باغبان گر پنجروزی صحبتِ گل بایدشبر جفایِ خارِ هجران صبرِ بلبل بایدشای دل اندر بندِ زلفش از پریشانی مَنالمرغِ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدشرندِ عالمسوز را با مصلحتبینی چهکارکار مُلک است آن که تدبیر و تأمل بایدشتکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریستراهرو گر صد هنر دارد توکل بایدشبا چُنین زلف و رُخَش بادا نظربازی حرامهر که روی یاسمین و جَعدِ سنبل بایدشنازها زان نرگسِ مستانهاش باید کشیداین دلِ شوریده تا آن جَعد و کاکُل بایدشساقیا در گردشِ ساغر تعلل تا به چنددور چون با عاشقان افتد تَسَلسُل بایدشکیست حافظ تا ننوشد باده بیآوازِ رودعاشقِ مسکین چرا چندین تجمل بایدش#حافظ@taalimeostad