دوستم تعریف کرد دوستش یک ماهه با یه آقای دکتر داروخونهای رفته تو رابطه، که بهش گفته ببخشید الان دس…
انتشار: 2026/07/29 19:05 UTC
دوستم تعریف کرد دوستش یک ماهه با یه آقای دکتر داروخونهای رفته تو رابطه، که بهش گفته ببخشید الان دستم تنگه (تازه خونه خریده) تا ۳-۴ ماه دیگه میتونم ماشین برات بخرم.و یکککک بار زنگ زده کلی عذرخواهی کرده که ببخشید نمیتونم بیام دنبالت بیارمت پیشم، اشکال نداره اسنپ بگیرم برات؟این به خودی خود نه خنده داره نه گریه داره نه حسادت، ولی اونجایی که یادم میفته من درگیر کسی بودم که تو کل اون چند ماه یکی از اصلیترین بحثهامون سر این بود که نمیشه هررر بار قرار رو از دم خونه توی گشاد بذاریم و من شبها این مسیر رو تا اینجا پیاده بیام و برگردما، خندهم میایه😂😂😂*صهبا مقداری (شعبهی جدید گیل پندر)*@Tweety_offical
