🔆 طلوع مهر🔆آیا تجارب اجتماعی در فهم دین مؤثر است؟✅ روش فهم و استنباط معارف اسلامی، مبتنی بر روش تجربی نیست. عالمان دین، معرفت دین را از راه فهم متون دین و لحاظ مستقلات عقلیه و بر اساس اصول متعارف فهم متن و برهان فراهم میکنند. به این فرآیند «اجتهاد» گفته میشود که در شیوه و سیرهی شیعه، ظرفیت بسیار گستردهای برای پویایی دارد. این پویایی میتواند خود را در فقه فردی و اجتماعی (فقه اصغر) و بطور عام در کلیه معارف دین، نشان دهد (فقه اکبر)✅ اما آنچه در دامنهی تفقه دین به آن کمتر توجه شده است، تأثیر #تجارب_زیستهی فردی و اجتماعی است که خاصه در فقه اجتماعی (سیاست کشور، تدبیر پدیدهها و ناهنجاریهای اجتماعی و...) در ۱) بازاندیشی و چکشکاری و ۲) پیکربندی و ۳) تخصیص توجه به اجزا معرفت علوم اسلامی، تأثیر بسیار دارد. ✅ گاهی یک تجربه زیسته (که خود را در آینه مطالعات روشمند آشکار کرده است) در یک بخش معرفت دینی، موجب تأکید بخش دیگر میشود. مثلاً امر به استعفاف برای افرادی که اینک امکان ازدواج ندارد، روابط نامشروع را نهی میکند و حتی انواع خود ارضایی (برای مرد و زن) را حرام میداند (با لحاظ ادلهی دیگر) از سوی دیگر خداوند به مؤمنان امر فرموده که زمینه ازدواج افراد عزب را فراهم کنند (انکحوا الایامی) تجربه زیسته و مطالعات درازدامن نشان میدهد که بین هشتاد تا نود درصد افراد عزب خودارضایی میکنند (فراوانی استشهاء اندکی کمتر است) از اینجا میتوان نتیجه گرفت که باید امر نکاح منقطع و دائم در جامعه اسلامی بسیار مورد حمایت قرار گیرد و از طرفی زمینههای ابتلا به این ناهنجاری بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد. (استعفاف در شرایط عزوبت بسیار دشوار است) ✅ نقش تجارب زیستهی بشری بسیار فراتر از این است. مثلاً تجارب زیستهی تاریخی نشان میدهد که حکومتهای غیرجمهوری، زمینه جدی برای بروز استبداد دارند و حتی دینی بودن حکومتها، مانع بروز استبداد نشده است و عقلای عالم بواسطه همین تجربهی زیسته تلخ، به سمت تأکید به جمهوریت و رأی مردم دارند. انسان که امام خمینی ره در ترسیم و مهندسی نظام اسلامی صراحتا به آن استناد میکنند.✅ شوربختانه بهرغم توسعههای قابل ستایشی که در تولید آثار علمی حوزوی وجود دارد ما شاهد پویایی در فقه اجتماعی و وارسی شیوههای اجتهادی آن نیستیم. دروس خارج فقه حوزه چه بلحاظ روش و چه تبویبات و چه پویایی در پردازش مسائل اجتماعی هنوز بشدت دچار کلیشه است و نوآوریها، نه قاعده که استثناهایی هستند، همواره در معرض نهیب و خطر طرد و نفی. نوآوری در حوزه، پرمخاطره است. این عجیب است که حتی رسالههای عملیه نیز نه بلحاظ شیوه بیان مسائل و نه ابواب مورد نیاز مقلدان، بسیار کلیشهای و فردی مانده است. مثلاً در رساله احکام تخلی هست، اما احکام عبور و مرور و سد معابر بحث نشده است. احکام مشارکت اجتماعی در نظارت بر حاکم و ضرورت قیام کفایی به ایجاد اسباب امر به معروف و نهی از منکر نیست. فقیه در مورد مقدار نبط آب از چاه نجس، بیشتر ورزیده است تا در این باب که اگر مطبوعات مورد تحدید و تهدید حاکم باشند، فساد رایج میشود ورزیدگی ندارند. فقیه میداند که در کوچه بن بست نباید بول کرد اما نمیداند کارکرد مطبوعات چیست تا بداند اگر مطبوعات و رسانه، در انحصار حاکمیت باشد فساد و استبداد بوجود میآید و اگر تحت عنوان آزادی بیان، دشمن، در رسانه تطرق یابد چه فسادی میشود. در احکام فقیهی بیان نشده که اگر آزادی بیان نخبگانی، توسط حکومت مورد تهدید قرار گیرد چه اتفاقات شومی میافتد (کلیشههای فهمهای حکمرانان، به اطلاق حاکم میشود و انواع فساد را راقم میگردد در کشور ما چنین بلیهای وجود دارد) فقیه ما اگر پویا نباشد، مایهی دردسر میشود. به این بیافزایید وارسی نکردن نقش تجارب زیسته در فهم دین را...حمید رجاییپاییز ۱۴۰۱🆔 @tolooemehr