🔴تولد ارتش نوین ایران| قسمت چهارم پیروزی تنها به یگانهایی تعلق ندارد که در خط مقدم میجنگند؛ بلکه به…
انتشار: 2026/08/01 11:12 UTCدریافت: 2026/08/01 13:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 13:02 UTC
🔴تولد ارتش نوین ایران| قسمت چهارم پیروزی تنها به یگانهایی تعلق ندارد که در خط مقدم میجنگند؛ بلکه به شبکه ای وابسته است که آن یگانها را زنده نگه میدارد؛ هر گلوله ای که شلیک میشود، هر خودرویی که حرکت میکند و هر سربازی که در موضع خود باقی میماند، نتیجه زنجیره…🔴 تولد ارتش نوین ایران | قسمت پنجمپنجم اسفند 1304، آسمان تهران چیزی را به خود دید که تا آن روز هرگز تجربه نکرده بود؛ صدای موتور یک هواپیما، از جنوب شهر، در حال نزدیک شدن به پادگان قلعه مرغی بود مردمی که سرشان را بالا گرفته بودند نمیدانستند در حال تماشای لحظه ای هستند که تاریخ نظامی ایران را دو نیمه میکند؛ پیش از این پرواز، و پس از آنخلبان، سرهنگ احمدخان نخجوان بود؛ افسری که سالها پیشتر برای تحصیل به فرانسه اعزام شده بود، دوره نظامی سن سیر را گذرانده و در مدرسه پرواز ایستر آموزش دیده بود او با یک فروند برگه 19 که از فرانسه خریداری شده بود، مرزهای بینالمللی را زیر بال گرفت و با پرچم ایران بر بدنه هواپیما، در قلعه مرغی به زمین نشست، رضاشاه شخصاً از او استقبال کرد اما این صرفا یک مراسم تشریفاتی نبود؛ آغاز رسمی چیزی بود که تا آن روز در معادلات نظامی ایران اصلا وجود نداشت؛ یعنی بُعد سوم جنگتا پیش از جنگ جهانی اول، قدرت نظامی هر کشوری تقریبا به طور کامل روی زمین تعریف میشد؛ تعداد سرباز، توپخانه، و سرعت جابه جایی نیرو، اما همان جنگ معادله ای تازه به دنیای نظامی تحمیل کرد هواپیما دیگر یک ابزار شناسایی ساده نبود؛ به چشم ارتش ها در آسمان دشمن، و در بسیاری موارد، به بازوی حمله ای مستقل تبدیل شده بود کشورهایی که این تحول را دیر میفهمیدند، در آینده ای نه چندان دور، خود را در برابر دشمنی میدیدند که پیش از رسیدن نیروی زمینی، از بالای سر بر آنها مسلط شده بودرضاشاه، که پروژه یکپارچه سازی ارتش و ساخت زیرساخت های ریلی را پیش برده بود، این خطر را زود تشخیص داد؛ مشکل اما این بود که ایران در آن سالها نه صنعت هوایی داشت، نه خلبان، نه حتی باند فرودی که بشود روی آن حساب باز کرد، ساختن یک نیروی هوایی از صفر، یعنی ساختن همزمان سه چیز؛ یعنی انسان، ماشین، و زمینجبهه اول انسان بود؛ بدون خلبان ماهر، گرانترین هواپیماها هم فلزی بی مصرف روی باند بودند نخستین گروه از داوطلبان ایرانی به مدرسه پرواز ایستر در فرانسه و مدرسه سباستوپول در روسیه اعزام شدند تا سال 1308، ایران پانزده خلبان آموزش دیده داشت؛ عددی که امروز ناچیز به نظر میرسد، اما در آن زمان به معنای واقعی کلمه، بنیان یک نیروی نظامی تازه بودجبهه دوم ماشین بود، در همان سالها، دسته هایی از هواپیماهای یونکرس آلمانی و مدل های روسی وارد کشور شدند؛ اما رضاشاه به خوبی میدانست که خرید تنها یک راه حل موقت است؛ وابستگی کامل به واردات، همان اشتباهی بود که پیشتر در مورد سلاح و مهمات ارتش زمینی تجربه شده بود به همین دلیل، دستور ساخت کارخانه هواپیماسازی شهباز در دوشان تپه صادر شد؛ کارخانه ای که با کمک مهندسان خارجی، توانست چند مدل هواپیمای آموزشی و بمب افکن سبک را در داخل کشور مونتاژ کند؛ این پروژه، ایران را از خریدار صرف به بازیگری با ظرفیت تولید محدود تبدیل کردجبهه سوم زمین بود؛ هواپیما بدون باند، بدون سوخترسانی، و بدون کارگاه تعمیر، فقط یک وسیله تزئینی است طی سال های بعد، شبکه ای از پایگاه های هوایی در نقاط مختلف کشور ساخته شد؛ برخی صرفا برای آموزش، برخی برای عملیات، و برخی برای نگهداری و تعمیرات؛ تا آستانه جنگ جهانی دوم، نیروی هوایی نوپای ایران بیش از سیصد فروند هواپیما از هجده مدل مختلف در اختیار داشت؛ رشدی که در مقیاس آن دوران واقعا چشمگیر بودآنچه در این سالها ساخته شد، صرفا یک بازوی نظامی جدید نبود؛ تغییر در نحوه فکر کردن فرماندهی ایران به مفهوم قدرت بود ارتشی که تا دیروز تنها زمین را میشناخت، حالا مجبور بود یاد بگیرد در سه بُعد فکر کند: زمین، هوا، و فاصله ای که هواپیما میان این دو ایجاد میکرداما ساختن یک نیروی هوایی، تنها نیمی از داستان بود ارتشی که در زمین یکپارچه شده و در آسمان بال گرفته بود، حالا با چالشی متفاوت رو به رو میشد؛ چالشی که نه در میدان جنگ، بلکه در دل خودِ جامعه ایران ریشه داشت؛ قدرت نظامی تازه متولد شده، باید حالا در برابر شورش های داخلی و مقاومت های محلی، خود را به عنوان اقتدار مرکزی ثابت میکرددر قسمت ششم، به سراغ همین آزمون سخت میرویم که چگونه ارتش نوین ایران، برای نخستین بار، قدرت تازه خود را در برابر ایلات و شورش های داخلی به نمایش گذاشت؟#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
