🍃🍃🌸💚🌸🍃🍃🍃🌸حکایت شهادت اما حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه...بخش یڪم:🍃🌸 اهل ڪوفه برای امام حسین رَضِیَ اللّه…
انتشار: 2026/06/23 17:46 UTC
🍃🍃🌸💚🌸🍃🍃🍃🌸حکایت شهادت اما حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه...بخش یڪم:🍃🌸 اهل ڪوفه برای امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه نامه ای نوشته و از او خواستند ڪه به ڪوفه بیاید تا با او بیعت ڪنند. هنگامی ڪه امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه به اصرار شدید اهالی شهر ڪوفه اراده نمود تا به ڪوفه برود عبدالله بن عمر، عبدالله بن عباس و محمد بن حنیفه برادر امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْهم ایشان را خیرخواهانه از سفر منع ڪردند.🍃🌸عامر بن شراحیل می فرماید: هنگامی ڪه به عبدالله بن عمر رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما خبر رسید ڪه حسین بن علی رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما رو به سوی عراق نموده است، پس در مسیر دو روزه یا سه روزه به حسین بن علی رسید و گفت: به کجا می روی؟ حسین بن علی فرمود: این ها نامه ها و بیعت های مردم عراق است.🍃🌸عبدالله بن عمر فرمود: انجام نده و نرو؛ پس حسین بن علی نپذیرفت پس عبدالله بن عمر به او گفت: جبرئیل علیه السلام نزد رسول الله ﷺ آمد و او را میان دنیا و آخرت، مخیّر ساخت و او آخرت را برگزید و خواهان دنیا نبود و نخواست و شما پاره تن رسول الله ﷺ هستید و این همان چیزی است ڪه او از تو می خواهد.🍃🌸حسین بن علی نپذیرفت. عبدالله بن عمر، حسین بن علی را در آغوش گرفت و گفت: تو را ڪه کشته می شوی به الله می سپارم، و هر دو گریه ڪردند. عبدالله بن عمر رَضِیَ اللّهُ عَنْهما می فرماید: حسین به زور از نزد ما رفت، به جانم قسم باید از پدر و برادرش عبرت می گرفت.🍃🌸عبدالله بن عباس رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما به امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه گفت: من یقین دارم تو مانند عثمان رَضِیَ اللّهُ عَنْه پیش چشم زنان و دخترانت ڪشته می شوی. سخن او را هم نپذیرفت. پس ابن عباس رَضِیَ اللّهُ عَنْه نیز به شدت گریست و گفت: ابن زبیر را خوشحال ساختی.🍃🌸امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه عزم مصمَّم گرفته بود و مشورت ایشان را نپذیرفت و روانه سفر شد [روز دهم ذی الحجه سال 60 هجری با جمعی از خانواده خود از مڪه به سمت عراق رفت].🍃🌸در دوران سفر امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه پسر برادر خود مُسْلِم بن عقیل رَضِیَ اللّهُ عَنْه را بعنوان قاصد به کوفه فرستاد تا احوال آنجا را مشاهده نموده و ایشان را مطلع بسازد تا اگر احوال درست بود سفر را ادامه بدهد. زمانی ڪه مُسْلِم بن عقیل رَضِیَ اللّهُ عَنْه به ڪوفه رسید دوازده هزار اهالی کوفه بر دست وی بیعت ڪردند.🍃🌸مُسْلِم بن عقیل رَضِیَ اللّهُ عَنْه با مشاهده این حالت به امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه پیام فرستاد ڪه شرایط سازگار است، تشریف بیاورید. امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه بسوی ڪوفه حرکت نمود و در بین راه بود ڪه اطلاع یافت ڪه عبیدالله بن زیاد، مُسْلِم بن عقیل رَضِیَ اللّهُ عَنْه را شهید ڪرده است. با شنیدن این خبر همراهان امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه از رفتن بجائی بدون قصاص خون مُسْلِم انکار ڪردند.🍃🌸چون قافله امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه روانه شد و چون کمی پیشتر از قادسیه رسیدند حُر بن یزید با یڪ هزار لشکر حاضر و ظاهر شد. حُر بن یزید حکم یافته بود تا امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه را همراه با لشکر ایشان دستگیر نموده و نزد ابن زیاد ببرد. امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه با مشاهده این صحنه، حُر را متوجه ساخت ڪه شما بودید ڪه توسط نامه های فراوان خویش ما را خواسته بودید و حالا چرا خلاف عهد خویش می ڪنید؟🍃🌸امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه همه آن نامه ها را به او نشان داد. حُر بن یزید با لهجۀ تهدیدآمیز گفت: از جنگ دست بردارید وگرنه کشته می شوید. امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه با شنیدن این سخن فرمود: من می روم و برای مردی ڪه نیتش حق و جهاد در راه اسلام است، مرگ عار نیست.🍃🌸امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه قاصد دیگری را هم فرستاد ڪه ابن زیاد او را نیز به قتل رسانید. چون این خبر به گوش امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه رسید اشک از چشمان ایشان سرازیر شد.🍃🌸امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه سرانجام مسافتی طولانی را پیموده و در تاریخ 2 مُحرَّم سال 61 هـ ق به میدان ڪربلا رسید. از آن طرف ابن زیاد لشکری را به سپهسالاری عمر بن سعد به میدان جنگ فرستاد.🍃🌸هنگامی ڪه او با امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه ملاقات ڪرد امام حسین رَضِیَ اللّهُ عَنْه سه پیشنهاد به او داد ڪه از بین آن ها یکی را از طرف من انتخاب ڪنید: 🍃از جایی ڪه آمده برگردد.🌸به یڪی از سرزمین های هم مرز برود.🍃پیش یزید برود و هر چه او بخواهد انجام دهد.🍃🌸عمر بن سعد این پیشنهاد را قبول ڪرد و آن را نوشته به ابن زیاد فرستاد. ابن زیاد در مقابل نوشت ڪه من فقط یک چیز را قبول دارم و آن اینکه حسین بن علی رَضِیَ اللّهُ عَنْهما با لشکر خود در اطاعت من درآیند.🍃🌸ادامه دارد....🍃🍃🌸💚🌸🍃🍃💞@yaashahemadine💞
