قالیباف از کدام «نظم جدید منطقهای» حرف میزند؟!حسن صالحیجای هیچ شک و شبههای نیست که سفر محمدباقر…
انتشار: 2026/08/20 07:00 UTCدریافت: 2026/08/21 08:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 08:40 UTC
قالیباف از کدام «نظم جدید منطقهای» حرف میزند؟!حسن صالحیجای هیچ شک و شبههای نیست که سفر محمدباقر قالیباف به بغداد، بهدنبال سفر اخیر اسماعیل قاآنی، با تحولات مربوط به ضربالاجل دولت عراق برای خلع سلاح گروههای شیعه طرفدار جمهوری اسلامی ارتباط دارد. این سفر در شرایط کنونی بیش از یک سفر دیپلماتیک معمولی است؛ سفری برای حفظ یکی از مهمترین اهرمهای نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه، اهرمی که اکنون بیش از هر زمان دیگری در معرض از دست رفتن قرار گرفته است.قالیباف در بغداد از «نظم منطقهای جدید» سخن میگوید. اما سؤال اینجاست: قالیباف دقیقاً از کدام نظم جدید منطقهای حرف میزند؟قالیباف و جمهوری اسلامی به خود میبالند که به قیمت محاصره دریایی ایران، توانستهاند با ایجاد بحران و ناامنی در آبراه بینالمللی تنگه هرمز، امنیت و جریان عادی تجارت در منطقه را به چالش بکشند . او از نظمی سخن می گوید که وی آن را با «بستن تنگه هرمز» از سوی جمهوری اسلامی و «غلبه بر قویترین ارتش جهان» تعریف می کند. اما آیا اینها واقعاً به نقش جمهوری اسلامی در منطقه بهعنوان یک قدرت تعیینکننده افزوده است؟پاسخ به این سؤال منفی است. سیر تحولات منطقه و بهویژه موقعیت تضعیفشده نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، خلاف این مدعا را نشان میدهد. این روند با سقوط رژیم بشار اسد، بهعنوان یکی از مهمترین همپیمانان منطقهای جمهوری اسلامی، وارد مرحله تازهای شد و از آن زمان تاکنون، تحولات عراق، لبنان و فلسطین نیز عمدتاً در جهت تضعیف موقعیت منطقهای جمهوری اسلامی پیش رفته است.جمهوری اسلامی بههیچوجه در موقعیتی نیست که بتواند همچون گذشته به حفظ نیروهای نیابتی خود در منطقه ادامه دهد و از طریق آنها اراده سیاسی خود را بر کشورهای منطقه تحمیل کند. برعکس، نشانههای متعددی حاکی از آن است که توان جمهوری اسلامی برای حفظ و بهکارگیری این شبکه در حال کاهش است و موقعیت نیروهای وابسته به آن نیز نسبت به گذشته تضعیف شده است.نفس اینکه نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در عراق اکنون برای خلع سلاح و قرار گرفتن سلاحهایشان تحت کنترل دولت عراق تحت فشار قرار گرفتهاند، بهخودیخود نشانه مهمی از این تغییر موقعیت است. اینکه این وضعیت قالیباف و دیگر مقامات جمهوری اسلامی را به تکاپو انداخته و قاآنی را نیز پیش از او راهی بغداد کرده است، نشان میدهد جمهوری اسلامی بیش از آنکه در حال شکل دادن به یک «نظم جدید منطقهای» باشد، نگران نظم جدیدی است که ابتکارش دست دولتهای دیگراست. جمهوری اسلامی حق دارد که نگران از دست دادن یکی از مهمترین اهرمهای نفوذ خود در منطقه است باشد.مسئله فقط به عراق محدود نیست. حزبالله در لبنان نیز برای خلع سلاح شدن بهشدت تحت فشار قرار دارد و در نتیجه تحولات سیاسی و مذاکرات دولت لبنان و اسرائیل با حمایت آمریکا، در موقعیت بهمراتب تضعیفشدهتری قرار گرفته است. تصویب لغو مجازات اعدام در لبنان نشانهای از افول حزبالله در این کشور است. از سوی دیگر، در فلسطین نیز حماس ساختار حکومتی خود در غزه را منحل کرده و پذیرفته است که اداره غزه به یک کمیته تکنوکرات فلسطینی واگذار شود. حماس همچنین با طرحی برای خلع سلاح و انتقال تدریجی سلاحهای خود به این ساختار فلسطینی موافقت کرده است؛ هرچند اجرای این روند مشروط و مرحلهای است و هنوز بر سر نحوه و زمانبندی آن اختلاف وجود دارد اما این روندی است که دیر یا زود برخلاف آرزوهای حماس و جمهوری اسلامی عملی میشود.تضعیف موقعیت منطقهای جمهوری اسلامی فقط در وضعیت نیروهای نیابتی آن خود را نشان نمیدهد؛ روابط جمهوری اسلامی با کشورهای منطقه و بهویژه همسایگانش بشدت تیره و متشنج شده است. جمهوری اسلامی در جریان جنگ اخیر به شماری از کشورهای منطقه و منافع آنها حمله کرد و نتیجه این سیاست، نه گسترش نفوذ منطقهای، بلکه افزایش بیاعتمادی و فاصله گرفتن دولتهای منطقه از آن بوده است.نمونه روشن آن امارات متحده عربی است. امارات امروز، در واکنش به تشدید تنشها و حملات جمهوری اسلامی، اعلام کرده است که تمامی مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف میکند. این تصمیم در مورد یکی از مهمترین شرکای تجاری و مسیرهای مالی جمهوری اسلامی، ضربه دیگری به روابط رژیم با کشورهای منطقه و یکی از مهمترین کانالهای اقتصادی آن وارد میکند.این نیز خود نشانه دیگری از تغییر موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه است: حکومتی که مدعی شکل دادن به «نظم جدید منطقهای» است، در عمل نه تنها در حال از دست دادن اهرمهای نفوذ خود در میان نیروهای نیابتی، بلکه در حال از دست دادن روابط اقتصادی و سیاسی با کشورهای همسایه و منطقه است.آنچه موقعیت تضعیفشده منطقهای جمهوری اسلامی به ما گوشزد میکند، وضعیت رژیمی است که از یک سو در داخل در چنبره خشم و اعتراض مردم و ابربحرانهای اقتصادی و سیاسی گرفتار است و از سوی دیگر، در منطقه نیز سیر نزولی را طی میکند. جمهوری اسلامی امروز بخش مهمی از اهرمهایی را که سالها برای گسترش نفوذ خود در منطقه ساخته بود، در حال از دست دادن است.این وضعیت برای مردمی که مترصد سرنگونی جمهوری اسلامی هستند، یک موقعیت مساعد برای به میدان آوردن و بسیج نیروی خود است. مردم ایران میتوانند با رهایی خود از شر جمهوری اسلامی، نه تنها به زندگی و آینده خود امکان تازهای بدهند، بلکه یک بار برای همیشه به یکی از عوامل اصلی بیثباتی و ناامنی در منطقه پایان دهند.سرنگونی جمهوری اسلامی میتواند آغازگر یک نظم منطقهای جدید باشد؛ نظمی که محور آن نه استبداد و سرکوب و بی حقوقی و جنگ، بلکه آزادی، صلح و سعادت مردم ایران و منطقه است.




