🔴 تولد ارتش نوین ایران | قسمت پنجم پنجم اسفند 1304، آسمان تهران چیزی را به خود دید که تا آن روز هرگ…
انتشار: 2026/08/01 12:18 UTCدریافت: 2026/08/01 13:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 13:02 UTC
🔴 تولد ارتش نوین ایران | قسمت پنجم پنجم اسفند 1304، آسمان تهران چیزی را به خود دید که تا آن روز هرگز تجربه نکرده بود؛ صدای موتور یک هواپیما، از جنوب شهر، در حال نزدیک شدن به پادگان قلعه مرغی بود مردمی که سرشان را بالا گرفته بودند نمیدانستند در حال تماشای…🔴 تولد ارتش نوین ایران | قسمت ششم مردی که خودش را فرمانده جنوب میدانست، سرکوب شد! در جنوب ایران، در سایه چاه های نفت خوزستان، مردی حکومت میکرد که خودش را زیر پرچم ایران نمیدید؛ شیخ خزعل، فرماندار خودخوانده خرمشهر ،او سالها بود که با حمایت بریتانیا، جنوب کشور را عملاً به قلمرو مستقل خودش تبدیل کرده بود؛ نیروی مسلح شخصی داشت، مالیات نمیداد، و از دولت مرکزی تهران فرمان نمیگرفت، برای ارتشی که تازه یکپارچه شده و میخواست ثابت کند دیگر روزگار قدرت های محلی موازی به سر آمده، خزعل بزرگترین آزمون بوداز منظر نظامی، این آزمون فقط سرکوب یک شورش نبود؛ اثبات یک اصل بود؛ اقتداری که در تهران ساخته شده، باید بتواند تا دورترین نقطه کشور هم اجرا شود، ارتشی که نمیتواند حاکمیت ملی را در سراسر خاک کشور تضمین کند، هرچقدر هم روی کاغذ منظم باشد، هنوز ارتش کامل یک کشور نیست! رضاخان اما، به جای حمله مستقیم و شتاب زده، از همان دکترینی استفاده کرد که در کودتای 1299 جواب داده بود یعنی ضربه به نقاط حیاتی، نه درگیری فرسایشی، او ابتدا با گماشتن آرتور میلسپو، مستشار مالی آمریکایی، دست شیخ خزعل را در منابع مالی اش بست و او را مجبور به پرداخت مبلغی سنگین به خزانه دولت کرد سپس واحدهایی از ارتش تازه سازمان یافته را به نقطه ای استراتژیک در شوشتر اعزام کرد؛ حرکتی که پیام روشنی داشت؛ نیروی مرکزی، اینبار سازمان یافته و مصمم استوقتی در نهایت لشکرکشی به خوزستان آغاز شد، ارتش نوین برای اولین بار در مقیاس واقعی محک خورد؛ همان ساختار فرماندهی واحد، همان زیرساخت ریلی و لجستیکی که در قسمت های قبل ساخته شده بود، حالا باید ثابت میکرد که فقط روی کاغذ کار نمیکند و کرد! ؛نیروهای دولتی به سرعت بر مناطق کلیدی مسلط شدند و شیخ خزعل، بدون آنکه بتواند مقاومت موثری سازمان دهد، تسلیم شد و جنوب نفت خیز ایران، برای اولین بار پس از سالها، به معنای واقعی زیر پرچم ایران قرار گرفتاگر خوزستان آزمون سیاسی نظامی بود، لرستان آزمون توان رزمی واقعی ارتش در زمین سخت بود کوهستان های صعب العبور غرب کشور، به طور سنتی محل عبور و پناه ایلات مسلحی بود که هرگز زیر فرمان کامل دولت مرکزی نرفته بودند؛ لشکر غرب، تحت فرماندهی امیراحمدی، وارد عملیاتی طولانی و دشوار شد؛ عملیاتی که نشان داد ارتش تازه ساخته ایران، حتی در دشوارترین جغرافیای کشور هم قادر به اجرای عملیات پایدار هستپس از ماه ها درگیری، لشکر غرب موفق شد بر گردنه های کلیدی مسلط شود و امنیت را از خرم آباد تا بروجرد برقرار کند این پیروزی، برخلاف نبردهای کلاسیک با خط مقدم مشخص، پیروزی در جنگی نامتقارن و فرسایشی بود؛ دقیقاً همان نوع عملیاتی که ارتش های منظم اغلب در آن شکست میخورند؛ موفقیت ارتش ایران در این میدان، اثبات دیگری بود بر اینکه پروژه یکپارچه سازی و آموزش استاندارد، نتیجه داده استبا فروپاشی قدرت خزعل در جنوب و تثبیت امنیت در غرب، نقشه ایران برای اولین بار در دهه های اخیر، واقعاً یکپارچه شد دیگر قدرت های محلی موازی، خان های خودسر، یا مناطقی که عملاً از حاکمیت مرکزی خارج بودند، جایی در معادله قدرت نداشتند؛ ارتشی که در قسمت اول این مجموعه، پراکنده و بدون فرماندهی واحد توصیفش کردیم، حالا به ابزاری تبدیل شده بود که توانست خط قرمزهای جغرافیایی کشور را دوباره ترسیم کنددر قسمت هفتم این مجموعه بررسی خواهیم کرد که رضاشاه چگونه قانون نظام وظیفه عمومی را بنا نهاد... Daxor_unit#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane

