.✅#بازنشر، پیرو سخنان تازه و شاذ عبدالملکی وزیر پرادعا و ناکام دولت مرحوم رییسی، او اظهار داشت:به عنوان عضو تیم اقتصادی دولت شهید رئیسی میگویم گرانیها یک درصد هم به جنگ مربوط نیست🟥 او عاشق مدینه است، نه همنشینی با آمارتیاسن! چرا به مناطق آزاد گسیلش کردید⁉️🖊غلامرضا علیزاده 🗣حجتالله عبدالملکی: به حوزههای علمیه برای برنامهریزیِ اقتصادی نیاز داریم! دبیر شورای عالی مناطق آزاد افزود؛ موضوعات اقتصاد مقاومتی باید تکمیل و به یک نظام تبدیل شود که لازمه آن شناخت مکتب اقتصاد اسلامی است. از این رو، احتیاج داریم که حوزه علمیه در این باره اقدام جدی کند، دروس خارج و اجتهادی به روز و پیشرفته و متناسب با شرایط امروز تدریس کند.↙️وقتی این سخنان را از یک مدیر حوزه اقتصادی دولت شنیدم، آستین را تا مِرفق برای آبدست[وضو] بالا زدم، تا ۲گانهای برای پایان کارِ اقتصاد این ممالک محروسه بخوانم! با خود گفتم: یقینبدار که حجتالله؛ تجلیِ بلاهتِ انسان، قبول کن! بازیگران جهانی برای گشودن کلاف درهمتنیدهی اقتصادشان با توماس پیکتی و آمارتیاسن مینشینند و او "مشکلِ خویش بر پیرمغان بردهست دوش!"هر انسانی عاشق چیزیست، یا شیفتهی کسی، و یا دل در گرو جغرافیایی دارد؛ این مدیر انقلابی نیز عاشق اقتصاد و تمشیت امور شهر مدینه است. طوری که همه دغدغهاش این است تا دانش اقتصادیاش را که از پیمانه لبریز شده، در مدینهالنبی پیاده کند.من یقین دارم اگر او در عصر حضرت رسول(ص) میزیست، مشاور اقتصادی خوبی میشد. یا دستِ کم در باغ و بستانهای مدینه (حوائط) چند خَویز زمین مصادرهای از قبیله بنینضیر را به کَسانش میبخشید تا به کشت و زرع مشغول شوند. وقتی در مدینه باران میبارید، آب در رودخانههای فصلیِ مهزور و مذینیب تا قوزک پا میرسید، عبدالملکی که معتقد است اقتصاد مقاومتی باید در همه حوزهها حضور داشته باشد، حتماً شلوارش را تا زانو بالا میزد و در کار آبیاری نخلهایش نظارت میکرد و وظیفه میرابی را به تمام میرساند!همچنین با طلحة بن عبیدالله تمیمى در کار کشت زمینهای وادی قنات در شمال مدینه انباز[شریک] میشد و به کشت گندم اهتمام میکرد و در فصل تابستان شریک قافلهی عبدالرحمان بن عوف میگشت تا در واردات هفتصد بار شتر (شامل گندم، آرد جو) او را کایِر[همیار] باشد.در بخش کشت صیفیجات نیز عبدالملکی در زمینهای زراعی بطحان و نیز اراضی "غابه" در شمال غربی مدینه، همه توان خویش را در بکارگیریِ مهاجرین بسیج میکرد تا ذرهای از نیروهای توانمند مسلمین بیکار نمانند.بیانصافی است اگر گُمان کنیم اینها همه خدمات عبدالملکی بوده، مگر نشنیدهاید که از رشد اقتصادی رو به تزاید یثرب سخن گفته بود، قطعاً این رشد، حوزه بازرگانی و تجارت خارجی را نیز در برمیگرفته که یکی از خاستگاههای آن، بازار "خباشه" (متعلق به قبیله بنیقینقاع بوده که به بردهفروشی اختصاص داشت) و بنیقینقاع هم به سرنوشت بنینضیر دچار شده بعلت سرکشی و نافرمانی، اموالشان مصادره شد. بنیقینقاع همانند بازارهایشان در جسر بطحان پر سر وصدا بودند بازاری که در آن به فروش زیورآلات، کمانها، سرنیزهها و شمشیرها مبادرت میکردند و عبدالملکی در انتقال مبانی اقتصاد مقاومتی به این کوتهبینان ناموفق بود، در نتیجه همانند بنینضیر اموالشان مصادره شد.عبدالملکی به فهم مهمی از اقتصاد و ضرورت ابتنای بازار و تاثیر آن در مارکتینگ(بازاریابی) دست یافته بود. از این رو در راستای افزایش رشد اقتصادی، بازار روبازی را که طول آن بیشتر از عرض آن بود، در منطقه معروفى که امروزه «مناحة» نامیده مىشود افتتاح کرد. عثمان بن عفان و طلحة بن عبیدالله هم در همان بازار به کسوت بزازی مشغول به فعالیت بودند. ناگفته پیداست که عبدالملکی تجربه مدیریتاش بر مناطق آزاد تجاری را از همانجا اخذ کرده است.گفتیم که یکی از نکات مدنظر در ذهن عبدالملکی، بسط تجارت خارجی و بازرگانی بینالمللی است. دور از ذهن است که فعالیت تجارى مدینه تنها محدود به کشاورزی و تجارت داخلی باشد و مردم شهر روابط تجارى خارجى نداشته باشند و از ظرفیت بالقوه مراوده با همسایگان بهره نگیرند! بهویژه آن که مدینه در کنار راه کاروانهایى واقع شده بود که بهترین عطریات را میان یمن و شام حمل مىکردند. از اینرو برخى از اهالى شهر در این امر سهیم بودند، راه کاروانها از یک سو به ایران و از سوى دیگر به شام از مدینه مىگذشت و عبدالملکی همه اینها را میدانست.من گمان میکنم که عبدالملکی در تخیلاتِ شبانهاش خوابِ اینها را میبیند.@tahlilvarasad