#شاهنامه_خوانی_به_نثر ✅ قسمت صدوسیخواندیم رستم ۸ ساله شد.و حال، آمدن سام به دیدن رستم: به سام خبر ر…
انتشار: 2026/07/13 17:52 UTC
#شاهنامه_خوانی_به_نثر ✅ قسمت صدوسیخواندیم رستم ۸ ساله شد.و حال، آمدن سام به دیدن رستم: به سام خبر رسید پسر دستان مانند شیر شده و کسی در جهان کودکی به این شیرمردی و دلیری ندیده، دل سام در سینه لرزید و تصمیم گرفت آن کودک را ببیند. چون آرزوی دیدار فرزند زال در دلش شعله کشید، سپاه را به سوی زابلستان به راه انداخت. سپاه را به دست سالار لشکر سپرد و خود به همراهجهاندیدگان به راه افتاد. وقتی زال از آمدن سام آگاه شد طبل ها را به صدا درآورده و لشكر را برای استقبال از او آراست. آنگاه به همراه مهراب تصمیم گرفتند به استقبال سام بروند. لشکری که کران تا کران انباشته از مردان جنگی بود و سپرهای سرخ و زرد در آن می درخشید، آرایش یافت و از خروش پاهای اسب های تازی و پیل تا پنج میل راه غوغا برخاست. پیلی مست را آراستند و بر رویش تخت زرین نهادند. فرزند زال با یال و کوپال بر روی آن تخت نشست. بر سرش تاج زر و کمربند بر کمر، سپر در پیش روی و تیر و کمان در دست راه می سپرد. مهراب و زال در جلوی پیل بودند و از گرد پای پیلان و اسبان، جهان به رنگ کبود درآمده بود. اما صورت رستم در میان گرد و خاک همچون آفتاب می درخشید. وقتی سام از دور نمایان شد، سپاه در دو سو صف آرایی کردند. زال و مهراب از اسب فرود آمدند. پهلوانان جوان و کهنسال یکی یکی سر بر زمین نهادند و بر سام ستایش کردند. وقتی سام پهلوان کودک را با یال و کوپال دید، صورتش همچون گل شکفت؛ خندید و دلش مالامال از شادی شد.✍ برگردان به نثر : سیدعلی شاهری#شاهنامه_خوانی#شعرزیبا@text_naaaab 🌇✅ برای سفارش تبلیغ خود با لینک و شماره تماس و ... به صورت اتومات در روز و زمان مشخص در این کانال و چندین کانال و گروههای دیگر از ربات @linkdoninovinbot ثبت کنید❤️🎁کامل ترین و به روزترین پنل خدمات مجازی💯@novinaddd_bot👆👆👆سایر ربات ها و گروههاگروه خرید و فروش نوین@novinadddgapگروه تبلیغاتی بازار بزرگ ایران@bazarbiranربات ارسال خودکار تبلیغ به کانال@linkdoninovinbotربات ارسال خودکار تبلیغ به گروه 1@novinadddbotربات ارسال خودکار تبلیغ به گروه 2@bazarbiran_bot