تلهی احساسات: شعرهای سوزناک، کلاس درس زندگی نیستند!علی اشکان نژادبسیاری از ما خیال میکنیم که لابه…
انتشار: 2026/06/28 02:13 UTC
تلهی احساسات: شعرهای سوزناک، کلاس درس زندگی نیستند!علی اشکان نژادبسیاری از ما خیال میکنیم که لابهلای دیالوگهای پرطمطراق نمایشنامهها، رمانهای قطور یا شعرهای سوزناک، راز رستگاری و مسیر زندگی پنهان شده است؛ اما از منظر روانکاوی، ماجرا کاملاً برعکس است. پیش از آنکه یک تکجمله را سرمشق زندگی خود کنیم، باید بپرسیم انگیزه روانی نویسنده از بیان آن چه بوده است؟ واقعیت این است که بسیاری از این شاعران و نمایشنامهنویسان، با آن ارواح شکننده، ضعیف و بیشازحد احساساتیشان، صرفاً در حال «برونریزی روانی» (Acting Out) بودهاند. اگر شاعری از سر استیصال فقط زوزه کشیده تا نق بزند، اگر نویسندهای برای کسب درآمد و شهرت سعی کرده با ایجاد التهاب در جامعه روی روان مردم راه برود، یا اگر صرفاً میخواسته با کلمات قلمبهسلمبه، «تغذیه خودشیفتگی» (Narcissistic Supply) کند و تحسین بقیه را بخرد، از دل این عقدهگشاییها هیچ جهانبینی سالمی بیرون نمیآید. نمیتوان مسیر رشد و بلوغ را از درون ضجهها و تلاطمهای یک روانِ متزلزل استخراج کرد.از دیدگاه علوم تربیتی، یادگیریِ یک مسیر درست برای زندگی، نیازمند «طراحی آموزشی» (Instructional Design) و یک هدفگذاری تربیتی مشخص است، نه یک صحنه تئاتر پر از تنش. برای استخراج یک جهانبینی قابلاتکا، خالق اثر باید از جایگاه یک «ایگوی بالغ و باثبات» (Healthy Adult Ego) و دقیقاً با هدفِ برقراری یک کلاس درسِ استاندارد دست به قلم برده باشد. شما نمیتوانید از کسی که هنر را دکانی برای فروشِ اضطرابِ خودش کرده، توقعِ ارائه یک نقشه راهِ مطمئن داشته باشید. تا زمانی که دقیقاً مشخص نشود هدف از خلق یک اثر، آموزشِ آگاهانه و ساختارمند بوده یا صرفاً تخلیه هیجاناتِ کنترلنشده، استخراجِ راهکار زندگی از میان شعرها و رمانها، درست مانند آن است که سکانِ کشتیِ زندگیتان را به دست یک کودکِ بهانهگیر و مضطرب بسپارید.@towardinside