در دیاری که در او نیست کسی یار کسیکاش یارب که نیفتد به کسی کار کسیهر کس آزار من زار پسندید ولینپسند…
انتشار: 2026/06/19 18:07 UTC
در دیاری که در او نیست کسی یار کسیکاش یارب که نیفتد به کسی کار کسیهر کس آزار من زار پسندید ولینپسندید دل زار من آزار کسیآخرش محنت جانکاه به چاه اندازدهر که چون ماه برافروخت شب تار کسیسودش این بس که بهیچش بفروشند چو منهر که با قیمت جان بود خریدار کسیسود بازار محبت همه آه سرد استتا نکوشید پی گرمی بازار کسیمن به بیداری از این خواب چه سنجم که بودبخت خوابیدهٔ کس دولت بیدار کسیغیر آزار ندیدم چو گرفتارم دیدکس مبادا چو من زار گرفتار کسیتا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آیدبارالها که عزیزی نشود خوار کسیآن که خاطر هوس عشق و وفا دارد از اوبه هوس هر دو سه روزیست هوادار کسیلطف حق یار کسی باد که در دورهٔ مانشود یار کسی تا نشود بار کسیگر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گلشکر ایزد که نبودیم به پا خار کسیشهریارا سر من زیر پی کاخ ستمبه که بر سر فتدم سایه دیوار کسی#شهریارتبصره اول: ولی ما در تهران و ملارد و فردیس، دوستان و یاران خیلی خوب همراهی داشتند و اصلا احساس غربت نکردیم✅توفان یزد@Toofaneyazd

