🔵🔵 اولین واکنش لیونل مسی بعد از درگذشت پدرش :«بابا، هنوز هم نمیتوانم باور کنم که تو از این دنیا رف…
انتشار: 2026/08/12 13:13 UTCدریافت: 2026/08/12 14:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 14:12 UTC
🔵🔵 اولین واکنش لیونل مسی بعد از درگذشت پدرش :«بابا، هنوز هم نمیتوانم باور کنم که تو از این دنیا رفتهای. نه، بهتر است بگویم: نمیخواهم باور کنم. خیلی سخت است که تصور کنم دیگر تو را نخواهم دید و دیگر با هم صحبت نخواهیم کرد.میدانم که تو درد میکشیدی و رفتن برایت بهترین راه بود، اما خیلی زود از ما جدا شدی. هنوز کارهای زیادی بود که میتوانستیم با هم انجام دهیم و از آن لذت ببریم.همیشه از من میخواستی که در آخرین جام جهانی شرکت کنم و چند روز قبل از شروع آن، وضعیتت خیلی بد شده بود.این اولین باری بود که تو در یک مسابقه حضور نداشتی، اما مادرم به من میگفت که تو بهتر میشوی و خوب خواهی شد تا بتوانیم سفر کنیم. و من به تو میگفتم که ما به فینال میرسیم تا تو بتوانید سفر کنید.هر بار که یک مسابقه تمام میشد، منتظر پیام تو بودم و دلتنگت بودم. آنجا بود که فهمیدم اوضاع واقعاً وخیم است.با این حال، دست از تلاش برای رسیدن به دورترین مرحله ممکن برنداشتم، تا این فرصت را به تو بدهم و تو بتوانید یک مسابقه را تماشا کنی. ما به فینال رسیدیم، اما تو نتوانستی حضور داشته باشی.میخواستم این جام را برایت ببرم و آن را به تو نشان دهم. نتوانستم، پاهایم دیگر توان ادامه را نداشتند. این بار سعی کردم با بدنم مبارزه کنم، اما موفق نشدم. احساس خوبی نداشتم.وقتی رسیدم، فکر میکردی که ما فینال را با پنالتی باختهایم. نتوانستیم در مورد هیچ چیز از اتفاقات صحبت کنیم.تو نمیتوانستی از هیچ چیز لذت ببری. ما قهرمان نشدیم، اما تو نمیدانی که چقدر از هر مسابقه لذت بردیم. و دوباره، تو درست میگفتی: من باید آنجا بودم و بازی میکردم.این را به تو میگویم، چون تنها چیزی است که نمیتوانستیم در مورد آن صحبت کنیم، چون تو همه چیز را میدانی. ما هر روز با هم صحبت میکردیم و وقتی که وقتم اجازه میداد، همدیگر را ملاقات میکردیم.نمیدانم بدون تو چه کار کنم و نمیدانم چطور میتوانم به تلاشم ادامه دهم. من فقط برای فوتبال بازی میکردم و حالا تردیدهای زیادی در مورد اینکه آیا میتوانم برای مدت طولانی به آن ادامه دهم، دارم.تو از ابتدا کنار من بودی و فقط کمی تا پایان راه باقی مانده بود. چرا کمی بیشتر دوام نیاوردی تا ما این مسیر را با هم به پایان برسانیم؟میدانم که خوشحالی تو در دیدن خانوادهات، همسرت و فرزندانت بود و از همه مهمتر، اینکه بدون اینکه دیگران بدانند، مرا بازی کنی... از وقتی که کوچک بودم، همیشه همینطور بود. تو من را بعد از کار به تمام تمرینات میبردی. و اغلب مادرم من را میبرد، چون تو در حال کار بودی.و البته، هیچ مسابقهای را از دست نمیدادی. چقدر برایت سخت بود که مرا تماشا میکردی و چقدر هم از آن لذت میبردی، حتی اگر خیلی از من تعریف نمیکردی.تو پدر، دوست و مدیر من بودی. تو همیشه در هر لحظه، همان کسی بودی که باید میبودی و هیچ اشتباهی نکردی. به جز چند انتقاد یا اختلاف، تو همیشه درست میگفتی. و در نهایت، من همیشه همان کاری را میکردم که تو میگفتی.خیلی دلتنگت خواهم شد، اما تو همیشه حضور خواهی داشت، به خصوص در تربیت فرزندانم، چون من آنها را به همان روشی که شما مرا تربیت کردید، آموزش میدهم.به آرامش بخواب، بابا. از بالا از ما مراقبت کن، همانطور که وقتی بین ما بودی، این کار را میکردی. ممنونم برای همه چیز.عاشقتم، بابا." ❤️~~~🌐 به يوسیال چنل بپیوندید :@UclChannel



