک خانبلوکی| عضو گروه مطالعات زنان|تیرماه ۱۴۰۵🖊️هر بار که یک جامعه وارد دورهای از بحران، جنگ یا ناامنی میشود، یک پرسش قدیمی دوباره مطرح میشود: سرنوشت جنبشهای اجتماعی چه خواهد شد؟ آیا مطالبات آزادیخواهانه به حاشیه میروند و مردم فقط به امنیت و بقا فکر میکنند؟ یا اینکه بحرانها میتوانند زمینهای برای شکلگیری مطالبات جدید باشند؟ instagram.com/women.studies/@successfulwo…
