این تحلیل است یا شعر بافینخست آنکه این شیوه سخن ادبی-وعظی است، نه تحلیل؛ به عبارتی شریعتی در این ق…
انتشار: 2026/06/25 16:16 UTC
این تحلیل است یا شعر بافینخست آنکه این شیوه سخن ادبی-وعظی است، نه تحلیل؛ به عبارتی شریعتی در این قطعه به شاعر میماند تا جامعهشناس. زبانش پر است از: تناظرهای نمایشی (ابولهب = دالس، وال استریت = بازار عکاظ)، تصویر سازی است نه استدلال.خب این سبک سخن گفتن از قبل نتیجه را تعیین کرده و سپس شواهد را بر آن میچیند. مهمتر این که شریعتی فرض میکند که چون دو پدیده شبیه به نظر می رسند، پس ذاتا یکی هستند؛ مثلوال استریت = بازار عکاظ؛ در حالی کهبازار عکاظ یک بازار فصلی-،قبیله ای برای مبادله کالا و شعر بود؛ ولی وال استریت یک سیستم تخصیص سرمایه جهانی، با ابزارهایی مانند داده های اماری، اوراق قرضه و...است.در واقع شباهت ظاهری (بازار بودن) تفاوت های ذاتی این دو را نزد شریعتی پنهان میکند. این دقیقا همان چیزی است که «دام تشابه سطحی» خوانده می شود.۲. دومیناشتباه شریعتی، نادیده گرفتن منطق درونی سرمایه داری است.شریعتی سرمایهداری آمریکایی را به اراده خانواده های مشهور (فورد، راکفلر، کندی) تقلیل میدهد، درست مانند قبایل قریش. در حالی که سرمایه داری مستقل از اراده افراد عمل می کند.👇 #یدالله_کریمی_پور

