ویزیتورها حذف میشوند؟ رئیس انجمن پخش پاسخ دادرئیس انجمن ملی صنعت پخش ایران با اشاره به پایان تدری…
انتشار: 2026/08/24 08:32 UTCدریافت: 2026/08/24 08:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 08:40 UTC
ویزیتورها حذف میشوند؟ رئیس انجمن پخش پاسخ دادرئیس انجمن ملی صنعت پخش ایران با اشاره به پایان تدریجی فروش سنتی و تغییر مدلهای توزیع، گفت: آینده صنعت پخش دیگر بر پایه انبار، ناوگان و ویزیتورهای سنتی نخواهد بود و شرکتهای پخش برای بقا ناگزیرند به سمت دادهمحوری و استفاده از هوش مصنوعی حرکت کنند.isna.ir/xdWWHc@isnaeco
پستهای تلگرام — محمد تاجیک/دیپلماسی صله رحم را جدی بگیریم
واکنش طناز طباطبایی به قیمتگذاری ۵ میلیون تومانی تئاتر «آرش» | توضیح روابط عمومی کافی نبودجنجال قیمتگذاری بلیتهای تئاتر-ارکسترال «آرش» با واکنشهای گستردهای روبهرو شده است. اگرچه روابط عمومی پروژه اعلام کرد که بلیتها در ۹ سطح قیمتی از ۹۹۰ هزار تومان تا ۴ میلیون و ۹۸۰ هزار تومان عرضه میشوند، اما این توضیحات برای بسیاری از مخاطبان و رسانهها کافی نبود. منتقدان معتقدند معرفی بالاترین رقم به عنوان قیمت اصلی، تصویری ناقص از واقعیت فروش این اثر هنری ارائه میدهد.طناز طباطبایی بهعنوان یکی از بازیگران این نمایش، در واکنش به اعتراضات مردمی اعلام کرد که عوامل اثر صدای مخاطبان را شنیدهاند و اصلاحاتی در راه خواهد بود. اجرای همزمان نمایشهای پرهزینه با موضوعات اساطیری مانند «آرش»، «سیاوش» و «پسران فریدون» با حضور چهرههای سینمایی، پرسشهایی را درباره نحوه توزیع درآمد و عدالت در دسترسی به این آثار برانگیخته است.🎭 در فیلمزی بخوانید🆔 @Thefilmzi
روزنامه ایران هم از بلیط پنج میلیون تومانی یک نمایش انتقاد کردبلیت پنج میلیون تومانی با چه متر و معیاری؟اکنون قیمت بلیت پنج میلیون تومانی نمایش «سیاوش» همه نگاه ها را به سوی خود جلب کرده . خبر، در ظاهر ساده است: بلیت یک نمایش تئاتری به حدود پنج میلیون تومان رسیده است. اما مساله فقط قیمت یک بلیت نیست. وقتی بلیت تئاتر به چنین عددی می رسد، پرسش طبیعی این است که این قیمت چگونه محاسبه شده است؟ هزینه تولید چقدر است؟ چه تعداد اجرا برای پروژه پیش بینی شده؟ ظرفیت سالن چقدر است؟ دستمزد بازیگران و عوامل اصلی چه میزان است؟ اجاره سالن، دکور، موسیقی، تبلیغات و تجهیزات چقدر هزینه برداشته اند؟ و نهایتا پروژه برای بازگشت سرمایه به چه میزان فروش نیاز دارد؟در مورد «پسران فریدون» دست کم اعداد اعلام شده برای بلیت روشن است: پیش فروش با قیمت هایی از 550 هزار تومان تا یک میلیون و 400 هزار تومان آغاز شده است. این رقم نیز در مقایسه با اجرای قبلی تالار وحدت، «خون بس»، که بلیت هایش بین 650 تا 780 هزار تومان بوده، قابل توجه است.
به بهانه تعطیلی موقت سینما قدسچراغ هایی که نباید خاموش شوند رضا صائمی در ایران نوشت : خبر تعطیلی موقت سینما قدس، اگرچه در ظاهر تنها یک خبر مدیریتی است، اما در لایه های عمیق تر، هشداری درباره سرنوشت حافظه فرهنگی شهری است که هر روز بخشی از خاطراتش را از دست می دهد. سینما قدس فقط یک سالن نمایش فیلم نیست، بخشی از تاریخ زیسته چند نسل از مخاطبانی است که عشق به سینما را روی صندلی های همین سالن تجربه کرده اند. سینماهای قدیمی را نباید فقط با معیار سود و زیان اقتصادی سنجید. آنها تقریبا همان نقشی را در فرهنگ شهری دارند که بناهای تاریخی در معماری یک شهر. همان گونه که هیچ کس به بهانه فرسودگی، یک بنای تاریخی را رها نمی کند، نباید اجازه داد سینماهای ریشه دار نیز قربانی بی توجهی، تغییرات مدیریتی یا مشکلات مقطعی شوند.تعطیلی سینما قدس، حتی اگر موقتی باشد، یادآور این واقعیت است که سرمایه های فرهنگی بیش از آنکه با بمباران و چالش های بیرونی آسیب ببینند، از فرسایش تدریجی، بی برنامگی و فقدان نگاه فرهنگی لطمه می خورند. گاهی یک استعفا، چند نیروی خدماتی یا یک خلا مدیریتی، سرنوشت سالنی را معلق می کند که دهه ها میزبان خاطرات مردم بوده است. این همان نقطه ای است که ضرورت سیاست گذاری فرهنگی خود را نشان می دهد؛ جایی که حفظ یک سینما، تنها حفظ یک کسب وکار نیست، بلکه پاسداری از بخشی از حافظه جمعی جامعه است.شهر بدون سینماهای قدیمی، شبیه انسانی است که آلبوم عکس های کودکی اش را گم کرده باشد. شاید زندگی ادامه پیدا کند، اما بخشی از هویت و خاطره از میان رفته است. هر سینمای قدیمی، روایتگر دوره ای از تاریخ اجتماعی، سلیقه هنری و زیست فرهنگی مردم است، جایی که فیلم های ماندگار دیده شده و نسل های مختلف، تجربه ای مشترک از تماشای سینما را با هم زیسته اند.در روزگاری که پرده های کوچک تلفن همراه جای پرده های بزرگ سینما را تنگ کرده اند، حفظ سینماهای نوستالژیک اهمیتی دوچندان پیدا می کند. این سالن ها تنها محل نمایش فیلم نیستند؛ آنها تجربه تماشای جمعی، حس تعلق به شهر و پیوند میان گذشته و امروز را زنده نگه می دارند. اگر این حلقه گسسته شود، چیزی بیش از یک ساختمان تعطیل خواهد شد. سینما قدس امروز بیش از آنکه به یک مدیر جدید نیاز داشته باشد، به یک نگاه جدید نیاز دارد؛ نگاهی که سینما را صرفا مترمربعی از ملک و ترازنامه ای از درآمد و هزینه نبیند، بلکه آن را بخشی از سرمایه نمادین شهر بداند؛ سرمایه ای که بازتولید آن ممکن نیست و اگر از دست برود، تنها حسرتش برای نسل های بعد باقی خواهد ماند.
چرا ملودی «پلنگ صورتی» در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار شد؟نوستالژی یک آهنگ کارتونی رضا صائمی در ایران نوشت : «پلاس جانسون»، نوازنده برجسته ساکسوفون جاز آمریکایی که با ملودی ماندگار خود در فیلم کلاسیک «پلنگ صورتی» (1963) جاودانه شد، در 94 سالگی در لس آنجلس درگذشت. درگذشت پلاس جانسون، فرصتی است برای بازخوانی اهمیت قطعه ای که شاید بسیاری از شنوندگان نام نوازنده اش را نمی دانستند، اما صدای ساز او را به خوبی در ناخودآگاه خود ثبت کرده اند. این یکی از ویژگی های شگفت انگیز موسیقی است. گاهی نام خالق و اجراکننده در حاشیه می ماند، اما خود اثر در زندگی اجتماعی مردم حضور پیدا می کند و معنایی فراتر از نیت اولیه سازندگانش می یابد. در واقع گاهی یک قطعه موسیقی بیش از آنکه یک اثر شنیداری باشد، به یک نشانه فرهنگی تبدیل می شود، نشانه ای که با شنیدن چند نت ابتدایی اش، نه فقط یک فیلم یا یک دوره تاریخی، بلکه مجموعه ای از خاطرات، تجربه های جمعی و احساسات فراموش شده در ذهن ما زنده می شود. ملودی مشهور «پلنگ صورتی» ساخته هنری مانچینی و با اجرای ماندگار ساکسوفون پلاس جانسون، از همین جنس است؛ قطعه ای که از مرزهای سینما عبور کرد و به بخشی از حافظه فرهنگی چند نسل بدل شد.از منظر جامعه شناسی موسیقی، ماندگاری یک قطعه فقط به کیفیت فنی یا زیبایی شناسی آن مربوط نیست؛ بلکه به مسیرهایی وابسته است که یک اثر از طریق آنها وارد زندگی روزمره مردم می شود. «پلنگ صورتی» برای بسیاری از ایرانیان، صرفا موسیقی متن یک فیلم آمریکایی محصول 1963 نبود، این قطعه در دهه هایی وارد خانه ها شد که تلویزیون، سینما و دوبله، مهم ترین دروازه های آشنایی ایرانیان با فرهنگ جهانی بودند. موسیقی، در این فرآیند، از یک محصول فرهنگی خارجی به بخشی از تجربه زیسته ایرانی تبدیل شد.برای نسلی از ایرانیان که در دهه های گذشته با تلویزیون و برنامه های کودک رشد کردند، صدای ساکسوفون آرام و بازیگوش این قطعه یادآور لحظه هایی است که خانواده ها دور یک قاب کوچک جمع می شدند و جهان دیگری را تجربه می کردند. «پلنگ صورتی» فقط یک شخصیت کارتونی نبود، یک موقعیت اجتماعی بود. زمانی برای کنار هم بودن، برای خندیدن و برای تجربه نوعی از سرگرمی که با ریتم زندگی روزمره پیوند خورده بود. به همین دلیل، شنیدن این ملودی امروز می تواند مانند باز شدن یک آلبوم عکس قدیمی عمل کند.قدرت این قطعه در ایجاد حس نوستالژی، بیش از هر چیز به زبان موسیقایی آن بازمی گردد. ساکسوفون در اجرای پلاس جانسون، صدایی مرموز، شوخ طبع و در عین حال صمیمی دارد. گویی سازی است که همزمان قصه تعریف می کند و لبخند می زند. همین ویژگی باعث شد موسیقی «پلنگ صورتی» بتواند شخصیت مستقل پیدا کند. بسیاری از مردم حتی اگر فیلم را ندیده باشند، با شنیدن این ملودی تصویری از آن فضای کنجکاوانه، فانتزی و کمی شیطنت آمیز در ذهنشان شکل می گیرد.در فرهنگ ایرانی، نوستالژی اغلب با رسانه های جمعی گره خورده است. تلویزیون در چند دهه گذشته نقشی فراتر از یک ابزار سرگرمی داشت، بخشی از حافظه مشترک جامعه را می ساخت. موسیقی هایی که از این مسیر وارد خانه ها شدند، به نوعی «موسیقی خاطره» تبدیل شدند. «پلنگ صورتی» نیز یکی از همین قطعات است؛ قطعه ای که در ذهن بسیاری از ایرانیان نه با سالن های سینمای آمریکا، بلکه با عصرهای کودکی، برنامه های تلویزیونی، دوبله های خاطره انگیز و حال وهوای یک دوران خاص پیوند خورده است.نکته مهم این است که ماندگاری چنین آثاری فقط نتیجه تکرار نیست. بسیاری از قطعات در رسانه ها پخش می شوند اما در حافظه جمعی باقی نمی مانند. آنچه یک موسیقی را ماندگار می کند، پیوند آن با احساسات انسانی است. «پلنگ صورتی» توانسته میان یک ملودی ساده و تجربه های عمیق عاطفی ارتباط برقرار کند. این قطعه برای هر نسل ممکن است معنای متفاوتی داشته باشد، اما یک وجه مشترک میان همه شنوندگان وجود دارد: احساس بازگشت به گذشته.در جهانی که مصرف فرهنگی روزبه روز سریع تر می شود و آثار فراوانی خیلی زود جای خود را به آثار تازه می دهند، ماندگاری یک ملودی شش دهه ای پدیده ای قابل تامل است. «پلنگ صورتی» نشان می دهد که موسیقی می تواند از زمان و مکان عبور کند و در حافظه جوامع مختلف زندگی تازه ای پیدا کند. این قطعه دیگر فقط متعلق به سینمای آمریکا یا یک فیلم کلاسیک نیست، بخشی از خاطرات مشترک میلیون ها انسانی است که با آن خندیده اند، خیال پردازی کرده اند و بخشی از گذشته خود را در نت های آن یافته اند.شاید بزرگ ترین میراث پلاس جانسون همین باشد: او با چند دقیقه نواختن ساکسوفون، صدایی خلق کرد که تبدیل به زبان مشترک خاطره شد، صدایی که هر بار شنیده می شود، گذشته را نه به شکل یک تاریخ دور، بلکه همچون لحظه ای زنده به اکنون بازمی گرداند.
مصطفی جلالی فخر : از نظر من غم انگیز است چون تنوع نوشتاری باعث افزایش کیفیت نشده، به نازل تر شدن ماجرا منتهی شده است. تنوع نوشتاری لزوما با تکثیر نظر همراه نیست. بیشتر شبیه تولید انبوه شده، شبیه فست فودهای درجه سه با مواد نامرغوب. دیگر نوشته هایی در سطح قلم ایرج کریمی به محال کمیاب بدل شده است. شاید هم تمام این تغییرات تلخ، بخشی از گذار سخت به دوره ای دیگر است که به تدریج شکل معتبر و پالوده خود را به دست خواهد آورد. دورانی که یا ما در آن نیستیم یا خیلی پیر شده ایم و صرفا برای مرور خاطرات، مجلات قدیمی آرشیو خودمان را ورق می زنیم و با مرور جوانی، می خندیم یا اشک می ریزیم.اعتماد
مصطفی جلالی فخر : زمانی بود که خودم به عنوان منتقد فیلم، حداقل 30درصد فیلم های اکران شده در سینماها را می دیدم، اما الان سالی 5 تا فیلم ایرانی هم نمی بینم. آقای گلمکانی پیشنهاد داد پس از مدت ها نقدنویسی درباره آثار خارجی، نقد یک فیلم ایرانی بنویسم و قبول کردم . اما باور کنید دو هفته است که حوصله و وقت چنین کاری برایم ایجاد نشده است. سینمای ایران به نظرم مدت هاست از واقعیت های اجتماعی و فردی فاصله گرفته یا توان و شعور پرداخت ندارد.اعتماد

