تقوی نیا عنوان داشت که حقوق هستهای ایران باید از سوی جهان به رسمیت شناخته شود و ایران باید در جهان بهعنوان یک بازیگر عادی و قدرتمند به رسمیت شناخته شود. تحریمهای آمریکا نیز باید لغو شوند و اگر آمریکا و متحدانش قصد دارند از تنگه هرمز عبور کنند، باید در برابر ایران تسلیم شوند و تحریمها را لغو کنند.ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ که جمهوری اسلامی را بنیان گذاشت، به نوعی تحت تحریمهای آمریکا قرار داشته است، اما این کارزار دو دهه پیش و پس از تصویب قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد، به یک موضوع جهانی تبدیل شد. این قطعنامه در سال ۲۰۰۶ و در واکنش به محکومیت بینالمللی کشف فعالیتهای هستهای اعلامنشده جمهوری اسلامی تصویب شد.دوره کوتاهی از کاهش تنش با امضای برنامه جامع اقدام مشترک، موسوم به برجام، در سال ۲۰۱۵ میان ایران، آمریکا و دیگر قدرتهای بزرگ آغاز شد. اما بدبینی میان محافظهکاران در تهران و واشنگتن همچنان ادامه داشت و ترامپ در نهایت در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای خارج شد.این اقدام عملاً انزوای ایران را دوباره تشدید کرد و تهران را به تسریع غنیسازی اورانیوم فراتر از سقفهای تعیینشده در برجام سوق داد. ناکامی در دستیابی به توافقی جدید، بهانهای برای جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در ژوئن گذشته شد؛ جنگی که در جریان آن آمریکا برای نخستین بار دست به اقدام بیسابقه حمله مستقیم به تأسیسات هستهای ایران زد.با قرار گرفتن دوباره برنامه هستهای ایران در دستور کار مذاکرات، در شرایطی که واشنگتن و تهران گزینههایی را برای پایان دادن به درگیری کنونی بررسی میکنند، مقامهای ایرانی تأکید کردهاند که حق خود برای غنیسازی اورانیوم در سطوح پایینتر را حفظ خواهند کرد.پیامهای کاخ سفید در طول جنگ تغییر کرده است و اغلب بر این موضوع متمرکز بوده که ایران هرگز نمیتواند به سلاح هستهای دست پیدا کند. با این حال، ترامپ و دیگر مقامهای دولت آمریکا در برخی مقاطع بهصراحت نیز اعلام کردهاند که ایران اساساً نباید بتواند در داخل خاک خود غنیسازی انجام دهد.ایران تاکنون چه دستاوردهایی داشته استعلاوه بر آنکه ایران با حملات در سراسر منطقه و اعمال نفوذ بر تنگه هرمز توانسته هزینه جنگ را افزایش دهد، شاید بزرگترین پیروزی ایران تاکنون این باشد که توانسته فرضیات دیرینه درباره توازن قدرت در خاورمیانه را در هم بشکند.کشورهای منطقه، از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و دیگر کشورها، در حال بازنگری در ارزیابیهای خود درباره تعهدات امنیتی آمریکا هستند و برای جلوگیری از حملات ایران، هم با تهدید به استفاده از زور و هم با وعده دیپلماسی، به دنبال ایجاد ائتلافهایی در منطقه و پیرامون آن رفتهاند؛ در حالی که واشنگتن همچنان در حال انتقال تجهیزات و امکانات خود به مناطق دورتر و به سمت اسرائیل و اردن است.امیرحسین وزیریان، تحلیلگر دیگری که در تهران مستقر است، گفت: «این یک پیروزی برای ایران است.»او یادآوری کرد که از دوران پیش از انقلاب و حکومت سلسله پهلوی، «ایران معتقد بود که نظم امنیتی در خلیج فارس مسئله کشورهای خلیج فارس است و نباید مداخله خارجی در آن وجود داشته باشد.»با این حال، وزیریان خاطرنشان کرد که در برداشتهای متضاد آمریکا و ایران درباره نقش خود در این درگیری همچنان شکاف وجود دارد؛ بهگونهای که هر دو طرف خود را پیروز جنگ میدانند.وزیریان به نیوزویک گفت «میان دو کشور درباره اینکه چه کسی برنده جنگ است، شکاف وجود دارد. آمریکا معتقد است که توانسته تأسیسات هستهای ایران و تجهیزات دریایی این کشور و موارد دیگر را نابود کند. اما روایت ایران متفاوت است. این بخشی از چالش دستیابی به توافق میان آنهاست.»با این حال، آنچه از دیدگاه ایران در دوره اخیر تغییر کرده، این است که به نظر میرسد این کشور از موضعی عمدتاً واکنشی فراتر رفته است. این موضوع با حملات پیشدستانه ایران علیه مواضع آمریکا در اردن در ماه گذشته، پیش از تهدیدهای ترامپ برای انجام یک بمباران گسترده که در نهایت به نفع دیپلماسی به تعویق افتاد، آشکار شد.موج جدیدی از تفکر تندروانه همچنین تهدیدهایی برای تشدید بیشتر تنش ایجاد کرده است. وزیریان به نامه ماه ژوئن به خامنهای اشاره کرد که در آن، بنا بر گزارشها، ۸۵ مقام خواستار تغییر رویکرد از «چشم در برابر چشم» به «سر در برابر چشم» شده بودند.وزیریان تصریح کرد: اصل تغییر کرده است. برخلاف رویکرد چشم در برابر چشم، راهبرد جدید ایران بر اساس سر در برابر چشم است. و صرفنظر از اعتبار یا امکانپذیری آن، این موضوع به تصوری اشاره دارد که ایران از جایگاه قدرتمند خود در این جنگ دارد.@tahririeh
ایران به پیشواز تشدید جنگ می رود!در حالی که نهادهای مطالعاتی غرب همواره بر هژمونی ایالات متحده تأکید داشتند، گزارش اخیر "شورای آتلانتیک" شوک بزرگی به محافل سیاسی وارد کرده است. این اتاق فکر معتبر آمریکایی با بررسی دقیق معادلات قدرت در خلیج فارس، به واقعیتی تلخ برای واشینگتن اعتراف میکند: نفوذ آمریکا به بنبست رسیده است. در این تحلیل ویژه، به ابعاد پنهان این گزارش میپردازیم و بررسی میکنیم که چگونه راهبردهای جدید ایران، توازن قوا را در یکی از حساسترین نقاط جهان تغییر داده و ابرقدرت سابق را در موقعیت انفعال قرار داده است.youtu.be/yHAW8Efa34c@tahririeh
سقف قیمت دلار چقدر است؟در حالی که نوسانات روزانه بازار ارز همه را سردرگم کرده است، تحلیلهای بنیادی از حقیقتی تکاندهنده پرده برمیدارند: آیا قدرت خرید واقعی دلار به ۲۰۰ هزار تومان رسیده است؟ در این قسمت، با کالبدشکافی سیاستهای ارزی و بررسی شکاف عمیق بین نرخ رسمی و ارزش تعادلی، به این سوال پاسخ میدهیم که چرا در شطرنج اقتصادی فعلی، "ریال" دیگر مهرهای برای دفاع ندارد.youtu.be/n7oFTism7lk@tahririeh
موسسه واشنگتن: آمریکا برای قطع «شریان اقتصادی» ایران، امارات را هدف اصلی فشار قرار داده است▪️ اندیشکده واشنگتن با تأکید بر نقش امارات بهویژه دبی در شبکه مالی و تجاری ایران، اعلام کرده اجرای «عملیات طرد اقتصادی» آمریکا باید از بستن مسیرهای بانکی، شرکتهای پوششی و شبکه انتقال کالا و نفت ایران در امارات آغاز شود؛ چراکه در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۱ درصد از وجوه مشکوک مرتبط با بانکداری سایه ایران از این کشور عبور کرده است.▪️این اندیشکده معتقد است توقف تجارت و مبادلات مالی امارات با ایران بهتنهایی کافی نیست و واشنگتن باید با کمک ابوظبی، شبکه شرکتهای پوششی و واسطههای ایرانی در دبی را هدف قرار دهد؛ اقدامی که میتواند دسترسی ایران به منابع مالی، زنجیره تأمین و نظام مالی بینالمللی را محدودتر کند./بیداری_ملت@tahririeh
پایان خاورمیانهی آمریکایی؛ ایران و واپسین نفسهای یک نظم ورشکسته🔻 مقاله «مارک لینچ»، استاد علوم سیاسی دانشگاه جورج واشینگتن در نشریه فارن افرز، به کالبدشکافی فروپاشی نهایی نظم منطقهای برآمده از جنگ ۱۹۹۱ خلیج فارس میپردازد. لینچ استدلال میکند جنگ ناکام آمریکا و رژیم صهیونیستی با تهران، «نقطه عطف سوئز» برای واشینگتن بوده است؛ نبردی که نهتنها نتوانست نظام جمهوری اسلامی را ساقط کند یا تنگه هرمز را باز نگه دارد، بلکه معامله بنیادین امنیت در برابر تبعیت را برای همیشه در میان متحدان عرب باطل ساخت. نویسنده ابعاد این زوال ساختاری و مؤلفههای نظم پساآمریکایی را در سه محور تبیین میکند:🔻 ۱. فروریختن توهم قدرت مطلق و بحران مشروعیت معامله امنیتی:نظم ۳۵ ساله واشینگتن بر سه ستون استوار بود: تضمین بقای خودکامگان عرب، برتری بلامنازع نظامی رژیم صهیونیستی، و مهار همزمان ایران. جنگ اخیر نشان داد حتی سهمگینترین حملات نتوانست تابآوری و سازگاری نامتقارن تهران را بشکند؛ در حالی که شبکه پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس آسیبپذیر شده و از حفاظت از متحدان خود بازماندند. همزمان، حمایت بیقیدوشرط از نسلکشی در غزه و نادیدهگرفتن مسئله فلسطین، بقایای اقتدار اخلاقی و توان اقناعی آمریکا را برای گسترش «پیمان ابراهیم» محو کرد.🔻 ۲. خودمختاری متحدان و ظهور شکافهای ژئوپلیتیک نوظهور:با فروپاشی چتر امنیتی آمریکا، رفتارهای منطقهای از کنترل کاخ سفید خارج شده است: رقابت سعودی-امارات: ریاض با فاصلهگیری از ائتلاف امارات-رژیم صهیونیستی، به سمت همپیمانی با بازیگرانی چون ترکیه و پاکستان (پیمان مکه) رفته تا مانع از سلطه محور ابوظبی-تلآویو شود. موازنه منطقهای با تهران: کشورهای خلیج فارس دریافتهاند که راه مصونیت، اتکا به کاخ سفید نیست، بلکه مدیریت مستقیم تنش با تهران و توافقهای دوجانبه است؛ چرا که آسیب به تأسیسات آبشیرینکن یا انرژی در جنگی ناخواسته، بقای آنها را تهدید میکند.🔻 ۳. آخرین فرصت واشینگتن؛ گذار از مهار میلیتاریستی به دیپلماسی فراگیر:لینچ تاکید میکند خروج از این باتلاق مستلزم بازتعریف ریشهای سیاست خارجی آمریکاست: پایان دادن به «دیپلماسی با حملات هوایی»، توقف حمایت کورکورانه از راستگرایان رژیم صهیونیستی و مهار توسعهطلبی در کرانه باختری، و پذیرش ایران به عنوان یک «شریک ذینفع» در معماری امنیت منطقهای. اگر واشینگتن این واقعیت را نپذیرد که دوران هژمونی انحصاریاش به پایان رسیده، خاورمیانه در چرخهای از جنگهای بیپایان خاکستری فرو خواهد رفت و آمریکا نیز مانند امپراتوریهای بریتانیا و فرانسه پس از بحران ۱۹۵۶، ناگزیر به خروجی تلخ از منطقه خواهد شد./کانال مطالعات خلیج فارس@tahririeh
اعمال تحریم علیه ایران بدون همراهی جهانی چقدر شدنی است؟🔵«ریچارد نفیو» دیپلمات پیشین آمریکایی: وقتی در گذشته تحریمها را وضع میکردیم، در حال اجرای یک قطعنامه و مجموعهای از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل بودیم و همچنین از یک هنجار جهانی در معاهدهی منع گسترش سلاحهای هستهای پیروی میکردیم که تقریباً همه کشورهای دیگر به آن ملحق شده بودند.🔵ما پرونده قویای داشتیم و همچنین میتوانستیم به همه بگوییم که گوش کنید، این تحریمها برای همیشه باقی خواهند ماند، ما به دنبال فروپاشی رژیم نیستیم، بلکه میخواهیم به یک توافق برسیم. 🔵این حرفی بود که هم در دولت بوش و هم در دولت اوباما زدیم و بخشی از دلیلی بود که توانستیم همه را با خود همراه نگه داریم. 🔵بعد ما رفتیم و توافق ۲۰۱۵ را به دست آوردیم، اما چند سال بعد تصمیم گرفتیم آن را به هم بزنیم چون فکر کردیم کافی نیست. 🔵به گمانم این تغییر در سیاست آمریکا و خواستههای مطرحشده باعث شد که بسیاری از کشورها بگویند: «خب، گوش کنید، شما در گذشته که میگفتید خواستههای محدودی از ایرانیها دارید، به وضوح به ما دروغ میگفتید.»🔵صادقانه بگویم، طرفهای دیگر به ما اعتماد ندارند و ما در حال حاضر اعتبار چندانی در عرصه دیپلماسی بینالمللی نداریم./روایت جهان @tahririeh
*🔻 آیا ایران در حال آمادهسازی یک «شگفتی اکتبر» دیگر است؟*📄 بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) | مارک دوبوویتز▪️ اصطلاح «شگفتی اکتبر» نخستینبار در بحران گروگانگیری ایران در سال ۱۹۸۰ مطرح شد؛ زمانی که نگهداشتن ۵۲ آمریکایی در سفارت ایالات متحده در تهران تا پس از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، به یکی از عوامل شکست جیمی کارتر در برابر رونالد ریگان تبدیل شد. نویسنده معتقد است اکنون، با نزدیکشدن همزمان انتخابات اسرائیل و انتخابات میاندورهای آمریکا، احتمال تکرار یک سناریوی مشابه از سوی تهران وجود دارد.▪️ انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر و انتخابات میاندورهای آمریکا در ۳ نوامبر برگزار میشود؛ فاصلهای کوتاه که از نگاه نویسنده میتواند فرصتی برای یک اقدام تحریکآمیز فراهم کند. ایران ممکن است با حمله مستقیم یا استفاده از گروههای نیابتی، بحرانی ایجاد کند که دولت اسرائیل را مجبور به واکنش شدید در حساسترین مقطع سیاسی کند.▪️ استدلال اصلی این است که هدف احتمالی تهران صرفاً واردکردن خسارت نظامی نیست، بلکه ایجاد یک زنجیره سیاسی است: واکنش اسرائیل، گسترش جنگ، افزایش قیمت انرژی و ایجاد فشار اقتصادی و سیاسی بر دولت ترامپ و جمهوریخواهان پیش از انتخابات آمریکا.▪️ در این سناریو، ایران میتواند تلاش کند خود را قربانی نشان دهد و از پیامدهای سیاسی واکنش اسرائیل در داخل آمریکا بهرهبرداری کند. نویسنده معتقد است تهران ممکن است امیدوار باشد اختلافات سیاسی در واشنگتن افزایش یابد و شکاف میان آمریکا و اسرائیل عمیقتر شود.▪️ نویسنده تأکید میکند جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران شناخت قابلتوجهی از فضای سیاسی آمریکا دارند و در گذشته نیز متهم به تلاش برای اثرگذاری بر روندهای انتخاباتی آمریکا شدهاند. از این منظر، بهرهبرداری از اختلافات داخلی آمریکا بخشی از راهبرد گستردهتر تهران برای کاهش فشار خارجی است.▪️ برای مقابله با چنین احتمالی، پیشنهاد مقاله این است که آمریکا و اسرائیل باید پیش از وقوع بحران، درباره سناریوهای مختلف و نحوه پاسخ هماهنگ شوند. هدف این است که تصمیمگیریهای احساسی پس از حمله، باعث ایجاد شکاف میان دو متحد نشود.▪️ یکی از توصیههای مطرحشده این است که واکنش فوری همیشه بهترین گزینه نیست. اگر ایران اقدامی با هدف تأثیرگذاری بر انتخابات انجام دهد، اسرائیل میتواند ضمن دفاع از خود، زمان مناسبتری برای پاسخ انتخاب کند تا تهران نتواند از واکنش شتابزده برای اهداف سیاسی خود استفاده کند.▪️ جمعبندی نویسنده این است که تجربه سال ۱۹۸۰ نشان داد ایران میتواند از شکافهای سیاسی آمریکا برای تغییر محاسبات واشنگتن استفاده کند. از نگاه او، جلوگیری از تکرار چنین سناریویی نیازمند هماهنگی نزدیک آمریکا و اسرائیل و جلوگیری از تبدیل یک بحران امنیتی به یک بحران انتخاباتی است.@tahririeh