🧩.[آثار مسابقه بزرگ زاویه دیـــــد]شرکتکننــــده شماره15✍| بخش روایت نویسی⁶ |📌شما میتوانید با ثبت…
انتشار: 2026/07/12 09:08 UTC
🧩.[آثار مسابقه بزرگ زاویه دیـــــد]شرکتکننــــده شماره15✍| بخش روایت نویسی⁶ |📌شما میتوانید با ثبت لایک و ریاکشن در کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام والعصر، در انتخاب آثار برگزیده هر بخش مشارکت کنید.از وقتی که شنیدنش را آموختم، انگار نه انگار که سالها در کوچههای غفلت قدم زدهام. هر کلمهات را که میشنیدم، چون نگینی میدرخشید و مسیرِ گمشدهام را روشن میکرد. با خود میگفتم: «چگونه این همه سال، کنار این دریای بیکران عبور کردم و جرعهای ننوشیدم؟» اما تقدیر چنین خواست که دیر، اما به هنگام، تشنهی کلامت شوم.و من، شاگردِ کوچکِ مکتبِ تو، عهد بستم که هر واژهات را چون آیینهای در برابر چشم جان بگذارم و در هر نگاه، معنایی تازه بیابم. در هوای دیدارت، دست به دامانِ هر آشنا زدم، پلها ساختم به امیدِ آنکه روزی، در میانِ آن موجِ عاشق، روبرویت بایستم. غبطهی حضورت را در دلِ جمعیتهای تلویزیونی میخوردم و زمزمه میکردم: «کاش... کاش یک بار...»اما تقدیر، بازیگرِ عجیبی است. وقتی درِ دیدار گشوده شد، گویی زمان، نفسهایش را حبس کرده بود تا لحظهای ابدی خلق کند. در میانِ شلوغیِ جمعیت، دلهره داشتم؛ نه از ازدحام، که از سنگینیِ این لحظه. قلبم، میانِ شوق و هراس، سرگشته میتپید. و رسیدم. نگاهم اما، پیش از تو، به جای خالیات دوخت شد. آن صندلی، فریاد میزد از حسرتِ قامتِ استوارت. مغزم هشدار داد، اما دلم پیشتر میدانست.سرم را که بلند کردم، دنیایی از وطن پرستی را آنجا دیدم . آه... آن لحظه، چنان در دلم نشست که گویی هنوز، هر دم، زندهاش میبینم. چه دیداری شد این دیدار؛ بیواسطه، بیگزینش، چون امانتی از سرِ مهربانیات. اینک منم، روبرویت، اما چشمانم جز اشک، چیزی نمیبینند. گوشهایم، به جای صدای دلنشینت، فقط ضربانِ قلبِ شکستهام را میشنوند که برای تو میتپد و برای آن طفلِ نورانیات.آقا... کاش این اولین، آخرین نمیبود. کاش میدیدمت که ایستادهای، با آن ابهتِ بینظیر. اما حتی در این حال، استواری ات را احساس میکنم؛ استواریای که نه از قامت که از ایمان توست. و من، در میانِ این جمعیتِ ماتمزده، میبینم که چگونه غمهایشان، از جنسِ غمِ حسین(ع) است؛ زنده و زندهکننده، چون خودت🎲.•° از همراهی و حمایت ارزشمند شما سپاسگزاریم.@valasr_bmui ⃟⛳


![•|والعصر|•: •{﷽}•[گَر هَوای شکفتن داری ، بگذر از خود مرد میدان شو] -‘๑’- -‘๑’- -‘๑’- "دعـوتیـد به یک هـجرت تابـسـ❂ـتانهیِ جـهادی" ق](https://cdn4.telesco.pe/file/bClLq-yWAzgyK_aRTunj33JNWOkXG9vTaaE5oO9bQGskWOF6EfNml9WV_8Y6GdMbrfcb4tuKhj84WtXp-cwS-gV5Lx5-jrx35IbJ77a3qW6wgjxeHj3pmhiFvgiBi8GUYkcfeHqAuYqbBDwJtwR4lZFcwgpLwxzJIW7HaRpthzZzktxbupWsEGl0AIwmhakgj3vyOs0pJnjIHAERksDFjxiJDGhT8gNk37nI1QJObGV1wBfePsSv3m7BpbqHiaY0ZMY4uvI0zoYIFmRE7Q2AV7OK7_bwdGC13oCAcDJcDETlxnM_5LWU4o2_q-_sgHy_U-isrkCuUlwEUSl3nBfIrA.jpg)