.🔰«سامان سیاسی و لزوم تغییرات گامبهگام و پرهیز از خشونتورزی شالودهافکن در مبارزه سیاسی»🖊غلامرضا…
انتشار: 2026/08/07 11:44 UTCدریافت: 2026/08/08 01:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 01:55 UTC
.🔰«سامان سیاسی و لزوم تغییرات گامبهگام و پرهیز از خشونتورزی شالودهافکن در مبارزه سیاسی»🖊غلامرضا علیزادهیکی از نکاتی که همواره با آن مخالفت ورزیدهام، ویرانهساختنِ یکباره «سامان سیاسی»ست. تفاوتی هم نمیکند حکومت پهلوی یا جمهوری اسلامی.عنایت بفرمایید اگر در بحبوحه هجوم متفقینِ افساربریده، در شهریور ۱۳۲۰، ذکاءالملک فروغی چنان ذکاوت و خلاقیتی بهخرج نمیداد چه برسر این مملکت میآمد. در سالهای واپسینِ حکومت محمدرضا پهلوی، با استمرارِ سیاستهای اقتدارگرایانه و ضد دموکراسیِ پهلوی، تمامیِ گفتمان اپوزیسیون، حولِ دال مرکزیِ «خروج شاه» تعریف میشد.مرحوم بازرگان، تا برههای بر ضرورت تبعیت از سیاست گام به گام (step by step) پای فشرد اما با سهمگینشدنِ موج انقلاب، از آن پالیسی، عقبنشینیِ تاکتیکی کرد و کشور دستِ کم تا ده سال دستخوشِ بحرانهای داخلی و سپس تجاوز دشمنِ خارجی شد.نظامهای حکمرانی همواره دارای نقاط قوتیاند و صدالبته ایراداتی نیز در شیوه حکومتداری دارند. و بازیگران خارجی درصددند تا از این نقاط ضعف غیرقابل انکار در جهت تامین منافع و انباشتِ مطامعشان بهرهبرداری کنند. از همینرو برخی از ناظران سیاسی بر این نکته پای میفشارند که انقلاب سال ۵۷ محصول رویگردانیِ «جبهه غرب» از دکترین سیاست خارجی محمدرضا شاه و خشم آکندهاش از سیاستِ نفتیاش در اوپک بود.و شریعتی مزینانی (یا همان پرفسور شاندل قلابی) زمانی برای سنگزدن به لوکوموتیوِ شتابانِ توسعه ایران ماموریت یافت که همانگونه که پیشتر گفتهام، کشور واجد رشد اقتصادی ۲رقمی شده بود و وضعیت اقتصادیاش، رشک و حسرت شترسواران منطقهای را برانگیخته بود. جمهوری اسلامی نیز چه خوشمان بیاید یا نه، طی دههها و با صرف هزینههای گزاف، در زمینه میلیتاری به چنان جایگاهی دست پیدا کرده بود که به تصریح ترامپ، تمام کشورهای منطقهیی از آن میهراسیدند! بنابراین از نگاه دشمنان لازم آمده بود تا این «قلدر» را سرجایش نشانده و اورا تا سالها سرگرم کارِ خود نگاه دارند.البته همه آنچه گفته شد، نافیِ مسئولیت حکومت و اشتباهات وحشتناک او در مدیریت اعتراضات مردمی نیست، چرا که وقتی طی سالهای متمادی، سیاست رسمی به سمت «نشنیدن» برود و ناکارآمدیها سبب تلنبارشدن نارضایتیها شود، بروندادش را در خیابان میبینیم و دشمنانی که مترصدند تا با سوءاستفاده از احساسات پاک جوانانِ سرگرانکرده، از آن برای مقاصدشان، کارت بازی بسازند. بههمین خاطر، هیچگاه «جنگ» را نسخه شفابخشی برای وضعیت موجود ندیدهام، همانگونه که کوبیدن و ویرانهساختن امکانات و زیرساختهای وطن را برای تغییر حکومت فهم نکردهام. مگر این داشتهها طی یکسال و دوسال برکشیده شدهاند؟ ۷۰سال درآمد ناشی از اقتصاد تکمحصولی ما صرف این زیرساختها شده، وانگهی مگر فلسفهی ابتنای حکومتها اینگونه است که ابتدا ویران کنی و سپس از نو بسازیاش! درثانی مگر پس از چنین جنگ خانمانبراندازی، نظمی و سامانی میماند که تو بخوای بسازیاش یا بدهی برایت بسازندش! نتیجه سخن اینکه؛ شریعتی این درک و فهم را در خصوص فلسفه سیاسی نداشت و تنها به «ویرانکردن» و نابودکردن میاندیشید؛ بیآنکه به تعبیر عضدالملک که به میرزا رضای کرمانی در محبس گفته بود: «ابله مردا! آیا نادری پشت دروازههای تهران دیده بودی که به کشتن شاهشهید (ناصرالدینشاه) اقدام کرده بودی!»@tahlilvarasad
