🖊 قدرت های فاسد به نام دین خدا جنایت می کنند و اینها دزد قدرت هستند✍️ ایت الله محمد سروش محلاتیتمام قدرتهای فاسدی که در طول زمان به نام دین قدرت را به دست گرفتند و بر گردهی مردم سوار شدند، حرفشان به مردم این بود که ما حکومت میکنیم چون خدا خواسته، قدرت به دست ماست چون خدا خواسته، جنایت میکردند به نام خدا هم ثبت میکردند، مردم هم فکرمیکردند مقدرات الهی است. در ماجرای کربلا هم این مکرر اتفاق افتاد.مشاوران میگفتند خلیفه باید تبرئه شود. کاری نکرده، حضرت فرمود کاری نکرده؟ ترس؟ وحشت؟ استرس؟ اسم خلیفه که بیاید، اسم زندان که بیاید، اسم فلان مرکز که بیاید برای یک زن، برای یک دختر وحشتآور است و کافی است که سبب مرگ شود. آنها میخواستند خلیفه را تبرئه کنند، امیر مومنان علی علیهالسلام فرمودند نه، نه این که از بیتالمال باید دیه را بپردازی که سبب قتل شدی بلکه باید دیه را خودت بپردازی.امام صادق علیهالسلام در پاسخ به کسانی که فکر میکنند قدرت را خدا به حاکمان داده میفرمایند قدرت و حکومت از آن خداست به هرکس می خواهد میدهد، اما خدا به انسانهای صالح و شایسته داده قدرت و حکومت میدهد اما اینها دزدند و اگر کسی پیراهن شما را بدزدد و ببرد نمیتواند ادعا کند مال من است. دزد مالک نیست، ودزدی برای دزد، حقی ایجاد نمیکند. در حکومت و قدرت هم همینطور است. بعضی از اصحاب قدرت دزدانی هستند که قدرت و حکومت را ربودهاند و الا خدا برای آنان مقرر نکرده است. امامان به ما معیارهای عدالت و حقیقت را آموختند و این موضوع ثبت و در تاریخ ماندگار شد. امیر مومنان علی علیهالسلام وقتی جلو اجرای حکم سنگسار این زن را گرفت و چون زن حامله بود و اعتراف او تحت فشار و پس از دستگیری اتفاق افتاده بود آن را بیارزش و اعتبار دانست و از خلیف دوم پرسید تو حکم کردهای بر علیه این زن که اهل فسق و فجور است، اما این زن حامله است، نسبت به آن نوزادی که در رحم دارد، چرا حکم به قتل او صادر کردی؟ حجت بر علیه زن داری، چه حجتی بر علیه آن جنین داری؟ این مادر را میخواهی بکشی فرزندش را چرا میکشی؟ دوم این که چگونه اقرار و اعتراف گرفتی؟ در چه شرایط او اقرار به فحشا و روابط با بیگانه کردی؟ او را ترساندی؟ دستگیرش کردی؟ تهدیدش کردی که اگر اقرار نکنی چه میکنم و چه میکنم؟ اینجا معلوم است که خودش اقرار نمیند باید حالش را جا آورد و از او اقرار گرفت. اشکال دوم حضرت فرمود اقرار در شرایطی که متهم تحت فشار و ترس هست ارزش و اعتبار ندارد. ما کدام دین را قبول کردیم؟ دین عمری یا دین علیبن ابیطالب؟ فکر کردیم ولایت علیبن ابیطالب همین است که وقتی وضو میگیریم آب را از بالا بریزیم یا از پایین بریزیم این شد ولایت علیبن ابیطالب؟بعد امیرالمومنین فرمودند که مگر از پیامبر نشنیدی که رسول خدا فرمود که هیچ کس که اعتراف میکند پس از آن که تحت فشار قرار گرفته باشد قابل مجازات نیست. مجازات و اعتراف او کانلم یکن میشود. هر کسی را که در بند انداختی ، زندان کردی ، تهدید کردی، فشار بر او آوردی، اقرار او نافذ نیست. آنان که دشمن علیبن ابیطالب بودند وقتی حقیقت و عدالت را برای آنان بیان کرد، حرفی نداشتند و بعد این جمله تاریخی را عمر گفت: زنان عالم عقیماند از این که کسی را مانند علیبن ابطالب بزایند که اگر علی نبود عمر به هلاکت رسیده بود. استقبال کردند، نگفت من حکم کردم دیگر ، قضیه تمام شده، نظر من این بوده، اینگونه رفتار نمیکردند. علیبن ابیطالب میتوانست حرف بزند، فرصت به او میدادند، استقبال میکردند، تازه بعدش هم میگفتند اگر علی نبود عمر هلاک میشد. .#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
باربددر عهد ساسانی، موسیقی و خنیاگری بسیار مقبول طبع پادشاهان بود. اردشیر بابکان، هنگام طبقهبندی اعیان مملکت، رامشگران را در طبقهای ویژه قرار داد و بهرام گور بهمنظور بهرهمندی عموم مردم از موسیقی، دو هزار نوازنده از هندوستان به ایران آورد. در میانهٔ این جمع کثیر از خنیاگران و در بازار پررونق موسیقیِ آن دوره، باربد توانست به نامی و جاهی یگانه دست یابد.او مهترِ خنیاگرانِ خسروپرویز بود و نزد او از جایگاهی بینظیر برخوردار بود. چندان در هنر خویش سرآمد بود که از سحرِ سازش برای میانجیگری میان مردم و شاه استفاده میکرد و با زور و چیرگی هنرش، مشکلات مردم را حل میکرد. چنین گفته میشود که حتی شیرین، ملکهٔ محبوب، برای به کرسی نشاندن خواستههای خود از نیروی نوازندگی باربد سود میجست تا دلِ همسرش، خسرو، را نرم کند. یا حکایت مشهور دیگری هست که میگوید، آنگاه که شبدیز، اسب محبوب خسرو، از پای درآمد، کسی یارای گفتن به پادشاه را نداشت؛ پس باربد با ساز و آوازش، به این واقعه اشارت کرد.در شاهنامه، حکایت زیبایی از وفاداری باربد به خسرو نقل شده است؛ آنجا که ستارهٔ اقبالِ سلطانِ مقتدر، تاریکی گرفته و از عرش قدرت و شکوه و غلبه، به فرشِ نکبت حصر افتاده است؛ و البته همچنان سربلند، در انتظار مجازات و مرگ است. نه به فرمان دشمنی بیگانه، بلکه به فرمان فرزندش که به ناسزاوار بر تخت او نشسته، و با انگیزش و پیشکاریِ خادمان و زیردستان و چه بسا چاپلوسان سابقِ خود!باربد از کار خسرو آگاه میشود و شیونکنان به درگاه او میآید:ز جهرم بیامد سوی طیسفونپر از آب مژگان و دل پر ز خونبیامد بدان خانه او را بدیدشده لعل رخسار او شنبلیدزمانی همیبود بر پیش شاهخروشان بیامد سوی بارگاههمی پهلوانی بر او مویه کرددو رخساره زرد و دلی پر ز درد...صدای شیون او را شاه در زندان میشنود و نگهبانان به درد میگریند:نگهبان که بودند گریان شدندچو بر آتش مهر بریان شدندهمی گفت: «الایا ردا، خسروا،بزرگا، سترگا، تناورگوا!کجات آن بزرگی و آن دستگاهکجات آن همه فرّ و تخت و کلاه!کجات آن همه مردی و زور و فرجهان را همیداشتی زیرِ پرکجات آن شبستان و رامشگرانکجات آن در و بارگاه سرانکجات افسر و کاویانی درفشکجات آن بر و تیغهای بنفشکجات اسپ شبدیز و زرینرکیبکه زیر تو اندر بُدی ناشکیبکجات آن ز زر خود و زرّینزرهز گوهر فگنده گره بر گرهز هر چیز تنها چرا ماندیز دفتر چنین روزْ کی خواندی!...باربد پس از خواندن مرثیهای سوزناک، سوگند یاد میکند که پس از خسرو دیگر دست به ساز نبرد. این سوگند در واقع اعتصابی هنری است؛ شوریدن بر خیانت و سقوطِ اخلاقی. او تصمیم میگیرد چهار انگشت خود را ببُرد و بر ساز خویش آتش افکند:به یزدان و نام تو ای شهریاربه نوروز و مهر و به خُرمبهارکه گر دست من زین سپس نیز رودبساود، مبادا به من بر درودبسوزم همه آلت خویش رابدان تا نبینم بداندیش راببُرّید مر چارانگشت خویشبریده همیداشت در مشت خویش!چو در خانه شد آتشی بر فروختهمه آلت خویش یکسر بسوختدر آن تنگنای حصر، خسرو را میبینم که با شنیدن ساز و آواز و مویهٔ خنیاگر وفادارش، لبخندی بر لب آورده است؛ که آیین وفا هرگز نمیمیرد!منبع: شاهنامه، چاپ خالقی، دوجلدی، ص ۱۰۵۶.#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
🔴در سه ماهه نخست سال میلادی افزایش شدید قیمت نفت، کاهش تولید عربستان تحت تاثیر جنگ را پوشش داد و درآمد این کشور در سه ماهه نخست افزایش هم پیدا کرد#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
سقوط قدرت خرید تا چه حد؟!😪یه زمانی لپتاپ برای دانشجو یه ابزار تحصیل بود؛ اما امروز در ایران برای خیلیا تبدیل شده به یه کالای لوکس!کار به جایی رسیده که بعضی دانشجوها برای انجام پروژه، پایاننامه یا حتی تمرینهای دانشگاهی، بهجای خرید لپتاپ مجبور میشن اونو ساعتی یا روزانه اجاره کنن…و این فقط داستان گرون شدن یه وسیله الکترونیکی نیست…وقتی دانشجو بهجای تمرکز روی درس، مهارت و آیندهش باید نگران تأمین هزینهی ابزاری باشه که بدون اون حتی نمیتونه پروژهش رو انجام بده، یعنی یه جای کار واقعاً میلنگه!نسلی که باید فرصت تجربه کردن، ساختن و پیشرفت داشته باشه، هر روز بیشتر درگیر تأمین ابتداییترین نیازهای مسیرشه…تلختر اینکه کمکم داریم به چنین چیزهایی عادت میکنیم؛انگار طبیعیه که یه دانشجو توان خرید لپتاپ نداشته باشه:/انگار طبیعیه برای انجام پروژهش سیستم اجاره کنه:(انگار طبیعیه دسترسی به تکنولوژی و آموزش، به توان مالی خانواده وابسته باشه…ولی طبیعی نیست!وقتی هزینهی یاد گرفتن هر روز بیشتر میشه، فرصت پیشرفت برای خیلیا دورتر میشه…واقعاً به کجا داریم میریم-ghachtech-#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
مدیران خودرو ظرف چند سال ۶.۵میلیارد دلار ارز دریافت کرده و قیمت خودروها رو حدود ۴۰درصد بیش اظهاری کرده.یعنی ۵۰۰هزارمیلیاردتومن از ملت بیچاره اختلاس کردهبله درست خوندین ۵۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومن#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane