♦️دنیا محل ماندن نیست آیت الله ناصری(ره)کانال تذکرة الاولیاء ♦️@tezkar
انتشار: 2026/08/15 18:42 UTCدریافت: 2026/08/21 09:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 09:35 UTC
♦️دنیا محل ماندن نیست آیت الله ناصری(ره)کانال تذکرة الاولیاء ♦️@tezkar
پستهای تلگرام — تذکرة الاولیاء
♦️شدت مصائب امام حسن عسکری(ع)آیتالله بهجت(ره)♦️کانال تذکرة الاولیاء @tezkar
حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و نماز شبآن زمان که امام در زندان «صالح بن وصیف» زندانی بود، عده ای از بنی عباس پیش زندانبان آمدند و گفتند:از جهت آب و غذا و استراحت، او را در تنگنا قرار بده!صالح گفت: من با او چه کنم؟ دو نفر از بدترین و خطرناک ترین مأموران خود را بر آن امام گماشته ام: یکی به نام «علی بن یارمِش» و دیگری به نام «اقتاش»؛ اما آن دو نفر بر اثر معاشرت با حضرت دگرگون شده و اهل نماز و عبادت و روزه گشته و به مرحله ای عظیم رسیده اند. بعد زندانبان، آن دو نفر را فرا خواند و گفت: وای بر شما! در مورد این مرد چه رفتاری در پیش گرفته اید؟گفتند: ما چه بگوییم در مورد کسی که روزها در حال روزه و تمام شب را به نماز و عبادت مشغول است و با کسی تکلّم نمی کند و به غیر از نماز و عبادت سخن نمی گوید؟بحارالانوار، ج ۵۰، صص ۳۰۸ و ۳۱۴.همان، صص ۳۰۴ و ۳۰۵ و ۳۱۴.کانال تذکرة الاولیاء@tezkar
♦️نماز شب رهبر شهید آیت الله خامنه ای(ره) تا آنجا که میتوانید نماز شب بخوانید هرچه میتوانید خودتان را بسازید هم از لحاظ فکری ،بسازید هم از لحاظ ایمانی؛ هم فکر را درست کنید هم ایمان و دل را با خدا انس داشته باشید؛ تا آنجایی که میتوانید، نماز شب بخوانید! *** هان بنازم همت آنان که در شبهای تار کارشان غیر از نماز و ذکر و فکر یارنیست جز رضای حق نمیخواهند در راز و نیاز قصد ایشان غیر قرب حضرت دادار نیست♦️کانال تذکرة الاولیاء @tezkar
♦️حجاب شهود انسان تا از خودش خبری هست خبری نیست!آیتالله جوادی آملی((حفظه الله ))♦️کانال تذکرة الاولیاء @tezkar
♦️ذکر و یاد خدا«گویند علامه امینی مدت سه شب در حرم امام رضا علیه السلام بود و هر شب، هزار رکعت نماز می خواند. به او گفتند: شما خسته نمی شوید؟ فرمود: مگر ماهی از شنا کردن خسته می شود که من از نماز خسته شوم؟ 💠حکایت و حکمت♦️کانال تذکرة الاولیاء @tezka
♦️سیر و سلوک شهید عبدالحسین خبرییکبار حسین خاطرهای را از عبادتهایش برایم تعریف کرد. میگفت:«تصمیم قاطع گرفته بودم که از گناه دوری کنم و معصومانه زندگی کنم. چند قرص نان گرفتم و گذاشتم توی سبد دوچرخه و راه افتادم سمت زمینهای سبیلی(منطقهای حاصلخیز در شمال دزفول و در شرق رودخانه دز).زمینها مملو بود از گندم. کنار یکی از مزارع گندم، سجاده را پهن کردم و شروع کردم به نماز خواندن. ساعتها گذشت و من مشغول عبادت و مناجات و دعا بودم؛ تا اینکه وقت نماز ظهر شد.نماز ظهر و عصر را خواندم و نشستم تا چند لقمه نان بخورم. لقمه اول را گذاشتم توی دهانم که تمام فکر و ذهنم متوجه یک سوال شد.با خودم گفتم: «حسین! اگه قرار باشه تو بری توی بیابان و فقط عبادت کنی و هیچ وسیله و ابزار گناهی دورت نباشه که فایدهای نداره! اگه مردی، باید برید توی شهر و اونجا باشی و گناه نکنی. اینه که ارزش داره. نه اینکه بری یه جاییکه زمینه گناه هم فراهم نباشه!»حسین گفت: «وقتی به این مسئله خوب فکر کردم، دوباره سوار دوچرخه شدم و رکابزنان برگشتم خانه. برگشتم تا با اماره ترین نفس مبارزه کنم» .💠کتاب آسمان خبری دارد♦️کانال تذکرة الاولیاء



