🎬 اوخشاما🇮🇷 خرده روایتی از رواق دارالذکر ▫️قدش مثل کمان خم بود. وارد دارالذکر که شد صدایش را بلند کرد رو به خادم جوان و گفت: «حاج آقا #هاردادی؟» یعنی حاجآقا کجاست. بعد ایستاد توی صف و به سبک زنان آذری اوخشاما خواند و مویه کرد.▫️فرازی که میخواند برای زمانی بود که حضرت زینب بعد از چهل روز به مزار امام حسین(ع) رسیده بود: «گلدی زینبده حسین قبرینه آغلار گوزیله، قارداشین کوینگی الده، ئورک اودلی سوزیله». یعنی زینب(س) آمد کنار قبر حسین با چشمانی گریان، پیراهن برادرش را در آغوش گرفت و با سخنانی آتشین از عمق دل مصیبت خواند.▫️هاردادی و مصیبتخوانی و هقهقاش را که میشنیدم تازه میفهمیدم ما زنها چقدر به سوگواری کنار هم نیاز داریم. به اینکه کنار هم بنشینیم و غم توی سینهمان را با هم، سبک کنیم. مخصوصا اگر صاحب غممان، حاجآقایی باشد که برای اولین بار زیارتش میکنیم. ➕خردهروایتهای رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شـهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر علیبنموسیالرضا(ع)، شهریور ١٤٠۵🆔 @tabrizebidar