💠 روایتِ ناتمام جنایت؛ مسئولیت فراموششده رسانه ملییکی از وظایف مهم رسانه ملی، حفظ حافظه تاریخی ملت…
انتشار: 2026/08/12 09:36 UTCدریافت: 2026/08/12 10:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 10:50 UTC
💠 روایتِ ناتمام جنایت؛ مسئولیت فراموششده رسانه ملییکی از وظایف مهم رسانه ملی، حفظ حافظه تاریخی ملت است. رسانهای که امروز تصاویر و روایتهای جنایت را پخش نکند، میدان را برای #جریان_ابنالوقت_آشوبزی باز میگذارد که میکوشند جای #جلاد و #شهید را عوض کنند و تاریخ را از نو بنویسند.تجربه گذشته باید برای صداوسیما درس بزرگی باشد. کمکاری در بازخوانی جنایات و عملکرد دستگاههای سرکوب رژیم منحط پهلوی، بتدریج فضایی ایجاد کرد که نسلهای جدید تصویر روشنی از آن دوران نداشته باشند؛ تا جایی که امروز شاهد تلاش سلطنتطلبان برای تطهیر چهره #رژیم_سفاک_پهلوی و حتی #سفیدشویی_ساواک هستیم. وقتی تاریخ بدرستی روایت نشود، دیگران آن را روایت خواهند کرد؛ و چه بسا با وارونهسازی حقیقت.امروز نیز نباید این اشتباه تکرار شود. وقتی در جریان تحقیقات قضایی، اعترافات یا مستندات قابل انتشار و معتبر درباره #قصابان و #سلاخان جنایات ۱۸ و ۱۹ دیماه وجود دارد، چرا نباید اسناد و ابعاد این جنایات، با رعایت موازین قانونی و حقوقی، برای مردم روایت و تبیین شود؟خلأ روایت، خود به سود #جریان_روایتساز_بحران و تحریف روایت تمام میشود. وقتی اعترافات مستند از جنایات سلطنت طلبان و سلاخی محافظان امنیت سلسله وار در اختیار مردم قرار نگیرد، میدان به شبکههای اجتماعی، رسانههای بیگانه و روایتسازانی سپرده میشود که حقیقت را مطابق منافع خود بازسازی میکنند. وقتی مردم اعترافات یک جنایت را نمیبینند، وقتی چهره و روایت عاملان آن در معرض افکار عمومی قرار نمیگیرد، طبیعی است که پس از مدتی، میدان برای روایتهای گزینشی و احساسی باز شود. در چنین فضایی، #فرصت_طلبان_فتنهافروز ی که دیروز درباره عاملان جنایت سکوت کرده بودند، امروز با برجسته کردن شعارهایی مانند «رأفت» و «نه به اعدام»، فضای عمومی را از اصل جنایت و حق قربانیان به سمت بحث درباره مجازات منحرف کنند.اگر مردم فقط شعار «نه به اعدام» را بشنوند، اما روایت مستند جنایت، شواهد پرونده و رنج قربانیان را نبینند، موازنه افکار عمومی بطور طبیعی به سمت عاطفه نسبت به محکوم و فراموشی قربانی سوق پیدا میکند. اینجاست که سکوت رسانهای میتواند ناخواسته به بلندگوی یک روایت ناقص تبدیل شود.صداوسیما نباید اجازه دهد چنین اتفاقی بیفتد. وقتی اعترافات یا اسناد قضایی معتبر و قابل انتشار وجود دارد، مردم حق دارند بدانند چرا یک فرد به سنگینترین مجازاتها محکوم شده، نه اینکه فقط در فضای مبهم رسانهای، با مجموعهای از شعارهای عاطفی درباره مجازات مواجه شوند.همانگونه که امروز یکی از پیامدهای کمکاری تاریخی، تلاش برای بزک کردن چهره ساواک و تطهیر رژیم پهلوی است، اگر درباره جنایات امروز نیز مستندسازی و روشنگری کافی صورت نگیرد، کسانی پیدا میشوند که #سلاخان_دیروز را قربانیان مظلوم و قربانیان واقعی را مقصر جلوه دهند.رسانه ملی باید راوی حقیقت، حتی تلخترین حقیقتها نیز باشد. باید به همان اندازه که برای معرفی قهرمانان و شهدا برنامه میسازد، درباره جنایت علیه آنان نیز مستند، دقیق و روشنگر باشد.تاریخ را نمیتوان در خلأ رها کرد. اگر صداوسیما روایت نکند، دیگران روایت خواهند کرد؛ و اگر حقیقت با سند و استدلال روایت نشود، دیر یا زود جای آن را روایتهای #تحریفشده، #احساساتی و #وارونه خواهند گرفت. تاریخ، حافظهای است که اگر با سند و روایت درست پر نشود، دیگران آن را با #دروغ پر خواهند کرد. تاریخ را نمیتوان به حافظه مردم سپرد و سپس از تحریف آن گلایه کرد.گاهی یک مستند دقیق، یک تصویر، یک سند معتبر و یک گفتگوی مستند، میتواند سالها در برابر امواج گسترده تحریف ایستادگی کند. این فرصت را نباید از دست داد. حقیقت اگر امروز روایت نشود، فردا ممکن است تحریف شود؛ و اگر صداوسیما روایت حقیقت را رها کند، نباید تعجب کرد که #معماران_تفرقه و #فرقه_هزارچهره_فتنهپرور جای او تاریخ را روایت کنند.🌵📺🌵
