📌دبیر شورایعالی امنیت ملی: ما فعلا فقط جریان نفت در تنگه هرمز را محدود کردهایم اما درصورت جنگ اقت…
انتشار: 2026/08/22 20:14 UTCدریافت: 2026/08/22 22:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 22:31 UTC
📌دبیر شورایعالی امنیت ملی: ما فعلا فقط جریان نفت در تنگه هرمز را محدود کردهایم اما درصورت جنگ اقتصادی اجازه نمیدهیم نفتی از خلیجفارس حتی به روشهای دیگر خارج شود#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1.6K بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- 🎬 بیسیمچی مدیا · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۰۱
- تحلیل زمانه · تطابق دقیق — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۲۵
- سربازان گمنام · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۰۳
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — تحلیل زمانه
بزرگترین آرزوش...😢__#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
#آورده اند که کفش طلحک را دزدیده بودند و به دهلیز کلیسا انداختهطلحک می گفت سبحان الله من خود مسلمانم و کفشم ترساست #عبید-زاکانی#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
«بوی گندم مال من — یا مدرنیتهستیزی شهرستیزان»بوی گندم مال من هر چی كه دارم مال تويه وجب خاك مال من هر چی میكارم مال تواین ترانۀ داریوش هنوز آدم رو سحر میکنه، در سالهای دهۀ پنجاه با تازهشهرنشینشدهها چه میکرده؟ ترانۀ «بوی خوب گندم» شمیمی از انقلابی بود که قرار بود در سالهای بعد رخ بده. گسستی و رویگردانی از جامعۀ جدیدی که در حال وقوع بود، بهتر از هر جا در این ترانه بیان شده. در این ترانه «شکافی پرنشدنی» رو میشه دید، بین «من» و «دیگری»؛ شکافی که ابعاد، شدت و حدتش بهتآوره و فقط با ابزار ادبی میشه توصیفش کرد. بیاید نگاهی به این ترانه بندازیم و شکاف بین «من ستمدیده» و «توی ستمگر» رو ببینیم:بوی گندم مال من هر چی كه دارم مال تويه وجب خاك مال من هر چی میكارم مال تواهل طاعونی اين قبيله مشرقیامتویی اين مسافر شيشهای شهر فرنگپوستم از جنس شبه، پوست تو از مخمل سرخرختم از تاوله، تنپوش تو از پوست پلنگتو به فكر جنگل آهن و آسمونخراشمن به فكر يه اتاق اندازه تو واسۀ خوابتن من خاك منه ساقه گندم تن توتن ما تشنهترين تشنۀ يك قطرۀ آبشهر تو شهر فرنگ آدماش ترمهقباشهر من شهر دعا همه گنبداش طلاتن تو مثل تبر، تن من ريشۀ سختتپش عكس يه قلب مونده اما رو درختنبايد مرثيهگو باشم واسه خاك تنمتو آخه مسافری خونِ رگ اينجا منمتن من دوست نداره زخمی دست تو بشهحالا با هر كی كه هست هر كی كه نيست داد میزنم:بوي گندم مال من هر چی كه دارم مال منيه وجب خاك مال من هر چی میكارم مال من— من: طاعونیام، تشنهام، تنم خاک منه، رختم تاوله، شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا...— تو: مسافر شیشهای شهر فرنگ، تو فکر آهن و آسمونخراش، تنپوشِت مخمل، تن تو مثل تبر...تنها کافیه در نظر بگیریم در این ترانه «من ریشۀ تشنهای هستم و تو تبر!» تأکید فراوان بر مفاهیمی چون «خاک»، «گندم»، «مال» و «کِشتهها» کاملاً پیداست که این شعری عاشقانه و گلایهای میان «من و معشوقی نامهربان» نیست. شعر آشکارا مضامین سوسیالیستی داره و نتیجهای که میگیره کاملاً انقلابیه: «حالا با هر كی كه هست هر كی كه نيست داد میزنم: بوی گندم مال من هر چی كه دارم مال من، يه وجب خاك مال من هر چی میكارم مال من». ترانه رو شهیار قنبری سروده و داریوش با آهنگسازی واروژان در ۱۳۵۱ اجرا کرده. تضاد میان «شهر» و «روستا»، «شهرنشین» و «روستایی» که از جانمایههای اصلی انقلاب ۵۷ بود، مانیفست این ترانهست. مهاجرت گستردۀ روستاییان به شهرها در پی توسعه صنعتی و شهری، و بیگانگی این مردم با زندگی شهری و به خصوص «ستم و اجحافی» که با دیدن تنوع سطح زندگی شهری فکر میکردند نسبت بهشون روا داشته شده. البته شعر «بوی گندم» بیشتر محتوای اجتماعی داره، در حالی ایرج جنتی و داریوش ترانۀ دیگری (جنگل) دارند که آشکارا سیاسی و مرثیهسرایی برای «قیام سیاهکل» بود — عملیات مسلحانه چریکها لابد برای تصرف روستاها و بعد شهرها!اما برگردیم به شهرستیزی و مدرنیتهستیزی نهفته در این ترانه. میزس، متفکر لیبرال، به سال خورشیدی، پنجاه سال پیش از پیدایش این ترانه این وضعیت ضدشهریِ مهاجران تازهشهریشده رو در کتاب "سوسیالیسم"، هنگام نقد لیبرالیسمستیزی توضیح داده.میزس میگه: هر چه رفاه بیشتر و سریعتر رشد میکنه، شمار بیشتری مهاجر از روستا به شهرها سرازیر میشن و در نتیجه ضدیتهایی با برداشت لیبرال از دیدگاه اصل زور بیشتر میشه. این مهاجران خیلی سریع در حیات کسبوکار شهری جا میافتند و در ظاهر رسوم و دیدگاههای زندگی شهری رو میپذیرند، اما تا مدتها با اندیشۀ مدنی بیگانه میموندند. "فلسفۀ اجتماعی را نمیتوان به آسانی مانند لباسی نو بر تن کرد، بلکه باید آن را از رهگذر اندیشیدن درونی کرد." به همین دلیل — به گفته میزس — شهروندان جدید بیشتر در ظاهر شهروند میشن تا در باطن، و به استیلای منش و مرام غیرمدنی در شهروندان دامن میزنن. و در نهایت اینطور نتیجه میگیره:همۀ دورههای فرهنگی که لبریز از روح بورژوایی بوده، از همین رهگذر سقوط کرده است، و به نظر میرسد فرهنگ بورژوایی [دوران] ما هم — این شگفتانگیزترین تمدنی که تاریخ تاکنون به خود دیده — از همین رهگذر سقوط خواهد کرد. بربرهایی که از بیرون به دیوارهای شهرها یورش میآورند، تهدیدی برای این تمدن نیستند؛ بلکه باید از بغض شبهشهروندان داخل شهر ترسید؛ کسانی که تنها در رفتار بیرونی، و نه در اندیشه، شهروند شدهاند.داریوش یکی از نمایندگان بارز جامعۀ دهۀ پنجاه و اون نسل روشنفکریه. البته از عوامل روانشناختی هم نباید غافل شد. اینکه داریوش فرزند طلاق بود، در کودکی سالها در روستا بود و خیلی زود درگیر اعتیاد شد، باعث شد شاخکهای اجتماعی تیزی داشته باشه و میل به آنارشی داشته باشه.#شاهد_تاریخی Garajetadayoni | گاراژ#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
✅نماینده ای که فقط نوک دماغ خود را می بیندحتی مغول هم اینقدر زور نمی گفتند✍️ مجید مرادی حاجیبابایی نماینده همدان دستش را به سمت سقف اتاق بالا برده و میگوید وقتی قیمت نفت بالا میرود یعنی ما برنده ایم و کف اتاق را نشان داده و می افزاید: وقتی پایین میآید آمریکا برنده است. سطح دانش این نماینده همین قدر است که تا نوک دماغ خود را میبیند و اصلا کاری ندارد که ما زمانی برندهایم که بتوانیم نفتمان را در اوج بحران و افزایش قیمت بفروشیم و حداقل چین نفت ما را بخرد. اما تا زمانی که ما نفتمان را نتوانیم بفروشیم عربستان سعودی برنده است که با راههای زمینی ای که دارد خیالش راحت است. روسیه برنده است که جبران کمبود نفت خلیج فارس را میکند و بیشتر از اینها خود آمریکا برنده است که توانسته است بخش عمدهای از نیاز جهانی نفت را با نفت صخرهای (شل) پاسخ گوید. بنابراین آمریکا در هر صورت برنده است. چه نفت بالا برود که نفت می فروشد و چه نفت پایین بیاید که صنایعش رونق میگیرد. همسایگان عرب هم در حال یافتن راه های جایگزین برای بخش شمالی تنگه هرمز هستند. از سواحل عمان گرفته تا خطوط لوله زمینی. بخش جالب مصاحبه حاجی آنجاست که میگوید کشیدن خط لوله برای دور زدن تنگه هرمز به منزله شلیک موشک و اعلان جنگ به ایران است! سبحان الله! این دبیر سابق آموزش و پرورش که با لیسانس دبیری الهیات و معارف اسلامی وارد عرصه تعلیم و تربیت شده است با چه مبنای شرعی تاسیس خطوط نفت دولتهای همسایه در خاک خود را به منزله تجاوز به خاک ایران تلقی میکند؟! حتی مغول هم این قدر زور نمیگفتند! حقوق بینالملل نخوانده ای، معارف اسلامی که خواندهای! قاعده اسلامی الناس مسلطون علی اموالهم میگوید هر کس صاحب اختیار مال و املاک خودش است. حالا که تنگه هرمز را مستهلک کردهاید یقه کشورهای همسایه را میگیرید و زور میگویید که باید و حتما از مسیر دریایی تنگه ما استفاده کنید و تهدید میکنید که اگر از خاک خودتان لوله انتقال نفت بکشید ما میزنیم؟! این چه حرفی سخیفیست؟!بگویید اشتباه کردهایم شاید آنها هم برگردند. #تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
آقای بیهقی شما فرمودید: «هیچکس زَهره نبود که امیر را گوید که خطاست... و طرفهتر آن بود که هم فرو نمیایستاد از استبداد.»“تاریخ بیهقی”آقای بیهقی ما گفتیم، به تمام مقدسات قسم ما سالها گفتیم به امیر که خطاست اما باز نایستاد از استبداد.Tafakkor#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane
دولت معادل بنزین ۲۵ سال خودروها را پیشپرداخت گرفته است. ✍️ عبداله باباخانی برای اینکه بحث «یارانه بنزین» را از زاویه دیگری ببینیم، یک خودروی هیبریدی اقتصادی مثل تویوتا کرولا هیبرید را مثال بزنیم.قیمت جهانی این خودرو حدود ۲۵ هزار دلار است. با فرض دلار ۲۰۰ هزار تومانی، ارزش آن در بازار جهانی حدود ۵ میلیارد تومان میشود.اگر همین خودرو در ایران حدود ۸ میلیارد تومان به دست مصرفکننده برسد، یعنی خریدار حدود ۳ میلیارد تومان بیشتر از معادل قیمت جهانی پرداخت کرده است.حالا فرض کنیم مالک خودرو سالانه ۲۰ هزار کیلومتر رانندگی کند. با مصرف حدود ۴.۷ لیتر در صد کیلومتر، مصرف سالانه بنزین او تقریباً ۹۴۰ لیتر خواهد بود.اگر ارزش واقعی بنزین را لیتری ۱۳۰ هزار تومان در نظر بگیریم، ارزش بنزین مصرفی این خودرو در یک سال حدود ۱۲۲ میلیون تومان است.بنابراین:۳ میلیارد تومان ÷ ۱۲۲ میلیون تومان ≈ ۲۴.۵ سالیعنی خریدار در همان روز خرید خودرو، رقمی معادل تقریباً ۲۵ سال بنزین با قیمت لیتری ۱۳۰ هزار تومان بیشتر از معادل قیمت جهانی خودرو پرداخت میکند.نکته مهمتر اینکه در این محاسبه، نرخ بهره و ارزش زمانی پول را عمداً صفر فرض کردهایم.یعنی فرض کردهایم ۳ میلیارد تومانی که امروز از جیب خریدار خارج میشود، در طول ۲۵ سال هیچ سود بانکی، بازده سرمایهگذاری یا حتی هزینه فرصت سرمایهای ندارد.در حالی که در دنیای واقعی، پولی که امروز یکجا پرداخت میشود بسیار باارزشتر از پولی است که طی ۲۵ سال و بهتدریج خرج میشود.پس حتی با فرض بسیار محافظهکارانهی بهره بانکی صفر درصد برای تمام ۲۵ سال، اضافهپرداخت اولیه خودرو معادل حدود ۲۵ سال بنزین است.به زبان ساده، حتی اگر بعد از خرید خودرو، بنزین این فرد را ۲۵ سال کاملاً رایگان کنیم و حتی بهره پول را هم صفر بگیریم، تازه تقریباً به همان ۳ میلیارد تومان اضافهپرداخت اولیه میرسیم.البته تمام اختلاف قیمت خودرو مستقیماً نصیب دولت نمیشود و بخشی از آن میتواند ناشی از محدودیت عرضه، هزینه واردات و حاشیه بازار باشد. با این حال، برای تحلیل منصفانه «یارانه بنزین»، باید هزینه خرید خودرو و سوخت را در کنار هم دید.#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane