داستان ِ کوتاه داش آکُل در کتاب سه قطره خون از معدود داستانهای صادق هدایت بود که تم ِ نااُمیدی و م…
انتشار: 2026/08/25 19:42 UTCدریافت: 2026/08/25 21:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/25 21:15 UTC
داستان ِ کوتاه داش آکُل در کتاب سه قطره خون از معدود داستانهای صادق هدایت بود که تم ِ نااُمیدی و مرگ نداشت بلکه دربارهی عشق بود: عشقی ممنوعه. عشق ِ یک لوتی به دختری شیرازی که او و مادرش را به او سپرده بودند تا از آنها محافظت کند و کارهایشان را جفت و جور کند و دخترک را شوهر بدهد.داش آکُل بین ِ تعهد به یک وصیتنامه و عشق مردد بود و هرگز آن را بیان نکرد تا اینکه...حافظ میگفت:ما در پیاله عکس ِ رخ ِ یار دیدهایمای بیخبر از لذت ِ شرب ِ مدام ِ ماصادق هدایت خود نیز به عشقی ممنوعه مبتلاء شد که میتوان خراشهای آنرا در این قصه جست و جو کرد. صادق هدایت با اینکه ظاهری اتوکشیده و مدرن داشت و تفکراتی فراتر از زمانهی خود، در این قصه به ما یادآور شد برای شریف و بزرگ زیستن، برای انسانی زیادی انسانی بودن، نیازی لزوماً به کتابخوانی نیست؛ یک لوتی نیز میتواند تعادل زمین را با شرافتش حفظ بکند.فیلمی نیز از روی این اثر ساخته شده توسط مسعود کیمیایی با بازی ِ بهروز وثوقی.-vakilnews-@uttweet

