پسر فروشنده مغازه و دختر آکادمیک طوری قرار میشه به پیشنهاد دختر دیت اول برن موزهی فرشبعد پسره برای…
انتشار: 2026/08/04 06:48 UTCدریافت: 2026/08/04 07:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 07:52 UTC
پسر فروشنده مغازه و دختر آکادمیک طوری قرار میشه به پیشنهاد دختر دیت اول برن موزهی فرشبعد پسره برای اینکه تدبیر کنه، ۲ ساعت قبل میره موزه و خلاصه فرشهارو میپرسه و حفظ میکنه که کم نیارههمینطور قدم میزدن تو موزه و پسره ابراز فضل که این کاشان ۱۵۰۰ شونهست و این یکی طرح ترنج داره و ما از قدیم تو خونه بحث فرش میکردیم و علاقهمند بودیم و دختره هم با چشمای اینجوری ☺️ که چه انتخابی کردمخلاصه همینجوری لاس نرم و گپ و گفت، که دختره میگه اون فرش چیه اگر راست میگی؟پسر همراه با هول شدن و فراموش کردن: نمیدونم فکر کنم تبریز هست، بذار از این آقا مسئووله بپرسم، (صداشو صاف میکنه) ببخشید، این فرش کار کجاست؟فرد مسئوول: دهن مارو سرویس کردی، ۲ ساعت پیش همهی اینها رو توضیح دادم برات! ول کن آقا شما سر در نمیاری :)))))))))))))))/مری@Tweety_offical
