یه دوست داشتیم که پدرش خیلی آدم محترم و فرهیخته ای بود از اینا که ناخودآگاه جلوش خودت و جمع و جور میکنی. همیشه به ما توصیه های اخلاقی و عرفانی میکرد. اونموقع ها فیس بوک یه جایی داشت توش هر کی هر غلطی کرده بود مینوشت. یه روز ما از این طریق فهمیدیم که پدر فرهیخته دوستمون به فیس بوک پیوسته و داره صفا میکنه : اونجا مینوشت: فلانی پست" دختران لختی " رو لایک کردفلانی زیر پست فلانی گفت" جووون بخورمت" یکی از سخت ترین شرمهای نیابتی رو اون روزها داشتیم، تا اینکه رفیقمون فهمید و به پدر نسبت به این قابلیت فیس بوک هشدار داد.join → @twitfarsi ™️