سرشارم از قصههایی که در گلو میان سکوت و فریادخاک شدند. از گامهایی که در مه نه راه را که خود را گم…
انتشار: 2026/07/29 20:05 UTC
سرشارم از قصههایی که در گلو میان سکوت و فریادخاک شدند. از گامهایی که در مه نه راه را که خود را گم کردند. از فریادهایی که در تَرَکهای گلو نیمهتمام ماندند... درونم آوازهایی در بند خاموشی اندوستارههایی که پیش از شب افول کرده اند. اکنون چون ظرفی لبریز نه گنجایش حتی یک قطرهی دیگر از درد را دارم و نه جسارت آنکه آنها را از خود دور کنم.پاک توانم را ازدست داده ام...انگار در این حصار تن چیزی در من است که هر آنچه را که در من از امید بود به سوی غروب میرانَد.گویی من تنها ویرانهای هستم که از خویشتن باقی مانده است. ویرانهای چنان عمیقکه حتی نامم را در میان آوارهااز یاد برده اند. #جواد_جوادی🍒🍒t.me/javadjavadi796%F0%9F%8C%BF%F0%9F%8C%… 🍃🌺🍂 💐🌾🍀🌼🌷🍃
