✅معاویه میگفت من نماینده خدایم و فقط به او جواب میدهم، نه به مردمجامعه ما به سمت عدالت علی می رود…
انتشار: 2026/06/27 23:25 UTC
✅معاویه میگفت من نماینده خدایم و فقط به او جواب میدهم، نه به مردمجامعه ما به سمت عدالت علی می رود یا فساد و استبداد معاویه؟ ✍️محمد رضا یوسفییکی از نامه های مهمی که سران شیعه برای دعوت از سیدالشهدا به کوفه نوشته اند، شرایط جامعه آن عصر را به خوبی تشریح کرده است.در این نامه در توصیف بحرانهای جامعه اشاره ای به مسایل دینی نشده، بلکه از شکافهایی سخن گفته شده که منجر به بی دینی جامعه می شود. چپاول منابع عمومی، فقدان رضایت عمومی و استبداد و دیکتاتوری که شرایط اقتصادی را بسوی فقر اکثریت جامعه سوق می دهد و شرایط سیاسی را بسوی رانت خواری و قدرت اقلیت هدایت می کند.در روایتی از رسول خدا؛ حکومت بنی امیه دو ویژگی اصلی دارد: یکی انحصار در اموال عمومی و دیگری نگاه اطاعت محور و زورمدار به مردم.معاویه مسیر این نوع حکومت را هموار کرد. در آغاز بیعت گرفتن او از مردم، نارضایتی سران شیعه مشهود بود و به معاویه بجای امیرالمومنین؛ ملک می گفتند و در پاسخ به اعتراض معاویه گفتند: علی بدان خاطر امیرالمومنین بود که توسط مردم و با اصرار مردم بر کرسی خلافت نشست، اما تو با زور به قدرت چنگ انداختی.حوزه نخست فساد سیاسی است؛ استبداد معاویه اگرچه ابتدا با همراهی برخی خواص مانند عمروعاص و مغیره همراه شد اما در ادامه روش معاویه به خلوت شدن اطراف معاویه که نتیجه عملکرد هر دیکتاتوری است، منجر می شود، مانند کشتن حجر بن عدی که حتی با اعتراض عایشه همراه میشود و معاویه در پاسخ می گوید: فرد عاقلی کنار من نبود که به من مشورت بدهد.ِحوزه دوم فساد اقتصادی و فساد مالی است که همواره در تاریخ دولتها وجود داشته است.یکی از راههای توجیه این فساد، ادعای نمایندگی خدا و دین است؛ معاویه گفت « الارض لله و انا خلیفه الله»: زمین مال خداست و من نماینده اویم. و سپس می گوید من هر مالی را گرفتم، هرکاری را بخواهم میتوانم با آن بکنم و فقط به خدا جواب میدهم، نه به مردم.در مباحثات و مکاتبات امیرالمومنین؛ برعکس این بیان میشود و حضرت مشروعیت خود را ناشی از حمایت و انتخاب مردم عنوان می کند، نه انتخاب خدا و به مالک اشتر می نویسد: در پی رضایت مردم باش که رضایت خدا در رضایت مردم است. علت این است که حکومت وظایفی را در قبال مردم دارد و باید با انجام آنها مردم را راضی کند.اولین کسی که در تاریخ اسلام، درآمد خالصه جات را که در اسلام جزء اموال عمومی است را به جیب شخصی ریخت و اموال خود کرد، معاویه بود. او حتی به عمروعاص می گوید مصر و مردمش برای تو و خراج هم نمی خواهم؛ اما وقتی عمروعاص در سال ۴۳ مرد، تمام اموال او که صدها هزار دینار بود، به نفع شخص خودش مصادره کرد و در مورد بقیه حاکمان، نصف اموال کارگزارانش را برای خود مصادره می کرد.مسعودی می گوید اموال عمومی و خراج و خالصه جات را معاویه به اقوامش می بخشید. در این حالت، در واقع دولت اغنیا ایجاد می شود و این حاکمان با اموال و رانتها، به تجارت می پرداختند که رقابت اقتصادی نابرابری میان تاجران عادی و تاجران حکومتی شکل می گیرد. ابن خلدون نتیجه این روند را انحصار در اقتصاد می دانند؛ معاویه حتی با صادرات بت به هند در پی ثروت بیشتر بود. این وضعیت باعث افزایش نارضایتی ها و تعمیق شکاف حکومت و مردم می شوداین در حالی است که امیرمومنان خطاب به مردم کوفه می گوید: من با این لباس ها و اموال به شهر شما آمدم اگر در زمان خروج از حکومت بیش از این داشتم به شما خیانت کردم.اقدامات علی علیه السلام برای جلوگیری از فساد حکومت چهار رکن دارد: نخست شایسته سالاری بجای قوم و خویش گرایی و قبیله گرایی؛ دوم شفافیت در حکومت و حق اطلاع عمومی از مسایل حکومت به جز حوزه نظامی؛ سوم نظارت مردم بر حکومت و نظارت امیرالمومنین بر کارگزاران و چهارم، مجازات متخلفین بدون استثنا و مصلحت گرایی.قرآن درباره امت های گذشته می گوید: تلک امة قد خلت.. یعنی گذشته ها و حکومتهای پیشین گذشتند و در برابر خدا باید پاسخگو باشند، اما شما چگونه می خواهید عمل کنید؟ ما باید شفاف بگوییم جامعه ما به سمت عدالت علی میرود یا فساد و استبداد معاویه؟#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane