— شیفتۀ پیشرفت، عاشق سلطه🎯 ماسکیسم چیست؟🔴 کتاب جدید کوئین اسلوبودیان و بن تارنوف، «ماسکیسم: راهنمایی برای سرگشتگان» میکوشد ایدئولوژیای را توصیف کند که به ظهور ایلان ماسک انجامیده، نیروهای اجتماعیای را بررسی کند که منجر به آن شدهاند و آیندۀ هولناکی را شرح دهد که این ایدئولوژی در پی تحقق آن است. «ماسکیسم» صرفاً چیزهایی که ماسک میگوید، باور دارد یا انجام میدهد نیست. ماسکیسم ایدئولوژیای است که پیرامون او شکل گرفته، از کسانی که تحت تأثیرش هستند تا کسانی که خودِ او دنبال میکند.🔴 چه نیروهایی ایلان ماسک را ساختهاند؟ نویسندگان میگویند: در اولین قدم، «آپارتاید» در آفریقای جنوبی؛ با اقتدارگراییِ ظاهراً «عقلانی» و تکنوکراتیکش که آمیزهای بود از زندگی مرفه برای سفیدپوستان مهاجر، و نظارت خشن و خشونت دولتی برای اکثریت سیاهپوست.🔴 ایلان ماسک متولد آفریقای جنوبی است و اوج دوران آپارتاید همزمان بود با اوجگیری رایانههای شخصی، دورهای که رایانهها و سپس مودمها ارزانتر و قدرتمندتر میشدند و به سرعت گسترش مییافتند. این تحول به ماسک جوان امکان داد تا به جهانی فراتر از حباب فاشیستی آفریقای جنوبی دسترسی پیدا کند و جاهطلبیهای جهانی پیدا کند. نزدیکتر که بیاییم، خانوادۀ ماسک را میبینیم: پدربزرگی متکبر و بیرحم که به برتری نژاد سفید باور داشت و به دلیل علاقهاش به آپارتاید و سلسلهمراتب نژادی از کانادا به آفریقای جنوبی مهاجرت کرد، و پدری خشن و آزارگر.🔴 ماسکیسم گونهای تازه از «اختیارگراییِ فناورانه» است. اختیارگرایی سنتی در پی برچیدن یا خروج از قلمرو دولت است، اما ماسکیسم در پی خروج از دولت نیست، بلکه میخواهد آن را تصرف و کنترل کند.🔴 البته ماسکیسم خواهان تضعیف دولت است، اما تنها آن بخشهایی از دولت که میتوان آنها را به مالکیت خصوصیِ ماسک منتقل کرد. از طرف دیگر، ماسکیسم طرفدار دولت بزرگ هم هست؛ اما دولتی بزرگ برای ماسک، نه برای دیگران. این نگرش تجسم همان اصل محافظهکارانهای است که در «قانون ویلهویت» خلاصه شده است: «باید گروههایی وجود داشته باشند که قانون از آنان حمایت کند، اما مقیدشان نسازد؛ و درمقابل، گروههایی که قانون آنان را مقید کند، اما حمایتشان نکند». این اصل در سراسر رفتار ماسک دیده میشود.🔴 ماسک حق خود میداند که بدون پیامد حقوقی از قدرت دولت برای تحت فشار قراردادن یا تعطیلکردن کسبوکارهایی استفاده کند که به دلیل عملکرد نامطلوب پلتفرمش آن را تحریم کردهاند. و واقعاً میتواند پیروز هم بشود.🔴 ماسک با رمانهای علمیتخیلی رشد کرده و ارجاع به این ژانر و الگوهای آن در کارهایش فراوان است؛ اما جهانبینی الهامگرفته از این ژانر در ذهن ماسک به نژادپرستی و سیاستهای ارتجاعی رایج در آن محدود نمیشود. او شیفتۀ فیلمهای ماتریکس است، بااینحال، نمیخواهد از ماتریکس خارج شود؛ میخواهد کنترل ماتریکس را در دست بگیرد. تارنوف و اسلوبودیان مینویسند این مسیر به مقصدی هولناک میرسد: نوعی پادآرمانشهر که بهدست کسی اداره میشود که گمان میکند سلطۀ تام بر انسانها، قدمی ضروری برای پیشرفت است.📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «ماسکیسم چیست؟» نوشتۀ کوری دکترو است که متن کامل آن در شمارۀ ۳۸ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.@tarjomaanweb
🎯 از اخبار فرا کنید! اما گریزی از اخبار نیست— آیا میتوانیم انسانیت را از الگوریتمها پس بگیریم؟🔴 «از اخبار فرار کنید!» این تیتر مجلۀ شمارۀ ۱۵ ترجمان بود. شش سال پیش، در پروندۀ ویژهای دربارۀ اخبار، از مضرات پیگیری شبانهروزی اخبار گفتیم و از آسیبی حرف زدیم که هجوم «اخبار فوری» میتواند به اندیشه و استدلال بزند. این شش سال، مملو از دگرگونیهای عظیم و خبرهای خوب و بد بوده است. چیزهای بسیاری عوض شده، اما در همۀ این فراز و نشیبها، سلطنت اخبار فوری پابرجا مانده است.🔴 رویۀ ترجمان در تمام این مدت کمابیش ثابت بوده است. همچنان فکر میکنیم آنچه از خردهاطلاعات و تیترهای هیجانی مهمتر است، آگاهی از بسترها و چشماندازهایی است که خبرها در آن معنا میشود. بدون داشتنِ دیدی عمیق، در اخبار گم میشویم. مجلۀ ترجمان، بهعنوان اساس کار ما، تلاش کرده است تا با محتواگردانی در فضای علوم انسانی، روندهای مهم را نشان دهد و بسترهای بهتراندیشیدن را فراهم کند.🔴 این روزها، در آستانۀ عصر هوش مصنوعی، لازم است قدمهای بیشتری برداریم. این فناوری جدید، دنیای تازهای پیش پایمان گذاشته است. قابلیتهای خارقالعادهاش نهتنها بسیاری از ناممکنها را ممکن کرده، بلکه آنها را در دسترس عموم نیز قرار داده است. مدلهای پیچیدۀ هوش مصنوعی انبوهی از کارهای سخت و وقتگیر را برعهده گرفتهاند تا ما با فراغ بال بیشتری، در دنیای خبرها سیر کنیم. 🔴 دنیای خبرنگاری و روزنامهنگاری نیز از این تحولات بینصیب نمانده است. تا مدتی پیش، بحث دربارۀ «اخبار جعلی» داغ بود، اما حالا وقتی پا به دنیای اینترنت میگذاریم، احساس میکنیم همهچیز جعلی است. عکسها و ویدئوها را هوش مصنوعی تولید کرده، متنها و تحلیلها را مدلهای بزرگ زبانی نوشتهاند، و شاید مهمتر از همه، ترتیب و نوع محتواهایی که به دستمان میرسد را الگوریتمهای هوشمند برنامهریزی کردهاند. 🔴 محققان هشدار میدهند هوش مصنوعی میتواند باعث «برونسپاری استدلال» شود. به همان اندازه که نوشتههای طولانی و ملالآور تولیدشده با هوش مصنوعی، میتوانند ما را در نوشتن کاهل کنند، «الگوریتمهای پیشنهاددهنده» که خوراک محتوایی ما را برنامهریزی میکنند نیز میتوانند توان جستجوگری و قضاوتمان را کاهش دهند و لذتِ نابِ کشف و دانستن چیزهای جدید را از ما سلب کنند. 🔴 میشود و لازم است که انسانیت را در این عرصه پس بگیریم. ترجمان قصد دارد در حد توان خود، جایگزین کوچکی برای الگوریتمهای پیشنهاددهندهای بسازد که فقط هیجان و سرگرمی و خبرهای فوری را به رسمیت میشناسند. میخواهیم به موازاتِ ادامۀ روند پیشین در مجله، بیشتر به «اخبار» بپردازیم و در فرمهای کوتاه و توصیفی، به اتفاقات مهمی که در جهان میافتد، توجه نشان دهیم. 🔴 معیارها همچنان همان است: محتواگردانیِ دقیق، دستچینشده و صادقانه. فکر میکنیم هنوز بسیاری چیزها هست که اگرچه به اندازۀ خبرهای دمدستی و تیترهای عجیب «هیجانانگیز» نیست، اما دانستنشان مهم است. شاید باید تیترِ ششسال پیش خودمان را کمی ویرایش کنیم: «از اخبار فرار کنید؛ اما گریزی از اخبار نیست».@tarjomaanweb
—رواندرمانی اگزیستانسیال چه میگوید؟🎯 دیوانگی شاید نوعی سازگاری با جهانی دیوانه باشد🔴 رواندرمانی اگزیستانسیال را معمولاً با اروین یالوم میشناسیم، اما این سبک رواندرمانی که این روزها خیلی محبوب شده، ریشه در فعالیتهای مجزای چندین رواندرمانگر دارد. در دهۀ ۱۹۳۰ روانپزشکان سوئیسی، لودویگ بینزوانگر و مدارد بوس، کوشیدند ایدههای مارتین هایدگر را به راهوروشی در رواندرمانگری تبدیل کنند. آنها معتقد بودند بهجای تمرکز بیشازحد بر ناخودآگاه باید بر «تجربۀ زیسته» افراد، و معنای زندگی و رنج برای آنها دست گذاشت. از نظر آنها رواندرمانی میبایست علاوه بر بیماریهای روانی، به مفهوم «زندگی خوب» نیز میپرداخت.🔴 اِمی ون دورزن که تلاشهای پنجاهسالۀ او رواندرمانی اگزیستانسیال را در انگلستان معرفی کرد و جا انداخت، سابقۀ این اندیشهها را عقبتر میبرد و بحث را از فیلسوفان آتنی و متفکران اولیۀ هندو و بودایی شروع میکند.🔴 ون دورزن که به تازگی کتاب آخرش «آغاز زیستن» را منتشر کرده است، به این موضوع میپردازد که چگونه میتوان، با وجود یا حتی بهسببِ رنجهای زندگی، معنا و شجاعت و آزادی را پرورش داد. به نقل از ویکتور فرانکل میگوید تنها آزادیای که هرگز نمیتوان از ما گرفت «انتخاب نگرش خود در هر شرایطی» است. همچنین به این شعر مولانا اشاره میکند که «چون قفس بشکست، جان بگشاد پر/ سویِ دشت و سویِ بستان و شجر». به باور ون دورزن، بسیاری از این قفسها ساختهٔ خود ما هستند.🔴 تصمیم ون دورزن برای اینکه به سمت فلسفه و روانکاوی برود، برآمده از یک تجربۀ شخصی بسیار دردناک و اثرگذار بود: در ۱۵سالگی، از جان و دل، عاشق جوان ۲۰سالهای شده بود. اما بعد از دو سال، ناگهان معشوقش ناپدید شد.🔴 ون دورزن به افسردگی شدیدی دچار شد و دوبار دست به خودکشی زد. پس از دومین بار، به پدرش گفت و پدرش هم مسئله را با مدیر مدرسه در میان گذاشت. مدیر او را صدا زد و مأموریتی به او سپرد: اِمی باید تحقیق میکرد که چرا نوجوانانِ همسنوسال او، اینهمه درگیر بحرانهای عاطفیاند؟ طی همان یک سال گذشته، دو دانشآموز دیگر هم بهخاطر آسیبهای روانی جان باخته بودند. این مأموریت احساس هدفمندی دوبارهای به او بخشید. ون دورزن در گفتگو با گاردین میگوید: «همان رویدادی که شبیه فاجعه است، در آخر نجاتت میدهد».🔴 ون دورزن کوشیده است تا با الهام از سیمون وی و هانا آرنت، رویکردی زنانهتر به رواندرمانی بسازد که اساس آن، گفتگوهای عمیق سقراطی با مراجعانش است. 🔴 ون دورزن که از همهگیر شدن زبانِ روانشناسی و رواج استفاده از کلماتی مثل «ایدیاچدی» و «خودشیفتگی» خوشحال نیست، میگوید: این فضا شجاعتِ انسان بودن را از ما گرفته است. هفتاد سال پیش، بحثهای فلسفی بخشی از گفتوگوهای روزمره بودند، اما امروز فلسفه از زندگی مردم عادی عقبنشینی کرده و دینداری نیز کاهش یافته است. «با کنارگذاشتن ساختارهای دینی، نوعی آگاهی نسبت به سلامت عاطفی، ذهنی و معنوی نیز از دست رفته، همان فهمی که کمک میکند انسان زندگی معنادار و قابلفهمی داشته باشد و بداند چگونه انسان خوبی باشد».🔴 ون دورزن میگوید این روزها «خرد» در فرهنگ ما به «کلمهای ممنوعه» تبدیل شده است و جای آن را ستایش مادیات و زبان علم پر کردهاند. اما شاید این کلمۀ ممنوعه همان چیزی باشد که بیشازهمه به آن محتاجیم: «باید خرد را دوباره به جهان بازگردانیم. و این همان هدف اصلیِ جنبش اگزیستانسیال است، ... یادگیری شیوهای متفکرانه برای زندگی، فهم چگونگی حضور در جامعه، و ساختن تمدنی که بهجای نابودیِ خود بتواند آیندهاش را بسازد».📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «آیا رواندرمانگر اگزیستانسیال، اِمی دورزن، میتواند شیوۀ فکر کردن شما را تغییر دهد؟»است که متن کامل آن در شمارۀ ۳۸ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.@tarjomaanweb