📄 ضد روشنگری؛ از روسو و دو مستر تا نیچه، هورکهایمر، آدورنو و فوکو👤 بردیا فرهمندکتاب «ضدروشنگریها: از قرن هجدهم تا امروز» اثر گریم گارارد از این جهت مهم است که مخالفت با روشنگری را نه واکنشی تاریخی و پایانیافته، بلکه سنتی فکری، زنده و چندشاخه بررسی میکند. مزیت اصلی کتاب در واژهٔ جمع «ضدروشنگریها» است. گارارد نشان میدهد منتقدانی از روسو و دو مستر تا نیچه، هورکهایمر، آدورنو و فوکو، با انگیزههای متفاوت تصاویری از روشنگری ساختهاند که گاه با یکدیگر ناسازگارند.اهمیت کتاب برای نقد فرانکفورتیها در فصل «تمامیتخواهی روشنگرانه» آشکار میشود. هورکهایمر و آدورنو در «دیالکتیک روشنگری»، عقل غربی را از اودیسئوس تا سرمایهداری و فاشیسم، روندی واحد بهسوی سلطه معرفی میکنند. گارارد نشان میدهد این روایت، تفاوتهای درونی روشنگری را محو و عقل را بهصورتی تقلیلگرایانه با عقل ابزاری یکی میکند. روشنگری تاریخی نه مکتبی یکپارچه بود، نه متفکرانش همگی عقلگرایانی سرد، دشمن عاطفه یا پدران مستقیم توتالیتاریسم بودند.نکتهٔ تعیینکنندهٔ کتاب این است که نقد تمامیتخواهانهٔ عقل گرفتار تناقض اجرایی میشود: برای اثبات بیاعتباری عقل، ناچار است استدلال عقلانی عرضه کند. فرانکفورتیها میخواستند «مفهومی مثبت از روشنگری» نیز ارائه کنند، اما جلد دوم وعدهدادهشده هرگز نوشته نشد؛ نشانهای از بنبست نظری آنان.گارارد دفاعی سادهلوحانه از روشنگری نمیکند. او کاستیهای تجربهگرایی، تصور «لوح سفید» و خوشبینی افراطی به پیشرفت را نیز میپذیرد. ارزش کتاب دقیقاً همینجاست: روشنگری را اصلاح میکند، بیآنکه مانند سنت ضدروشنگری ابزارهای اصلی اصلاح، یعنی عقل انتقادی، آزادی و مدارا را نابود سازد. این کتاب به هر لیبرالی یادآوری میکند که نقد مدرنیته ضروری است، اما تبدیل نقد به نفی عقل، راه را برای اقتدارگرایی باز میکند.پ.ن: یکی از کتاب های بسیار خوب در نقد مزخرفات فرانکفورتی ها و سنت ضد روشنگری با ترجمه خوب.◽️@utfinance◽️