عروسی با طعم مرگعباس شاهعلیبا پایان ماههای محرم و صفر، فرصت برپایی سور و سرور عروسی فراهم میشود؛…
انتشار: 2026/08/18 13:14 UTCدریافت: 2026/08/19 02:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 02:15 UTC
عروسی با طعم مرگعباس شاهعلیبا پایان ماههای محرم و صفر، فرصت برپایی سور و سرور عروسی فراهم میشود؛ اما عجیب است که زندگی برخی از افراد، با هیجانهای کاذب و افراط گره خورده و همین نبودِ تعادل، گاه زمینه بروز آسیبهای جدی و حوادث تلخ را فراهم میکند.گذشته از آن، شبِ موسم آسایش و آرامش همه کسانی است که هر بامداد برمیخیزند و برای طلب روزی حلال و لقمهای آبرومندانه، به امید برکت حضرت رزاق، راهی کار و تلاش میشوند. آنان با خستگی از هیاهوی روزانه و آلودگیهای صوتی، در بازگشت به سرای امن، آرامش را برای نیرویی دوباره در فردایی دیگر میخواهند؛ اما گویی رعایت حقوق شهروندی، احترام به امنیت و آرامش همسایه و همشهری، برای برخی به فراموشی سپرده میشود.ساعت نزدیک به ۱۲ شب است؛ کاروان عروسی پس از ترک تالار، با بوقهای ممتد و فریادهای پیدرپی وارد محدوده محل سکونت پدر گرامی آقا داماد میشود و اجرای ساز و دهل و دیگر ابزارهای موسیقی رایج را آغاز میکنند؛ صدایی که تا دوردستها میرسد و آرامش را از خوابِ ساکنان محل میگیرد. این «نمایش شادی» هنگامی تأسفبارتر میشود که برخی برای تکمیل جشن، راهی جز تیراندازی به ذهنشان نمیرسد. صدای شلیک، کوبیدن بر طبل، نواختن ارگ و همراهی با داد و فریاد، چنان در هم میآمیزد که هیچ انسانی بر بالین آرام نمیگیرد.بهراستی چرا برخی گمان میکنند دیگران نیز باید همپای آنان بیدار بمانند و آزار و آلودگی صوتی شبانه را به نام شادیِ زودگذر تحمل کنند؟ عروسی مبارک است؛ اما مگر نه اینکه این مبارکی باید رضایت مردم از شما را نیز به همراه داشته باشد؟از سوی دیگر، بخش دوم ماجرا—که میتواند خساراتی جبرانناپذیر به خانوادهها وارد کند—ابعاد جدیتری دارد.در گوشهای از این دیار، گاهی میهمانان پایکوبی جشن را میبینند؛ زوج جوانی که با هزاران امید و آرزو، لباس عروس و رخت دامادی را پوشیدهاند تا شیرینترین خاطره زندگی خود را ثبت کنند. اما گاهی چرخِ روزگار آنگونه که میخواهیم بر وفق مراد نمیچرخد و حادثهای ناگوار، به دلیل رفتاری غیرقابل تصور، تلخترین خاطره عمر را رقم میزند؛ خاطرهای که پس از آن، بسیاری ناچارند رخت عزا بر تن کنند و کابوس آن شب، تا پایان عمر رهایشان نکند.رسم غلط تیراندازی در مراسم عروسی، نه ریشهای در دین دارد و نه در ملیت ایرانی. متأسفانه تیراندازی در مراسم عروسی در سالهای اخیر—در این دیار و دیگر نقاط کشور—به اتفاقات تلخ و آسیبهای سنگینی انجامیده، اما هنوز نتوانسته برای خانوادهها درس عبرتی کافی باشد.بیاییم وجدان خود را به داوری بسپاریم و عقلانی بیندیشیم: حذف این رسم نادرست، چه میزان به ارزشهای مراسم میافزاید و وجودش چه اعتباری برای ما به نمایش میگذارد؟ آیا جز این است که با استفاده از سلاح در جشن شادی، عملاً «فرشته مرگ» را مهمان لحظههای خوشمان میکنیم و در پی آن، خانوادهها را راهروهای دادگستری، پیگیریهای طولانی و تلاش برای جلب رضایت اولیای دم میکشاند؟آیا واقعاً چند تیر شلیکشده در مراسم عروسی، آنقدر ارزش دارد که بتوان برای گرفتن رضایت، تا لحظههای اشک و التماس و عجز و ناله پیش رفت؟ آیا بهتر نیست به جای آن، از هر آنچه در اختیار داریم—برای زیبایی، نظم و شادی سالم—بهره ببریم و فرهنگ استفاده صحیح از امکانات را تقویت کنیم؟به امید روزی که بجای نو کردن «برنو» اندیشههایمان را نو کنیم.yaftenews.ir/notes/art-culture/52531-a-we…