از چادرملو و سنگ اهن بافق تا ارفع و فولاد آلیاژی و فولاد یزد و شیشه اردکان و دیگر شرکت های فولادی و…
انتشار: 2026/07/10 15:45 UTC
از چادرملو و سنگ اهن بافق تا ارفع و فولاد آلیاژی و فولاد یزد و شیشه اردکان و دیگر شرکت های فولادی و معدنی و کاشی استان (۳) جای خالی تحقیق و پژوهش و برنامه ریزی اصولی و هدفمند استان یزد؛ ظرفیت صنعتی و ضرورت رویکرد پژوهشمحور آمارهایی که باید بروز شود استان…از چادرملو و سنگ اهن بافق تا ارفع و فولاد آلیاژی و فولاد یزد و شیشه اردکان و دیگر شرکت های فولادی و معدنی و کاشی استان (۴)مهاجرت کارگری، توسعهی نامتوازن و آسیبهای اجتماعی نوظهوراستان یزد در سالهای اخیر، بهموازات رشد صنعتی خود، به یکی از مقاصد اصلی مهاجرت کارگران ساده و غیرماهر از سایر استانها بدل شده است. این روند اگرچه از منظر تأمین نیروی کار برای واحدهای صنعتی، ضرورتی اقتصادی محسوب میشود، اما در نبود زیرساختهای اجتماعی متناسب، معضلات و پیامدهایی را بههمراه داشته که مقامات استانی نیز به آن اذعان دارند.این الگو، با یافتههای پژوهشهای جامعهشناختی انجام شده در سطح استان نیز همخوانی دارد. برای نمونه، پژوهشی میدانی که با مشارکت جوانان محلههای مختلف شهر یزد انجام شده، در تحلیل دادههای خود به مقولاتی چون فقر چشمانداز، احساس بیهنجاری، و آنچه محققان آن را «ذهن مهاجر» نامیدهاند رسیده است؛ مفاهیمی که نشان میدهند حتی جمعیت بومی و جوان استان نیز درگیر نوعی احساس بیثباتی و گرایش به ترک منطقه است.از سوی دیگر، در سطح ملی، پژوهشهای جمعیتشناختی هشدار میدهند که مهاجرت کارگران ماهر و غیرماهر به دنبال یافتن شغل، بخش عمدهی جریان مهاجرتی به سمت استانهای مهاجرپذیر را تشکیل میدهد و در صورتی که این جریان بالاتر از ظرفیت مهاجرپذیریِ منطقهی مقصد باشد، به شکلگیری مشاغل غیررسمی، اقتصاد زیرزمینی، حاشیهنشینی و سکونتگاههای غیررسمی میانجامد و بر شدت آسیبهای اجتماعی میافزاید.استان یزد، بهعنوان یکی از قطبهای صنعتی دقیقاً در معرض این الگوست: تراکم بالای واحدهای صنعتی، جذب نیروی کار ارزان از استانهای همجوار و کمبرخوردارتر را تشدید کرده، بدون آنکه لزوماً زیرساخت مسکن، خدمات اجتماعی و برنامههای حمایتی متناسب با این جمعیت جدید توسعه یافته باشد.نتیجهی این وضعیت، تلاقی دو پدیده در بستر واحد است: از یکسو، فقر پنهانِ کارگران مهاجر که اغلب در آمارهای رسمی رفاهی استان بازتاب نمییابد، چرا که این جمعیت غالباً فاقد سکونت رسمی، پوشش بیمهای کامل، یا شناسایی در نظامهای حمایت اجتماعی محلی است و از سوی دیگر، آسیبهای اجتماعی ناشی از عدم تعادل جمعیتی و فرهنگی، شامل افزایش نرخ آسیبهای مرتبط با تجرد اجباری، تنشهای فرهنگی میان جمعیت بومی و مهاجر، و فشار بر خدمات شهری در محلههای حاشیهای.این دقیقاً همان نقطهای است که مسئولیت اجتماعی شرکتهای صنعتی استان میتواند و باید نقشی راهبردی ایفا کند؛ نه در قالب کمکهای پراکنده، بلکه در قالب برنامههایی که بر پایهی شناخت دقیق از ترکیب جمعیتیِ نیروی کار مهاجر، الگوهای فقر پنهان، و آسیبهای اجتماعی نوظهور طراحی شده باشند؛ شناختی که تنها از مسیر پژوهش میدانیِ روشمند بهدست میآید.ادامه دارد...#یگانه_شوقالشعراء کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه تهران✅توفان یزد@Toofaneyazd
