💠به نام خدای شهیدان✍حسین علوی-بخش۱ ✳️دیروز سه شنبه دوم تیر ماه کلاس مثنوی داشتم. و طبق معمول که گفت…
انتشار: 2026/06/24 12:27 UTCدریافت: 2026/08/01 00:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:01 UTC
💠به نام خدای شهیدان✍حسین علوی-بخش۱ ✳️دیروز سه شنبه دوم تیر ماه کلاس مثنوی داشتم. و طبق معمول که گفتار را در مناسبتها به موضوع آن مناسبت اختصاص میدادم. به واسطه ی ورود به ماه محرم و روزهای شهادت شهیدان کربلا و تاسوعا و عاشورای حسینی در این زمینه یادداشتی را که چند سال قبل نوشته بودم با ویرایش و اضافاتی در کتابخانه مرکزی ارایه نمودم. که عین آن را با شما به اشتراک می گذارم. باشد که قبول افتد.🟩محرم است و یاد آور حادثه ای بسیار بزرگ در تاریخ بشریت.حادثه ای که پس از چهارده سده هم گویی که همین امروز رخ داده است.محرم آغازشده است.محرمی که یاد آور حرکت حسین فرزند علی و فاطمه نواده رسول الله در ذیحجه سال ۶۰هجریست.اوطاقت زندگی ظالمانه به نام دین جدش رسول الله را نداشت.از جور حکومت یزیدیان به تنگ آمده،قصد خروج داشت.و در جستجوی جایی امن بود تاحریم خانه رسول الله و خانه خدا نشکند. وقتی شنید که در حرم امن الهی نیز این وقیحان قاصب دین محمد(ص) قصد ریختن خونش را دارند.با خانواده و معدودی از دوستانش حج را نیمه تمام رهاکرد. راهی بیابانهای سوزان شد.او نه سودای خلافت و حکومت داشت،و نه طالب قدرت بود.و نه حاضر بود حق را زیرپا بگذارد و به مصلحت اندیشی سکوت اختیار کند، زیر بار ستم رفته و عافیت طلبانه زندگی خودش را بکند. او تنها به تکلیفش می خواست عمل کند.او رو به ریگزار ها نهاد. اما دستگاه یزید همین راهم برنمی تافت و از او بیعت می خواستند از طرفی ترس از ارتباط او بامردم را نیز داشتند.زیرا بسیاری برای او نامه فرستاده بودند. پس یزیدیان، در مسیر او پادگان ها ایجاد کردند تا او به کوفه یا شام نرسد.و درنهایت در نهم و دهم محرم سال 61 آب را به روی او و همراهانش بستند و نیروهای مزدور طالب دنیا را به وعده مال و مقام،فریفتند.سر آخر به نام دین درمقابلش صف آرایی می کنند، تا کار او را یکسره کنند.دراین شرایط«حر»که از سرداران یزید است سخنان حسین ابن علی را در کفتگویی می شنود و تحت تاثیر قرار می گیرد. می بیند که حق با اوست، پس به کاروان او می پیوندد. خبر این تغییر حالت به عبیدالله می رسد و در نامه ای ضمن سرزنش«حر» از او می خواهد که کار را برحسین ابن علی سخت ترکند. حر ، آن نامه رابه امام نشان می دهد. دراینجا امام حسین خطبه ای ایراد می کند و در آن از بی وفایی روزگار و دگرگونه شدن افراد جامعه شکا یت می کند.چنین است که می نگرید.زشتی ها و ضد ارزش ها، آشکارشده.و ارزش های اخلاقی و فضیلت ها از جامعه رخت بر بسته و از انسانیت جز اندکی به جا نمانده.همچون ته مانده ی ظرف آبی.و اوضاع سخت ذلت بار شده. و دراینجا این جملات مشهور را برزبان می آورد که: "الاترون ان الحق لا یعمل به وان الباطل لایتناهی عنه.لیرغب المومن فی لقای ربه محقا و انی لااری الموت الا سعاده والحیات مع الظالمین الا برما"، چه دردمندانه گویی اتمام حجت می کند به همان ته مانده های انسانیت:که آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود؟ و از باطل دست برنمی دارند.پس در چنین شرایط ذلت باری برای انسان مومن راهی جز ملاقات پروردگار نیست و من بااشتیاق مرگ را بر زندگی باستم گران ترجیح می دهم و مرگ را سعادتی برای خویش می بینم. این سخن بزرگ شهید کربلا است که حاضر نشد زیر بار جور حاکمان غاصب خلافت رسول الله برود.این همان حسینی ست که برشانه ها و آغوش حضرت رسول بزرگ شده و فرزند شهید محراب علی است و شهریار است که در حقش می گوید:بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائبکه علم کند به عالم شهدای کربلا رااو خطاب به یزیدیان می گوید: اگر دین ندارید و از معاد نمی ترسید در زندگیتان آزاده باشید.دکتر علی شریعتی در این مورد چه زیبا آن واقعه عظیم را که در عاشورای سال ۶۱ درسرزمین نینوا رخ داد به تصویر کشیده: اكنون شهيدان مردهاند، و ما مردهها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن را داشتند كه ـ وقتي نميتوانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بيشرمان مانديم، صدها سال است كه ماندهايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ ميگرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند. در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين مادههايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان ميدهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان می آموزد.t.me/tadbirvatoseh