.«از رقص بازنایستید، دخترکانِ نازنین!» ✍زرتشتشامگاهی زرتشت با شاگردان از میانِ جنگل میگذشت، و همچن…
انتشار: 2026/06/24 08:47 UTC
.«از رقص بازنایستید، دخترکانِ نازنین!» ✍زرتشتشامگاهی زرتشت با شاگردان از میانِ جنگل میگذشت، و همچنان که در پیِ چشمهاي میگشت، به چمنزاري رسید سرسبز که گِرد-اش را درختان و بوتهها خاموشْ فراگرفته بودند و بر آن دخترکانی با هم میرقصیدند.دخترکانْ چون زرتشت را بشناختند، از رقص بازایستادند. اما زرتشت با سیمایی دوستانه به سویِ ایشان رفتو این سخنان را گفت:«از رقص بازنایستید، دخترکانِ نازنین! نه بازی-بَرهَمزني بدچَشم سویِ شما آمده است، نه دشمنِ دخترکان.من در برابرِ ابلیس هوادارِ خدایام، زیرا ابلیس "جانِ سنگینی" است. پس، ای سَبُکپایان، من چگونه دشمنِ رقصهایِ خداییِ شما توانم بود؟یا دشمنِ پاهایِ دخترکانْ با گوژَکانِ زیباشان؟...»✍ #فردریش_نیچه 📙 #چنین_گفت_زرتشت بخشِ دوم: #سرود_رقص ترجمه: #داریوش_آشوری🌱❤️
