باغبان پیاله هایی از دانه ی گیاهان مختلف را به خاک هدیه می داد، مثل مادری که فرزندش را غذا می دهد ه…
انتشار: 2023/06/18 18:25 UTCدریافت: 2026/08/18 16:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:07 UTC
باغبان پیاله هایی از دانه ی گیاهان مختلف را به خاک هدیه می داد، مثل مادری که فرزندش را غذا می دهد هر روز خاک را آب می داد و گاهی به تماشایش می نشست شاید که جوانه هایی از دل خاک بیرون زند بعد از مدتی جوانه ها سر از خاک برآوردند و لبخند بر چهره خسته باغبان نقش بست اما باغبان همچنان با امید و تلاش بیشتر به خاک، آب و کود و مواد غذایی می داد بدون آنکه خسته شود .بعضی روز ها با یک کلاه حصیری قدیمی کنار جوانه ها می نشست و نی میزد و آواز می خواند ، هرچه جوانه ها بیشتر قد می کشیدند لبخند های باغبان زیبا و زیبا تر می شد.گاهی حلقه هایی از اشک بدون آنکه سرازیر شوند چشمانش را جلا می دادند.سالها کار باغبان نگهداری و مراقب از دانه هایی بود که حالا درخچه ها و بوته های باروری شده بودند، میوه ها و محصولاتی آبدار پاداش مهربانی او با دانه ها و زمین بود.او هر روز مقداری از میوه ها را نذر می کرد ، معتقد بود مهربانی را باید منتشر کرد مثل یک ویروس! ویروسی دلنشین که آرزو داشت همه به آن مبتلا شوند.@vagooyensan
