✍ حسین علوی-بخش۲ كه ميتواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايههاي عزيز الهي به د…
انتشار: 2026/06/24 12:48 UTCدریافت: 2026/08/01 00:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:01 UTC
✍ حسین علوی-بخش۲ كه ميتواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايههاي عزيز الهي به دست. ما پليدان زبون و ذليل افتاده است. ما وارث عزيزترين امانتهايي هستيم كه با جهادها و شهادتها و با ارزشهاي بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اينهمه هستيم، و ما مسؤول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش، تا براي بشريت نمونه باشيم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا» خطاب به ماست. ما مسئول اين هستيم كه با اين ميراث عزيز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ايمانمان و كتابمان، امتي نمونه بسازيم تا براي مردم جهان شاهد باشيم و شهيد باشيم و پيامبر(ص) براي ما نمونه و شهيد باشد.رسالتي به اين سنگيني، رسالت حيات و زندگي و حركت بخشيدن به بشريت، بر عهده ماست، كه زندگي روزمرهمان را عاجزيم.باشدکه ما نیز از عاشورابیاموزیم و به جای زدن به سر و سینه و انجام مناسکی به خرافه در آمیخته باتکالیفمان آشنا شویم و حقیقت این حرکت را که پیام بیداری از خواب گران جهالت را با خود دارد را درک کنیم و از خرافه دست بشوییم و چون آزادگان زندگی کنیم. در مسیر حقیقت،بی گمان در طول تاریخ بشریت انسان هایی ظهور کرده اند و رفته اند.مگر نام چند تن از ایشان مانده است؟چند تن از ایشان توانسته اند جایگاهی اسطوره ای پیدا کنند؟ در حالی که واقعیت حضورشان هم به صورتی ملموس ثبت و ضبط شده است.گاه حقايق به صورت افسانه و اساطير بيان مي شود! آدم بايد آنها را بفهمد. گاهي هست که در اساطير ارزش و حقيقت خيلي بيشتر ازتاريخ ما وجود دارد. چون تاريخ ما را ساخته اند، اما جعل و تحريف کرده اند و همه بلايي بر سرش آورده اند اما اساطير عبارت است از همه آن حقايق و آرزوها و اصولي که انسانيت به آن معتقد بوده ولي تحقق پیدا نکرده است و او به صورت افسانه آن را بيان کرده است.و حسین یکی از آنهاست که با زندگی اش و نوع مردنش توانسته بخشی از تاریخ مبارزات ضد ستم و شجاعانه و ارزشمند زیستن را به خود اختصاص دهد و جاودان بماند.و همچنان در ذهن و زبان مردمانی انبوه سده ها جاری و ساری و آموزنده باشد.بی تردید یکی از رخدادهای مهم تاریخ بشری به لحاظ بزرگی و درس آموزی برای بشریت تشنه آزادی و آگاهی و بیداری و ستم ستیزی و آزاده اندیشی، و آزادگی،حادثه سال ۶۱هجری درکربلا است. که با گذشت نزدیک ۱۵ قرن، مواجهه با آن، آنگونه است که گویی همین دیروز این حادثه رخ داده، در این حادثه حقیقتی هست که هرچند در غبار خرافه ها و غرق شدن در مناسک پنهان مانده اما در جریان زندگی انسانها حضور داشته و همچنان الگویی برای اهلش باقی مانده است. هر کس که دوست دار حقیقت، راستی، درستی و عدالت است.و این حادثه عاشورا چونان با زندگی مسلمانان گره خورده که گاه به شکلی افراط گونه به خصوص دراین چندساله اخیر با آن برخورد می شود. به گونه ای که صدای برخی از بزرگان هم درآمده،و علاوه بر روشنفکران و دگراندیشان برخی از مراجع و حتا برخی سخنرانان سنتی نیز براین خرافه گرایی ها و مداحی های افراطی معترض شده اند.هرچند کمتر کسانی به پیام ها و سیره زندگی و سخنان بزرگ و ارزشمند قهرمان کربلا حسین ابن علی(ع) و سایر شهیدان قهرمان آن پرداخته اند.و آنچه به چشم می خورد و از بلندگوها شنیده می شود مظلومیتی رقت بار است«که سرش ازقفا بریده شده و برنیزه رفته و زینب در کاروان اسرا درحال ضجه زدن است»و...از مصایبی که براین بزرگان رفته است،و چه بسیار سخنان ارجمند و آموزه های بی بدیلی که ازپیام سترگ عاشورا مغفول مانده است.و جلال الدین محمد مولوی فقیه و عارف قرن ششم و هفتم در حکایتی زیبا در دفترششم مثنوی از شاعر غریبی که در روز عاشورا به انطاکیه وارد می شود،و شاهد مراسم عزاداری برای حسین ابن علی است و شاهد نوحه و گریه و زاری بر مظلومیتی است که براین خاندان رفته را از زبانشان می شنود.و این شیوه غفلت بار را به نقد می کشد ناله و نوحه کنند اندر بکا شیعه عاشورا،برای کربلا بشمرند،آن ظلم ها و امتحان کز یزید و شمر دید آن خانداننعره هاشان می رود در ویل و دشتپرهمی گردد همه صحرا و دشتیک غریبی شاعری از ره رسیدروز عاشورا،و آن افغان شنیدمولانا از زبان این شاعر غریب گویی امروز را ترسیم می کند. پس رفت به طرف آنها و پرس و جو که مصیبت بزرگی بایستی باشد که. توانسته اینگونه مردمان را جمع کند.پرس پرسان می شد اندر اقتفادچیست این غم بر که این ماتم فتادباید رییس یا رهبری بزرگ بوده باشد،که شما اینگونه برایش به ماتم نشسته و نوحه و زاری می کنید؟این رییسی زفت باشد که بمرداینچنین مجمع نباشد کار خرد نامجو القاب او شرحم دهیدکه غریبم من شما اهل دهیدمعرفی کنید تا من بدانم که او چه کسیست؟ تامرثیه ای درخور بزرگی و شان مقامش بسرایم و توشه ای و نصیبی باخود به دیارم ببرم، مردم او را به تمسخر گرفتند که تو شیعه نیستی؟