پس مقام مداخلهگر اگر میخواد از چنین پیامدی جلوگیری کنه، علاوه بر تعیین قیمت دستوری و اجبار به فرو…
انتشار: 2026/08/13 20:50 UTCدریافت: 2026/08/14 05:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 05:25 UTC
پس مقام مداخلهگر اگر میخواد از چنین پیامدی جلوگیری کنه، علاوه بر تعیین قیمت دستوری و اجبار به فروش، جیرهبندی اون کالا رو هم باید در دستور کار قرار بده. طبق دستور دولت باید تعیین بشه چه مقدار کالا به هر یک از متقاضیان باید فروخته بشه. همونطور که میبینید، این زنجیره دخالت هی گسترش پیدا میکنه.حالا اگر در پی مداخلۀ دولت، ذخایر موجود تمام شه، مشکل بزرگتری پیش میاد. چون تولید با فروش به قیمت مصوب دولت دیگه سودده نیست، تولید یا محدود یا کلاً متوقف میشه. پس دولت اگر میخواد تولید ادامه پیدا کنه، باید تولیدکنندگان رو مجبور به تولید کنه و برای این منظور باید قیمت مواد اولیه، قیمت محصولات نیمهآماده و دستمزد کارگران رو هم تعیین کنه (جوری که تولید ارزون دربیاد و کمی هم سود داشته باشه). این دستورات هم نباید صرفاً به یک یا چند شاخۀ تولید محدود بمونه، بلکه باید همۀ شاخههای تولید رو دربرگیره، باید قیمت همۀ کالاها و همۀ دستمزدهای کار، رفتار همۀ شرکتداران، سرمایهداران، زمینداران و کارگران رو تنظیم کنه. حالا اگر دولت برخی شاخههای تولید رو آزاد بذاره، سرمایه و کار به سوی اون شاخهها سرازیر میشه و هدفی که دولت میخواست با مداخله به دست بیاره، محقق نخواهد شد — تازه وضع بدتر هم میشه، چون تولیدکنندگان از دست مقررات دولت اصلاً از اون شاخه تولید فرار میکنند و تولید پایین میاد (عرضه کم میشه و کالا گرون!). اما مگه مقامات مداخلهگر اتفاقاً هدفشون این نبود که اون شاخۀ تولید پرجنبوجوش باشه؟ این کاملاً در تضاد با نیت اولشونه — و به زبان خودمون، در این صورت گند زدند و آب هم قطعه.نتیجه این میشه که دولت یا باید دائم مواد اولیه ارزون در اختیار تولیدکنندگان قرار بده (قضیه ارز ترجیحی همینه — که همیشه سر پیچوندنش و فسادهای کلانش دعواست)، یا باید زنجیرهای از قیمتهای دستوری رو پی بگیره. اما با تجربه دیدیم که چقدر این تدابیر پوچ و بیفایدهست. مردم سبد کالاشون رو منتقل میکنند به کالاهای سوبسیددار و دولت دائم سوبسید بیشتری باید بده — و خب چند وقت یک بار یه قیمت دستوری جدید میده و افزایش قیمتی که به هر حال رخ میداد، با دستور خودش اِعمال میکنه؛ مسخرهترین و مضحکترین کار ممکن!قشنگ میبینیم که مداخلۀ انجامشده از سوی دولت در چرخودندۀ بازار به هدفی که مد نظر مداخلهگران بوده دست پیدا نمیکنه. این مداخله نه تنها بیهودهست، اثر معکوس هم داره، چون به «آفتی» که قرار بود از این طریق مهار شه، دامن میزنه. اگر دولت قیمتها رو گرون نکنه (که میکنه)، قبل از اینکه دولت قیمت دستوری بذاره، این کالا ــ به باور مقامات ــ گرون بود، اما حالا هم گرونتره و هم کلاً از بازار محو شده! — همون قاعدۀ گند زدن و قطع بودن آب، به شکل فجیعی رخ میده.بنابراین مداخله در بازار دور باطل بیپایانیه که هم تولیدکننده و هم مصرفکننده رو از نفس میندازه. بازار باهوشترین نهاد جامعهست؛ هیچ مقامی هوشمندتر از خود بازار نیست. اگر کسی نهایتِ تأمین مصرفکنندگان رو آرزو داره، باید بازار رو به حال خودش رها کنه.اما خب سیاستمداران و دولتمردان یا واقعا متوجه این واقعیتها نیستند، یا تظاهر به اینکه چقدر مردمدار و باکفایت هستند براشون مهمتره. و در نهایت در ایران، معضل اقتصادی ما باید از ساحت سیاسی درست بشه؛ یعنی سیاست در خدمت آرامش و پیشرفت بازار باشه؛ گهواره اقتصاد باشه. بعد نوبت به کوتاه کردن دست مداخلهگران از بازار Garajetadayoni | گاراژ#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
