کشور من خنده را گم کرده استبا مصیبت ها تفاهم کرده استکشور من قامتش شد، واژ گون...میرود از کوچه اش،…
انتشار: 2026/07/16 08:32 UTC
کشور من خنده را گم کرده استبا مصیبت ها تفاهم کرده استکشور من قامتش شد، واژ گون...میرود از کوچه اش،دریای خونکشورم لبریز از غم گشته استموج گاه مرگ وماتم کشته استکشورِ من بارِ غم دارد به دوشدر دلش دریای خون دارد خورشکشورم زار و پریشان گشته استکربلای عصر دوران گشته استصلح آن جا قصه ی ناباور استحرف از جنگو تفنگو سنگر استمادران گوید: فرزندم چیشد؟ آن گلی نو رسته دل بدم چیشد؟از پدر جز چشم اشک آلود نیستدر فضای سینه اش جز دود نیستخواهران، داغ برادر، دیده انددر دلِ امواج غم، اَفتیده اندکشورم، زخم فزون دارد به تنجامه ی از جنس خون دارد به تن کشورم، روز قشنگش شام شدداغ دارو سخت نا آرام شدکشورم را خار و خنجر می کشدآه! برادر را برادر می کشدچشم صلح کشورِ من، کور شددر گلویش آب شیرین شور شدکشورم، افتاده با اندام زرد هر گیاهَ اّش شاهد درد است و دردهر درختش سایه ی غم می دهد جنتش بوی جهنم می دهد خاک خاکش، میبرد، رنج فزون سنگ سنگش،شاهد خون است وخونای خدا ! این کشور را آباد کن مردم غم دیده اش را شاد کنای خدا ! این کشور را آباد کن مردم غم دیده اش را شاد کنبه مابپیوندید✨💕🏵❌ @Todelii ❌🏵
