نقدی جدید بر آثار علی شریعتیاخیرا موسی غنی نژاد، در مصاحبه ای شریعتی را شیاد خواند، به این دلیل که…
انتشار: 2026/08/06 14:04 UTCدریافت: 2026/08/15 02:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:13 UTC
نقدی جدید بر آثار علی شریعتیاخیرا موسی غنی نژاد، در مصاحبه ای شریعتی را شیاد خواند، به این دلیل که در سخنرانی هایش به کسی به اسم پروفسور شاندل استناد می کرده و حرف های خود را از زبان او می گفته برای این که دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد. بلافاصله موجی از انتقادها از جانب دوستداران شریعتی (عموما از نسل ما و قبل از ما) براه افتاد، که شریعتی از این گونه ابداعات ادبی و هنری زیاد کرده، کما اینکه در شعر فارسی هم شاعران بزرگ از زبان دیگران حرف های خود را می زده اند و هیچ کس بر آنها خرده نگرفته. انتقادها طیفی از اشارات کنایی مثل نوشته احمد زیدآبادی تا نامه های خیلی تند مثل نامه عبدالکریم سروش را که از موضع خیلی بالا صرفاً سرشار از ناسزاهای مسجع بود را در بر می گرفت. طبیعتا و به دلایلی قابل فهم هم عده ای از همکاران موضع شان این است که مسئله اصلی کشور ما در این روزها پیدا کردن راهی برای برون رفت از خطر جنگ و ویرانی کشور و مقابله با تندروهایی است که درک درستی از منافع ملی و رنج مردم ندارند، و بنابراین پرداختن به نقد شریعتی و در کنار او مصدق که این روزها انتقاد از او هم رواج یافته و دوستدارانش را آزرده کرده است، بیش از آنکه به اصلاح کشور کمک کند، آبی است که به آسیاب تندروان و ضد اصلاح طلبان ریخته می شود. به گمان این همکاران می توان صبر کرد تا کشور از این دوران حساس گذر کرده باشد و بعد با فراغ بال و با درک زمانه ای که این افراد در آن می زیستند به انتقاد از آنها پرداخت. سخن قابل تاملی است، اما من فکر می کنم کشور ما هیچگاه حتی وقتی از این دوران حساس عبور کند، به آن درجه از آرامشی که مد نظر همکاران است نخواهد رسید و فرصت نقد فراهم نخواهد شد مگر اینکه نقد را همیشگی کنیم و از همین حالا نقادی بی ملاحظه و صریح و روشن را متوجه همه افراد و جریان ها کنیم. جهل و نادانی امری نیست که به یکباره از جامعه ای رخت بربندد. باید صراحت داشته باشیم، از هیچ کس چه گذشتگان و چه آنها که حاضرند بت نسازیم، مقهور قدرت سیاسی و یا محبوبیت آنها نزد گروهی از مردم نشویم. اشتباهات شریعتی، مصدق، شاه، و کل نظریه های سلطنت و ولایت فقیه را بدون برچسب های ناشایست، البته با زبانی صریح و روشن ذکر کنیم تا نقادی و تفکر در جامعه ما جای شور و اشتیاق و ارادت ورزی را بگیرد. آنگاه است که شاید پس از چند دهه جامعه ما قدم در جاده اصلاح بگذارد. خوشبختانه در ۵۰ سال اخیر جامعه دانشگاهی ما علیرغم تمام کاستی ها و محرومیت های مادی اش، روشی را در ارزیابی افراد دنبال کرده که می تواند برای جبران اشتباهات گذشته راهگشا باشد. اگر از خیل عظیم مدارکی که بنا به ملاحظات سیاسی نصیب مسئولین می شود بگذریم و توجه خود را به جوانان درس خوانده متقاضی استخدام در دانشگاه معطوف کنیم، فرایند استخدام و ارتقا چنین چیزی است: برای استخدام هر کسی در دانشگاه کارنامه علمی اش ، مقاله ها و ارجاعاتش ، برنامه آینده اش، دوره هایی را که به عنوان پسادکتری طی کرده، توصیه نامه ها از استادانش و حتی ریز نمراتش را بررسی می کنند و پس از گذراندن این کارنامه از کمیته های گوناگون تصمیم به استخدام او می گیرند. سپس سال به سال و پس از بررسی سیر پژوهشی و آموزشی اش مراتب ارتقای او طی می شود. ای کاش آن موقع که دکتر شریعتی به ایران آمد نیز چنین دقت هایی اعمال می شد، ظاهرا در ان زمان در دانشگاه مشهد، جایی که شریعتی استخدام شده، چیزی شبیه به این روند و البته خیلی کمرنگ وجود داشته ولی به دلیل شور و هیجان اعتراضی و انقلابی ای که سخنرانی های او در دانشجویان، آن هم در نبود آزادی سیاسی در رژیم شاه پدید می آورده، این روند نادیده گرفته شده. ای کاش غلبه شور و هیجان انقلابی گری جای خود را به اصلاح طولانی مدت و پایدار می داد و کسی مثل دکتر شریعتی می توانست با آرامش خاطر یک رساله دکتری واقعا در رشته جامعه شناسی که خود را متخصص آن می دانست بنویسد و نسلی از دانشجویان مستعد کشور را در رشته جامعه شناسی تربیت کند. ای کاش فضای فکری استبداد زده جامعه ما اینقدر فقیر نبود. به هر حال امروز که جامعه دانشگاهی ما پیشرفت کرده فرصتی یافت شده که شریعتی را بدون ارادت ورزی تنها به مدد مطالعه و نقادی دقیق و خط به خط آثارش بشناسیم.